(1/100157620)

پرسش:در مورد اينكه گفته شده خدا ميل جنسي در انسان را فقط براي ادامه ي نسل بشر قرار داده 2 تا سوال دارم :

1) امروزه ما مي بينيم كه بچه دار شدن زوجين بيشتر بدليل علاقه ي خود زوجين به فرزند است نه براي ارضاي ميل جنسي، در واقع كسي براي ارضاي ميل جنسي دست به بچه دار شدن نمي زنه چون ارضاي ميل جنسي به طرق ديگري هم ممكن است لطفاً توضيح بديد.

2) يعني اگر پاي ادامه ي نسل بشر در ميان نبود خدا ميل جنسي را نمي آفريد؟

 

پاسخ:

چرا افراد تمايل به داشتن فرزند دارند؟

چون هورمونهاي خانواده ي جنسي در وجود آنها ترشّح مي شود. علاقه به جنس مخالف، علاقه به فرزند، حتّي علاقه به دوست همجنس، همگي ريشه در ترشّح اين هورمونهاي درون ريز دارند. مطالعات نشان داده اند كه افزايش يا كاهش اين هورمونها نه تنها در صفات ظاهري زنانه و مردانه تأثير دارند، بلكه تأثيرات مستقيم روي احساسات مردانه و زنانه نيز دارند. لذا اگر در ترشّح اين هورمونهاي مرتبط با جنسيّت، اختلالي ايجاد شود، نه تنها قيافه ي شخص دچار دگرگوني مي شود بلكه احساسات او نيز دگرگون مي شوند. اگر افراد خواجه (مردان فاقد قوّه ي جنسي) را ديده باشيد، مي بينيد كه اوّلاً قيافه اي شبيه زنها دارند؛ و صدايشان شبيه صداي زنهاست؛ و ثانياً هيچ علاقه اي به همسر داشتن و فرزند داشتن ندارند. اين گونه افراد، حتّي علاقه ي چنداني به دوست و رفيق گرفتن هم ندارند.

بعد از تولّد فرزند در بدن مادر و پدر، نوعي هورمون ترشّح مي شود به نام «اكسيتوسين» كه آنها را علاقمند به فرزند مي كند؛ و موجب مي شود كه آنها از فرزندان خود مراقبت كنند. اگر بنا به عللي اين هورمون در بدن مادر ترشّح نشود، حاضر نمي شود به فرزند خود شير دهد يا از او نگهداري كند. حتّي ممكن است عمداً بچّه ي خود را گم كند. در حيوانات، وقتي اين هورمون ترشّح نمي شود، مادر بچّه ي خود را بعد از زيايمان، مي كشد يا حاضر به شير دادن به آن نمي شود.

هورمون اكسيتوسين كه به هورمون عشق معروف است سطح احساسات به ويژه حس همدردي را افزايش مي دهد. اين هورمون همچنين به زنان در زمان زايمان كمك مي كند.

هورمون پرولاكتين نيز در زنان مسئول توليد شير پس از تولد نوزاد است.

دانشمندان نشان داده اند كه با تولد فرزند، در مغز مردان نيز چيزي بسيار شبيه به آنچه كه در مغز تازه مادرها رخ مي دهد اتفاق مي افتد؛ يعني در آنها هورمونهايي ترشّح مي شوند كه در او احساس پدري را ايجاد مي كنند؛ اگر اين اتّفاق نيفتد، مرد، نسبت به فرزند خودش احساس پدري نخواهد داشت.

مطالعات نشان داده اند، به محض اينكه تازه پدرها نوزاد را در آغوش مي گيرند سطح توليد اكسيتوسين و پرولاكتين در مركز احساسي مغز آنها افزايش مي يابد و احساسات و افكار پدرها نسبت به نوزادان شرطي مي شود. اهميت اين دو هورمون در تقويت رابطه مادر- فرزند و رفتار زنان در علاقه مندي به بچه دار شدن از ديرباز مورد توجه بوده است.

خلاصه آنكه:

خداوند متعال، بدن آدمي را چنان طرّاحي نموده كه بعد از سنّ بلوغ ناگهان مجموعه اي از هورمونها فعّال مي شوند؛ و در شخص، حالتهايي را ايجاد مي كنند كه به صورت غريزي به سمت ازدواج و بچّه دار شدن و بقاء نسل پيش مي روند. در اغلب حيوانات، اين اتّفاق، به صورت مقطعي و در زمان جفت گيري رخ مي دهد؛ و بعد از بزرگ كردن فرزند، متوقّف مي شود؛ امّا در انسان، اين گونه نيست. چون انسان، عاقل است. اگر بنا بود كه در طول سال، فقط چند روزي اين حالت براي انسان پديد آيد، انسانها به خاطر عقل داشتن، حاضر نمي شدند زير بار مسئوليّت سنگين خانواده بروند؛ لذا آن چند روز را هر جوري شده تحمّل مي نمودند تا زمانش بگذرد و غريزه آرام گيرد. امّا خداوند متعال، انسان را طوري آفريده كه هميشه اين تمايل به جنس مقابل را داشته باشد؛ و هميشه ميل به فرزند را داشته باشد. لذا انسانها نمي توانند از بند اين نيازهاي غريزي خود را رها كنند؛ كه نتيجه آن نيز مي شود ازدواح و تشكيل خانواده و توليد نسل و حمايت از فرزندان و ... .

بزرگ است خداوندي كه آياتش همه جا را پر نموده است؛ و در همه چيز، خود را نمايان ساخته است.