(1/100151163)

پرسش:در سوره اسرا خداوند به شيطان ميفرمايد:

شاركهم في اموال و الولاد يعني در اموال و اولادشان مشاركت كن

يعني پول حرام وارد زندگي شدن و انسان هاي شيطان زاده به دنيا آمدن

از طرف ديگه پيامبر(ص)هم بارها و بارها گفته كه دشمنان ما(نه الزاما مخالفان ما)شيطان زاده اند

فرق دشمن هم با مخالف اينه كه پيامبر(ص)به علي(ع) ميگه علي اگر دنيا رو هم به دشمنانت بدي دست از دشمني بر نميدارن

حالا با اين تفاصيل بفرماييد اصلا فلسفه اين حكمت خدا در شيطان زاده شدن بعضي از انسان ها و در نتيجه از همان بدو تولد،دشمن شدن با پيامبر و معصومين چيست؟

به اين نكته هم توجه كنيد كه شيطان زاده شدن ظاهرا ربطي به خود روحي كه ميخواد به دنيا ميآد نداره و اين مربوط ميشه به پدر و مادر كه مثلا شراب خورده اند يا اسم خدا را موقع نزديكي نياورده اند يا نطفه در حيض بسته شده، شيطان زاده ها هم طبق گفته پيامبر و عصومين، كساني هستند كه به فحاشي علاقه مندند كساني كه شرم و حيا ندارند، كساني كه به خون و خونريزي علاقه مندند، كساني كه به گناه علاقه مندند، كساني كه ... .

در همين جامعه خودمان نگاه كنيد ببينيد چند نفر اين ويژگيها رو دارن ... آيا خداوند كه همچين اختيار و اجازه اي به شيطان داده كه در نطفه يك عده اي مشاركت كنه و اون عده از همون ابتدا با معصميين دشمن بشن و به گناه كردن علاقه مند ميشن فرض كنيد اين صحبت در قرآن نبود و مثلا در تورات تحريف شده يا انجيل تحريف شده بود آيا خود شما كل اون كتاب رو به خاطر همين جمله زير سوال نمي برديد؟

به نظر شما چند نفر در دنيا وجود دارن كه قبل از نزديكي اسم خدا رو بيارن يا غسل كنند و وضو بگيرند يا شراب نميخورند براي اينكه بچه هاشون شيطان زاده نشه؟ اصلا چند نفر از اين موضوع خبر داره؟ فرض كنيد شما مسلمان نيستيد و كسي ميآد همچين موضوعي رو به شما ميگه و به قران هم استناد ميكنه؛ آيا شما متنفر نميشيد از همچين خدايي؟

اين وسط مقصر كيه؟ خداوند؟ پدر و مادر؟ روحي كه به دنيا ميآد؟

پاسخ:

1ـ آیه را ناقص و همچنین غلط بیان نموده اید. آیه چنین است:

« وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً  ــــ  و مضطرب و پریشان ساز با صوت خویش هر كدام از آنها را که مى‏توانى! و لشكر سواره و پياده‏ات را بر آنها گسيل دار! و در اموال و فرزندانشان شركت جوى! و آنان را وعده‏ بده!  و شيطان، وعده نمی دهد آنها را جز فريب» (الإسراء:64)

اینکه بخشی از آیه را حذف نموده اید از اقسام مغالطه محسوب می شود؛ چون قسمت نخست آیه با قسمت بعدی در ارتباط می باشد.

2ـ در تفسیر آیه فرموده اید: « يعني پول حرام وارد زندگي شدن و انسان هاي شيطان زاده به دنيا آمدن»

بلی مشارکت شیطان در اموال، یعنی سوق دادن افراد به سمت کسب ثروت حرام؛ که پول حرام نیز جزئی از آن است. دقّت فرمایید که اموال، اعمّ از پول است. غصب اموال، دزدی اموال، کسب ربوی، معامله ی غدری، فروش اجناس ممنوعه مثل خمر و ابزار قمار و ابزار لهو و لعب، و ... همگی با مشارکت شیاطین انجام می گیرند.

امّا اینکه مشارکت شیطان در اولاد را به معنی « شیطان زاده به دنیا آمدن» معنی نموده اید، تفسیر به رأی است. در باره ی مشارکت در فرزندان، احتمالات متعدّدی وجود دارد که شما تنها یکی را مبنای خود قرار داده اید، بی آنکه دلیلی بر ترجیح این احتمال ارائه کنید.

3ـ فرموده اید: «از طرف ديگه پيامبر(ص)هم بارها و بارها گفته كه دشمنان ما(نه الزاما مخالفان ما)شيطان زاده اند »

بنده که چنین روایتی از رسول الله(ص) و اهل بیت(ع) نیافتم. آنچه در روایات وارد شده، مضمونش چنین است: « دشمن ما اهل بیت نمی شود مگر ولد الزنا».  بلی شیطان در ولدالزنا مشارکت نموده است؛ امّا شما طبق چه منطقی مدّعی هستید که ولد الزنا از نطفه ی شیطان جنّی است؟! مشارکت شیطان می تواند همین باشد که دو نامحرم را وسوسه کند تا زمینه ی توّلد فرزند زنا را فراهم کنند؛ یا می تواند چنین مشارکت کند که در نطفه ی حاصل از زنا، دخل و تصرّفهایی بکند؛ مثلاً ژنهای آن را دستکاری نماید؛ یا مانع رشد برخی ویژگی ها در نطفه شود و ... . احتمال نخست، که احتمال نیست؛ بلکه قطعی است؛ امّا احتمال دوم نیز می تواند واقعیّت داشته باشد؛ احادیث متعدّدی هم می توان در تأیید آن ارائه نمود. امّا این ادّعا که ولد الزنا یا دشمن اهل بیت(ع) فقط از نطفه ی شیطان تولید می شود یا نطفه ی او از ترکیب نطفه ی شیطان و مرد زنا کننده است، ادّعایی است بی مدرک، که نامعقول هم می نماید. چون حتّی اگر نطفه ی چندین مرد نیز همزمان در رحم زن قرار گیرد، تنها نطفه ی یکی از آنها با تخمک زن لقاح خواهد یافت.

4ـ توهّم کرده اید که هر کس در حال آمیزش اسم خدا را نیاورد یا شراب خورده باشد یا ... فرزندش حتماً با مشارکت شیطان متولّد می شود؛ در حالی که هیچ دلیل عقلی و نقلی این ادّعا را ثابت نمی کند. بلی این کارها احتمال مشارکت شیطان را افزایش می دهد، نه آنکه بین این کارها و مشارکت شیطان، رابطه ی تلازم باشد.

از این گذشته ما هیچ روایتی نیافتیم که بگوید این گونه فرزندان، دشمن اهل بیت(ع) می شوند؛ بلکه احادیث فقط ولد الزنا را گفته اند و گاه ولد الحیض را. البته شکّ نیست که از حیث فقهی، ولد الحیض حکم ولد الزنا را ندارد.

پس توهّمات خودمان را به اسلام نسبت ندهیم.

5ـ آیا هر ولدالزنایی دشمن اهل بیت است؟ و آیا هر دشمن اهل بیتی، ولد الزنا می باشد؟

آیا مؤمن آل فرعون از والدین کافر به دنیا آمده بود یا نه؟ پس چگونه مؤمن شد؟ آیا آسیه همسر فرعون، کافر زاده بود یا نه؟ پس چگونه از زنان برگزیده شد؟ طبق روایات، فرزندان انبیاء را نمی کشند مگر زنازادگان. آیا قابیل که هابیل را کشت، زنازاده بود؟ پدرش آدم بود و مادرش حوّا. آیا معاویة بن یزید که طرفدار اهل بیت(ع) شد و به شهادت رسید، پدرش هنگام آمیزش اسم خدا را آورده بود؟ پدرش یزید است که آشکارا وحی و اسلام و نبوّت را منکر بود؛ و به جای آب شراب می خورد.

اکثر اصحاب رسول الله(ص) هنگامی که نطفه ی آنها بسته می شد، پدر و مادرشان کافر بودند. پس نه بسم الله گفته اند؛ نه از شراب خواری اجتناب داشتند. نزدیک به ده نوع ازدواج هم داشتند که تنها یک نوعش را اسلام پذیرفت و بقیّه را زنا دانست. همچنین در بین اصحاب و دوستداران اهل بیت(ع) افرادی را سراغ داریم که مشهورند به ولد الزنا بودن.

قاتل امام حسن(ع) کیست؟ همسرش. آیا همسر ایشان، ولد الزنا بود؟ مگر می شود که امام معصوم، با ولد الزنا ازدواج کند؟ چون به حکم « الْخَبيثاتُ لِلْخَبيثينَ وَ الْخَبيثُونَ لِلْخَبيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ ــــ زنان ناپاك از آنِ مردان ناپاكند، و مردان ناپاك نيز به زنان ناپاك تعلّق دارند؛ و زنان پاك از آنِ مردان پاك، و مردان پاك از آن زنان پاكند »(النور:26)، امام معصوم با زن زنازاده ـ که یقیناً خبث وجودی دارد ـ ازدواج نمی کند. چون این آیه بیان حکم فقهی می کند نه بیان حکم تکوینی. در مورد قاتلان دیگر ائمه(ع) نیز جز مواردی دلیلی بر زنازادگی آنها وجود ندارد.

با توجّه به این مطالب، این سوال مطرح می شود که آیا منظور از ولد الزنا در این گونه از روایات، همان ولد الزنای متعارف است یا این روایات، در حال تعلیم مفهومی دیگر از ولد الزنا هستند؛ که ما اسمش را می گذاریم « ولد الزنای روحی».

فرمودند: « لَا يَقْتُلُ النَّبِيِّينَ وَ لَا أَوْلَادَهُمْ إِلَّا أَوْلَادُ الزِّنَا ــ به قتل نمی رساند انبیاء و فرزندان انبیاء را مگر اولاد زنا» (بحارالأنوار، ج27 ،ص240).

طبق آیات شکّ نداریم که حضرت آدم(ع) نبی بوده، و شکّ نداریم که هابیل فرزند آدم(ع) بوده است. و شکّ نداریم که قاتل هابیل، برادرش قابیل بوده. و شکّ نداریم که قابیل حرام زاده نبوده است. چون در آن زمان زن و شوهری جز آدم و حوّا وجود نداشتند. پس منظور روایت فوق نمی تواند زنازادگی متعارف باشد. امّا اگر منظور از زنازاده کسی باشد که منکر پدر معنوی و روحی خویش یا به تعبیری منکر پدر اختیاری خود باشد، شامل قابیل نیز می شود. چون او اعتقاد درستی به خدا و نبوّت پدرش نداشت.

در روایات متعدّدی وارد شده که رسول خدا(ص) و امیرمومنان(ع) پدر امّت می باشند. لذا هر کس از ایشان رویگردان شود، پدر خویش را انکار نموده و بی پدر است. چنین کسی زنازاده است روحاً؛ اگر چه جسماً حلال زاده باشد. و آنکه فضیلت امیرمومنان(ع) را بپذیرد و محبّت او را واجب بداند؛ لکن پیرو غیر ایشان باشد، روحاً ولدالحیض است، اگر چه جسماً ولدالحیض نباشد. از چنین کسانی بر می آید که شمشیر بر امام معصوم کشند و در قتل او شتاب کنند. آیا آن همه شامی و آن همه کوفی که بر امام معصوم شوریدند، همگی حرامزاده ی متعارف بودند؟! یقیناً حرامزاده ی متعارف نبوده اند؛ ولی حرامزاده ی روحی بوده اند. چون پدر اختیاری خویش را ،که خدا معیّن کرده، منکر بودند؛ و کسانی را پدر اختیاری خود می دانستند که خدا آنها را پدر قرار نداده بود؛ بلکه شیطان آنها را به عنوان پدر امّت معرّفی نموده بود.

به این حدیث شریف خوب دقّت فرمایید:

« ... فَبَعَثَ النَّبِيُّ ص إِلَى عَلِيِ‏ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع أَنِ اصْعَدِ الْمِنْبَرَ وَ ادْعُ النَّاسَ إِلَيْكَ ثُمَّ قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ مَنِ انْتَقَصَ أَجِيراً أَجْرَهُ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ وَ مَنِ انْتَمَى إِلَى غَيْرِ مَوَالِيهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ فَمَنِ انْتَفَى مِنْ وَالِدَيْهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ قَالَ فَقَامَ رَجُلٌ وَ قَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ مَا لَهُنَّ مِنْ تَأْوِيلٍ فَقَالَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ ثُمَّ أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص فَأَخْبَرَهُ فَقَالَ النَّبِيُّ ص وَيْلٌ لِقُرَيْشٍ مِنْ تَأْوِيلِهِنَّ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيُّ انْطَلِقْ فَأَخْبِرْهُمْ أَنِّي أَنَا الْأَجِيرُ الَّذِي أَثْبَتَ اللَّهُ مَوَدَّتَهُ مِنَ السَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ أَنَا وَ أَنْتَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا الْمُؤْمِنِين‏ ــــــ پس پيامبر اكرم از پى علي بن ابى طالب عليه السّلام فرستاد وقتى آمد فرمود برو منبر و مردم را جمع كن و به آنها بگو: ای مردم! هر كس اجرت اجيرخود را كم بدهد در آتش خواهد سوخت و هر كه خود را نسبت به غير موالى خويش دهد اهل آتش است ؛ و هر كه خويش را از والدین خود نفى نمايد در آتش خواهد سوخت. امير المؤمنين(ع) مأموريت را انجام داد. مردى از جاى حركت كرده گفت: يا ابا الحسن! تأويل و تفسير اين جملات چيست؟ علی(ع) فرمودند: خدا و پيامبرش داناترند. آنگاه خدمت پيغمبر رسيد و جريان را عرض كرد. پيغمبر اكرم سه مرتبه فرمودند: واى بر قريش از تأويل این جملات. سپس فرمودند: يا علي! برو به آنها بگو: من همان اجيرم كه خداوند مودّت او را از آسمان واجب نموده. سپس فرمودند: من و تو مولاى مؤمنين هستيم؛ من و تو پدر مؤمنانيم. » (بحار الأنوار،ج‏23، ص243)

پس شما بزرگوار نمی توانید قسم حضرت عبّاسی بخورید که هر کس حلال زاده است، نمی تواند قاتل امام معصوم باشد. چون در آن صورت نمی توانید حدیث مذکور را با جریان هابیل و قابیل تطبیق دهید. کما اینکه نمی توانید همسر امام حسن(ع) را متّهم به زنازادگی کنید. تنها راه منطقی برای تفسیر چنان روایاتی آن است که آنها را تفسیر کنیم به زنا زاده ی روحی نه زنازاده ی جسمی. این گونه از زنازادگی نیز اختیاری است؛ و شخص با تغییر اختیار سوء خود می تواند از این زنا زادگی خود را رها سازد. بنده کسانی را می شناسم که قبل از این دشمن سر سخت شیعه بودند و بر ضدّ شیعه کتاب نوشته اند؛ امّا امروز از شیعیان و دوستان اهل بیت(ع) هستند و بر ضدّ نواصب و وهّابیّت کتاب می نویسند.

واقع مطلب آن است که ولدالزنای جسمی نیز مثل باقی انسانها مختار است؛ و می تواند خوب یا بد باشد؛ البته گرایش او به بدیها بیشتر است؛ امّا نه به معنی سلب الاختیار بودن. در حلال زاده ها هم گرایشات همه یکسان نیست؛ بلکه برخی ها گرایش زیادی به مقام دارند، برخی دیگر گرایش جنسی شدیدی دارند، برخی گرایش زیادی به ثروت اندوزی دارند و ... . هم به حکم منطق عقلی، هم به حکم عمومات آیات و روایات، هم به حکم برخی احادیث، ولد الزنا هم مثل دیگران، مختار و مکلّف است و طبق عمل اختیاری خودش جزا داده می شود. در حدیث است که: « إِنَّ وَلَدَ الزِّنَا يُسْتَعْمَلُ إِنْ عَمِلَ خَيْراً جُزِيَ بِهِ وَ إِنْ عَمِلَ شَرّاً جُزِيَ بِهِ  ـــ همانا ولد الزنا به کار گماشته می شود؛ اگر عمل خیر انجام داد، به سبب آن پاداش می گیرد؛ و اگر عمل شرّ انجام داد، به سبب آن مجازات می شود.» بلی روایات فراوانی دلالت دارند که ولد الزنا داخل بهشت حلال زاده ها نمی شود؛ امّا این بدان معنا نیست که وارد جهنّم شود؛ بلکه آنها برای خودشان بهشتی جداگانه دارند؛ همان گونه که بهشت جنّها و حیوانات نیز جداست.  صریح کلام معصوم است که اگر زنا زاده شیعه و صالح هم باشد، باز داخل بهشت حلال زاده ها نخواهد شد، بلکه بهشتی جداگانه خواهند داشت. « عَنْ أَبِي بَكْرٍ قَالَ كُنَّا عِنْدَهُ وَ مَعَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَجْلَانَ فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَجْلَانَ مَعَنَا رَجُلٌ يَعْرِفُ مَا نَعْرِفُ وَ يُقَالُ إِنَّهُ وَلَدُ زِنَاءٍ فَقَالَ مَا تَقُولُ فَقُلْتُ إِنَّ ذَلِكَ لَيُقَالُ لَهُ فَقَالَ إِنْ كَانَ ذَلِكَ كَذَلِكَ بُنِيَ لَهُ بَيْتٌ فِي النَّارِ مِنْ صَدْرٍ يَرُدُّ عَنْهُ وَهَجَ جَهَنَّمَ وَ يُؤْتَى بِرِزْقِهِ  ـــ  ابی بکر (از اصحاب ائمه(ع) ) گوید: نزد امام بودیم و عبد الله بن عجلان هم با ما بود. عبد الله بن عجلان خطاب به امام(ع) عرض کرد: در منطقه ی ما مردی است که شناخت دارد به آنچه ما شناخت داریم (مثل ما شیعه و محبّ اهل بیت است)؛ ولی گفته می شود که ولد الزنا است. امام رو به من (ابوبکر) فرمودند: تو چه می گویی؟ (نظر تو چیست؟) گفتم: درباره اش این گونه می گویند. امام فرمودند: اگر این گونه باشد، برای او در آتش(جهنّم) خانه ای بنا می کنند از بالای آتش ـ یا از برف ـ که شعله ی جهنّم را از او دور می سازد و رزقش به او می رسد. » توجّه: صدر دو معنی دارد؛ ممکن است به معنی برف باشد یا بالا؛ ولی بالا بهتر به نظر می رسد. چون بهشت فرزندان زنا، مادون بهشت حلال زاده ها و مافوق جهنّم است.

6ـ سخن آخر

اسلام اقیانوس است و شما شنا یاد نگرفته خود را در وسط چنین اقیانوسی افکنده اید؛ که نتیجه ای جز همین حیرانی که گرفتارش شده اید نخواهد داشت. وقتی کسی می خواهد در چنین موضوعی صحبت کند، ابتدا باید آیات و روایات آن را یکجا گرد آورد و آنگاه تمام آنها را با دقّت مطالعه کند ـ دقّت کنید! گفتم آنها را نه ترجمه های اغلب نادرست آنها را ـ ، و در نهایت به یک تفسیر درست برسد. اینکه دو تا آیه یا رایت را که جایی به گوشتان خورده بردارید و بدون آنکه اصل آنها را ببینید و روی کلمه به کلمه اش دقّت کنید، و بدون اینکه آیات و روایات مرتبط با آنها را ببینید، دست به تفسیر دین بزنید، کاری است بس خطرناک و غیر معقول که اگر دست پنهان خدا مانع نشود، می تواند شما را تا انکار دین و سقوط در جهنّم پیش ببرد. افراد زیادی را دیدیم که این گونه کردند و ساقط شدند. اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً. طالب حقایق، باید طریق تحقیق را بپیماید؛ و طریق تحقیق، قواعد دارد. ورود در این راه بدون یادگیری و مراعات قواعدش، مثل آن است که فردی بی اطلاع از رانندگی و علائم راهنمایی و رانندگی، سوار اتومبیل شده وارد بزرگراه شود. چنین کسی اگر تصادف نکند و کشته نشود، باید به عنوان هشتمین عجائب جهان معرّفی شود.

گام نخست برای ورود به واردی تحقیق، مطالعه ی آثار تحقیقی است؛ که در این رابطه، مجموعه آثار شهید مطهری، از بهترین مجموعه هاست؛ البته از جلد پنجم تا سیزدهم، به درد افراد نا آشنا با فلسفه نمی خورد. کلّ این مجموعه 28 جلد است.