(29/100127844)

پرسش:بنده از يكي از دوستان شنيدم كه ايشان مي گفت من يك فايل صوتي سخنراني از حضرت آيت الله صمدي آملي حفظه الله گوش مي دادم كه در آنجا معظم له به مناسبتي فرمودند كه ما در مورد تولد در واقع دو لفظ توالد و تولد داريم. تولد عبارت است از بدنيا آمدن بدون والدين حداكثر تك والدي مانند حضرت آدم(ع) و اولين موجودات از هر نوعي. اما توالد عبارت است از تولد توسط دو والد پدر و مادر مانند همه ما و ديگر موجودات. حال دوست من مي گفت كه در آنجا معظم له فرمودند كه بر خلاف تصور رايج كه گمان مي كنيم حضرت عيسي(ع) تك والدي است يعني تولد است در مورد ايشان نيز در واقع توالد و دو والدي است. چون اين مطلب براي من بسيار عجيب بود از يكي از اساتيد خودم كه سر رشته اي در عرفان و فلسفه دارد سوال كردم ايشان حرف معظم له را تأئيد كردند و گفتند بين جبريئل س و حضرت مريم س مواقعه اي صورت گرفته است كه عيسي ع حاصل اين رابطه است. در تعليل حرف خويش نه دليل جالبي مي آوردند و مي گفتند در قرآن داريم فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا حال اگر فقط الهام و بشارت به حضرت مريم س باشد كه ديگر يك بشر كامل لازم نيست. مي شود در خواب نيز اين بشارت را داد مي توان به طرق ديگر نيز اين بشارت را داد. اما وقتي جبرئيل س به شكل يك بشر كامل براي مريم س ظاهر مي شود قطعا اين بصورت بشر كامل بودن هدفي دارد. در مجموع اين حرف حضرت آيت الله صمدي حفظه الله و جواب استاد بنده صحيح است يا خير؟ اگر صحيح است آيا در مورد حواء نيز اين اتفاق افتاده است يا خير؟ اگرافتاده است به چه شكل؟

 

پاسخ:

1ـ اينكه توّلّد و توالد چه فرقي با هم دارند؟ و آيا رأي جناب صمدي آملي در باب او دو لفظ درست است يا نه؟ بايد اهل ادب نظر دهند. در آیه و روایتی هم ندیده ام که در مورد حضرت آدم(ع) لفظ تولّد و در مورد عیسی(ع) لفظ توالد به کار رفته باشد. لذا به فرض هم که این دو لفظ چنین تفاوتی داشته باشند، چیزی را در مورد حضرت عیسی(ع) اثبات نمی کنند.

خود آن حضرت در مورد خود فرمودند: « وَ بَرًّا بِوالِدَتي‏ وَ لَمْ يَجْعَلْني‏ جَبَّاراً شَقِيًّا  ـــ  و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده؛ و جبّار و شقى قرار نداده است» و نفرمود والدینم؛ در حالی که نیکویی به هر دو واجب است.

 

2ـ اينكه عيسي(ع) در خلقت خود، شبيه آدم(ع) بوده و پدر نداشته است، هم صريح آيات قرآن است هم صريح كثيري از روايات.

الف. مثل عیسی چون مثل آدم است

خدای تعالی فرمود: « إِنَّ مَثَلَ عيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ  ــــ همانا مَثَل عيسى در نزد خدا، همچون آدم است؛ كه او را از خاک آفريد، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فوراً موجود شد» (آل‏عمران:59).

شکّ نیست که عیسی(ع) مادر داشته است؛ پس وجه شباهت او با آدم(ع) در نداشتن پدر است. حال اگر کسی ادّعا کند که عیسی(ع) پدر هم داشته است؛ اگر چه از سنخ ملائک، وجه شبه از بین می رود. چون آدم(ع) ابداً پدر نداشته است؛ نه اینکه پدری از سنخ ملائک داشته است.

افزون بر این، ادّعای مسیحیان این بود که عیسی پدر دارد؛ و پدرش خداست. حال اگر حضرت عیسی(ع) پدر داشت ولی پدرش نه خدا بلکه جبرئیل بود، خداوند متعال، اصل پدر داشتن او را زیر سوال نمی برد؛ بلکه می گفت: پدر او جبرئیل است نه خدا. امّا می بینیم که خداوند متعال اصل پدر داشتن عیسی(ص) را منکر شده است؛ و الّا تشبیهی که کرده باطل می شود.

مطلب دیگر آنکه مادّه ی فلسفی حضرت آدم(ع)، یعنی مادّه ی ثانیه اش، خاک بود؛ که به اذن خدا، صورت آدم به خود گرفت. مادّه ی ثانیه ی ما انسانها نیز نطفه است؛ لکن مادّه ی ثانیه ی ما با « کن فیکون» خلق نمی شود؛ بلکه در سیر حرکت جوهری در صلب پدر شکل می گیرد. امّا نطفه ی عیسی(ع) به نحو « کن فیکون» خلق شد. بلی جبرئیل(ع) در این میان دخالت داشت، امّا نه دخالت به نحو ابوّت، بلکه دخالت او به نحو ایجاد نطفه در رحم مریم(ع) بود.

امّا اینکه جبرئیل(ع) به شکل بشری تمثّل یافت دلیل نمی شود که او نقش پدری را ایفا نموده است. جبرئیل(ع) همواره به صورت مرد ظاهر شده است. وقتی به همراه آن دو فرشته ی دیگر بر ابراهیم(ع) و ساره(س) نیز ظاهر  شدند و بشارت اسحاق را دادند، به صورت بشری از سنخ مردان بودند. آیا این بدان معناست که آن سه فرشته، پدر اسحاق(ع) هستند؟

ضمناً تمثّل را با تجسّم خلط نکنیم. فرشته مجسّم نمی شود بلکه ممثّل می شود؛ یعنی در برزخ متّصل انسانها خود را نمایان می سازد نه اینکه حقیقتاً به صورت موجود مادّی در آید. به صورت مادّی در آمدن ملائک مجرّد، مشکلات فلسفی غیر قابل حلّی دارد که امثال آقای صمدی آملی باید ملفت این امر باشند.

امّا توجیه استاد شما یخمک است. چون جبرئیل(ع) می توانست وحی را هم بدون تمثّل القاء نماید؛ پس برای چه بر رسول الله(ص) مثمثّل می شد؛ بلکه گاه چنان در مراتب ملکوت تنزّل می نمود که حتّی برخی اصحاب صاحب بصیرت نیز او را به شکل مردی به نام دحیه ی کلبی شهود می کردند. یا آنگاه که آن سه فرشته بر ابراهیم و ساره نمودار شدند، مگر نمی توانستند در خواب بر آنها نمودار شوند؟!

 

ب. امّا در روایات فقط به یک نمونه اشاره می کنیم.

« عَنْ وَهْبِ بْنِ مُنَبِّهٍ الْيَمَانِيِّ قَالَ إِنَّ يَهُودِيّاً سَأَلَ النَّبِيَّ ص فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ أَ كُنْتَ فِي أُمِّ الْكِتَابِ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ تُخْلَقَ قَالَ نَعَمْ قَالَ وَ هَؤُلَاءِ أَصْحَابُكَ الْمُؤْمِنُونَ مُثْبَتُونَ مَعَكَ قَبْلَ أَنْ يُخْلَقُوا قَالَ نَعَمْ قَالَ فَمَا شَأْنُكَ لَمْ تَتَكَلَّمْ بِالْحِكْمَةِ حِينَ خَرَجْتَ مِنْ بَطْنِ أُمِّكَ كَمَا تَكَلَّمَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ عَلَى زَعْمِكَ وَ قَدْ كُنْتَ قَبْلَ ذَلِكَ نَبِيّاً فَقَالَ النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَيْسَ أَمْرِي كَأَمْرِ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ خَلَقَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أُمٍّ لَيْسَ لَهُ أَبٌ كَمَا خَلَقَ آدَمَ ع مِنْ غَيْرِ أَبٍ وَ لَا أُمٍّ وَ لَوْ أَنَّ عِيسَى حِينَ خَرَجَ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ لَمْ يَنْطِقْ بِالْحِكْمَةِ لَمْ يَكُنْ لِأُمِّهِ عُذْرٌ عِنْدَ النَّاسِ وَ قَدْ أَتَتْ بِهِ مِنْ غَيْرِ أَبٍ وَ كَانُوا يَأْخُذُونَهَا كَمَا يُؤْخَذُ بِهِ مِثْلَهَا مِنَ الْمُحْصَنَاتِ فَجَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْطِقَهُ عُذْراً لِأُمِّه‏  ــــــــــــ   وهب بن منبه يمانى گفت: یک يهودى از نبىّ اكرم صلّى اللَّه عليه و آله پرسيد: آيا پيش از اين كه خلق شويد در لوح محفوظ پيامبر بوديد؟ حضرت فرمودند: بلى. يهودى عرض كرد: آيا اصحاب شما پيش از خلقت با شما ثابت بودند؟ حضرت فرمودند: بلى. يهودى عرضه داشت: چرا در هنگام متولّد شدن از مادر همچون عيسى بن مريم به اعتقاد خود سخن حكمت آميز نفرموديد با اين كه قبلاً پيامبر بوديد؟ حضرت فرمودند: موقعيّت من غير از موقعيّت عيسى بن مريم بود، زيرا خداوند عزّ و جلّ ايشان را از مادر بدون پدر آفريد همان طورى كه آدم عليه السّلام را بدون پدر و مادر خلق كرد، و اگر عيسى عليه السّلام هنگام متولّد شدن از شكم مادر سخن حكمت آميز نمى‏فرمود مادرش نزد مردم عذرى نداشت و همگان به او بد گمان مى‏شدند؛ زيرا وى عيسى را بدون داشتن پدر زاييد. از اين رو مردم او را مورد مؤاخذه قرار مى‏دادند همان طورى كه زنان محصنه را مورد بازخواست و سؤال و جواب مى‏آورند. لذا خداى عزّ و جلّ سخن عيسى و تكلّم او را عذر مادرش قرار داد ولى در من چون چنين موقعيّتى نبود؛ لذا سخن حكمت آميز گفتن ضرورتى نداشت.» (علل الشرائع، ج‏1، ص80)

ر این حدیث شریف ملاحظه می فرمایید که تصریح شده است بر پدر نداشتن عیسی(ع).

دقّت شود! اگر خدا و پیغمبرش با این گونه کلمات می خواستند شبهه ی پدر عیسی بودن خدا را دفع کنند، نمی گفتند عیسی پدر ندارد؛ بلکه می گفتند: خدا پدر عیسی نیست. چون اگر جبرئیل پدر عیسی باشد و کسی بگوید: عیسی پدر ندارد، می شود دروغ. و خدا و پیغمبرش منزّه از کذب می باشند.

ممکن است کسی بگوید: منظور خدا و رسولش این بوده که عیسی پدر انسانی ندارد.

گوییم این معنا می تواند واقع شود به شرط آنکه حدّ اقلّ در یک مورد از خدا و پیغمبرش صادرش شود که منظورش نفی مطلق پدر نیست. در حالی که حتّی یک حدیث جعلی هم نداریم که بگوید جبرئیل پدر عیسی(ع) است.

 

3ـ امّا حوا(ع) طبق صریح روایات، نه پدر داشته نه مادر؛ بلکه خلقتش مثل خلقت آدم(ع) از خاک بوده است.