(1/100123077)- 

پرسش:در روايت است که جبرئيل در معراج رسول خدا (ص) مي گويد، تو به جايي قدم مي نهي که احدي قبل از تو به آن مقام قدم نهاده و پس از تو نيز احدي به آن مقام قدم نخواهد نهاد. آيا مخلوقات هم عرض اين عالم (که هزاران عالم گفته شده) هيچکدام چنان رسولي ندارند و اينکه آيا خداوند ديگر در خلقتهاي آتي خود نيز (که خلقت باريتعالي متوقف نمي باشد و کل يوم هو في شأن) کسي بهتر يا حتي هم شأن پيامبر اسلام (ص) نخواهد آفريد و تمام آفريدگان بعدي خداوند پست تر از اين خلقت فعلي خواهند بود؟

پاسخ:
دربحارالأنوار ج : 27 ص : 42 و درخصال ج : 2 ص : 640 چنين آمده است : « عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ عَالَمٍ كُلُّ عَالَمٍ مِنْهُمْ أَكْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِينَ مَا يَرَى عَالَمٌ مِنْهُمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَيْرَهُمْ وَ إِنِّي الْحُجَّةُ عَلَيْهِمْ ـــــ از حضرت صادق عليه السّلام مروى است كه براى خداوند عز و جل دوازده هزار عالم است، هر عالمى بزرگتر است از هفت آسمان و هفت زمين، كه هیچکدام آنها نمی پندارد که برای خدا عالمى غیر ازعالم آنها نیز باشد ؛ و من حجت برای همه آنها هستم.»
اين كه امام صادق عليه السلام فرموده اند« ومن حجت برای همه ی آنها هستم» نشان مي دهد كه رسول خدا نيز حجت بر ايشان و رسول و فرستاده ی خدا بر ايشان است.کما اینکه در همین زمین ، آن بزرگواران ، هادیان جنّها نیز بوده و هستند. امّا از این کلام امام صادق (ع) چندان معلوم نیست که آیا خود آن حضرت شخصاً و با همان وجود مادّی خودشان در آن عوالم حضور دارند ، یا فرد مادّی دیگری در آن عوالم ، حجّت خداست ؛ لکن از حیث وجودی با امام ما انسانها اتّحاد وجودی دارد. چون طبق براهین حکما و مشاهدات عرفا و شواهد روایی ، تمام هادیان معصوم الهی ، در حقیقت ، ظهورات گوناگون یک حقیقت فراخلقی هستند که مقامی برتر از جبرئیل داشته موسوم است به وجود منبسط یا وجه الله. تمام انبیاء و ائمه (ع) ظهورات آن یک حقیقتند ؛ لکن چون در میان هادیان الهی ، وجود اقدس رسول الله(ص) اتّحاد تامّ با ٱن حقیقت داشته مظهر تامّ آن است ، آن حقیقت را حقیقت محمّدیّه یا روح کلّی رسول الله (ص) نیز می گویند. به همین جهت نیز آن حضرت ، روح خود را اوّل مخلوق عالم نامیده و فرمودند: « أَوَلُّ مَا خَلَقَ اللَّهُ رُوحِي‏» و فرمودند: « أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِي‏» ؛ همچنین حضرتش از اتّحاد ارواح چهارده معصوم خبر داده و فرمودند: « أوّل ما خلق اللّه عزّ و جلّ أرواحنا » ؛ نیز در برخی روایات تصریح شد که تمام انبیاء الهی متّحد با وجه الله می باشند ؛ امام رضا (ع) فرمودند: « يَا أَبَا الصَّلْتِ فَمَنْ وَصَفَ اللَّهَ بِوَجْهٍ كَالْوُجُوهِ فَقَدْ كَفَرَ وَ لَكِنَّ وَجْهَ اللَّهِ أَنْبِيَاؤُهُ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُهُ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتُ اللَّه‏ ـــــ‌ اى أبو الصّلت هر كس خداوند را داراى وجه و صورت و چهره‏اى همانند صورت و چهره مخلوقين بداند كافر است، وجه و چهره ی خدا ، انبياء و پيامبر و حجّتهاى او هستند.» (الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2، ص409)

از این مقدّمات می توان نتیجه گرفت که تمام هادیان الهی در تمام عوالم وجود ، در حقیقت ظهور وجه الله و حقیقت محمّدیه هستند ؛ و رسول خدا (ص) مظهر تامّ آن حقیقت است ؛ و بعید نیز نیست که آن حقیقت متعالی در هر عالمی ظهور تامّی داشته باشد. لکن هر مظهر تامّی برای آن حقیقت موجود شود ، گر چه در شخص مادّی جدای از رسول الله باشد ، در حقیقت عین اوست ؛ کما اینکه امیرمومنان (ع) عین رسول خدا بود ؛ بلکه به تصریح روایات ، همه ی چهارده معصوم ، حقیقت واحده می باشند ؛ و دیگر هادیان الهی ، ظهورات مراتب پایین آن بزرگواران هستند. این حقایق در روایات فراوانی مورد توجّه واقع شده که به یک مورد از آنها اشاره می شود.

همچنین امیر مومنان علی (ع) در حدیث معرفت امیرالمومنین بالنّورانیّة فرمودند: « ... يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالا لَبَّيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ ع أَنَا الَّذِي حَمَلْتُ نُوحاً فِي السَّفِينَةِ بِأَمْرِ رَبِّي وَ أَنَا الَّذِي أَخْرَجْتُ يُونُسَ مِنْ بَطْنِ الْحُوتِ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا الَّذِي جَاوَزْتُ بِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ الْبَحْرَ بِأَمْرِ رَبِّي وَ أَنَا الَّذِي أَخْرَجْتُ إِبْرَاهِيمَ مِنَ النَّارِ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا الَّذِي أَجْرَيْتُ أَنْهَارَهَا وَ فَجَّرْتُ عُيُونَهَا وَ غَرَسْتُ أَشْجَارَهَا بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ وَ أَنَا الْمُنَادِي مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ قَدْ سَمِعَهُ الثَّقَلَانِ الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ وَ فَهِمَهُ قَوْمٌ‏ إِنِّي لَأَسْمَعُ كُلَّ قَوْمٍ الْجَبَّارِينَ وَ الْمُنَافِقِينَ بِلُغَاتِهِمْ وَ أَنَا الْخَضِرُ عَالِمُ مُوسَى وَ أَنَا مُعَلِّمُ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ وَ أَنَا ذُو الْقَرْنَيْنِ وَ أَنَا قُدْرَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ أَنَا مُحَمَّدٌ وَ مُحَمَّدٌ أَنَا وَ أَنَا مِنْ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدٌ مِنِّي قَالَ اللَّهُ تَعَالَى مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ  بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالا لَبَّيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ إِنَّ مَيِّتَنَا لَمْ يَمُتْ وَ غَائِبَنَا لَمْ يَغِبْ وَ إِنَّ قَتْلَانَا لَنْ يُقْتَلُوا يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالا لَبَّيْكَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ قَالَ ع أَنَا أَمِيرُ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ مِمَّنْ مَضَى وَ مِمَّنْ بَقِيَ وَ أُيِّدْتُ بِرُوحِ الْعَظَمَةِ وَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ اللَّهِ لَا تُسَمُّونَا أَرْبَاباً وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ فَإِنَّكُمْ لَنْ تَبْلُغُوا مِنْ فَضْلِنَا كُنْهَ مَا جَعَلَهُ اللَّهُ لَنَا وَ لَا مِعْشَارَ الْعُشْرِ لِأَنَّا آيَاتُ اللَّهِ وَ دَلَائِلُهُ وَ حُجَجُ اللَّهِ وَ خُلَفَاؤُهُ وَ أُمَنَاؤُهُ وَ أَئِمَّتُهُ وَ وَجْهُ اللَّهِ وَ عَيْنُ اللَّهِ وَ لِسَانُ اللَّهِ بِنَا يُعَذِّبُ اللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِنَا يُثِيبُ وَ مِنْ بَيْنِ خَلْقِهِ طَهَّرَنَا وَ اخْتَارَنَا وَ اصْطَفَانَا وَ لَوْ قَالَ قَائِلٌ لِمَ وَ كَيْفَ وَ فِيمَ لَكَفَرَ وَ أَشْرَكَ لِأَنَّهُ لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْأَلُونَ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالا لَبَّيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ قَالَ ع مَنْ آمَنَ بِمَا قُلْتُ وَ صَدَّقَ بِمَا بَيَّنْتُ وَ فَسَّرْتُ وَ شَرَحْتُ وَ أَوْضَحْتُ وَ نَوَّرْتُ وَ بَرْهَنْتُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ مُمْتَحَنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ وَ شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَ هُوَ عَارِفٌ مُسْتَبْصِرٌ قَدِ انْتَهَى وَ بَلَغَ وَ كَمَلَ وَ مَنْ شَكَّ وَ عَنَدَ وَ جَحَدَ وَ وَقَفَ وَ تَحَيَّرَ وَ ارْتَابَ فَهُوَ مُقَصِّرٌ وَ نَاصِبٌ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ قَالا لَبَّيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ قَالَ ع أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا عَالِمٌ بِضَمَائِرِ قُلُوبِكُمْ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ أَوْلَادِي ع يَعْلَمُونَ وَ يَفْعَلُونَ هَذَا إِذَا أَحَبُّوا وَ أَرَادُوا لِأَنَّا كُلَّنَا وَاحِدٌ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ كُلُّنَا مُحَمَّدٌ فَلَا تَفَرَّقُوا بَيْنَنَا وَ نَحْنُ إِذَا شِئْنَا شَاءَ اللَّهُ وَ إِذَا كَرِهْنَا كَرِهَ اللَّهُ الْوَيْلُ كُلُّ الْوَيْلِ لِمَنْ أَنْكَرَ فَضْلَنَا وَ خُصُوصِيَّتَنَا وَ مَا أَعْطَانَا اللَّهُ رَبُّنَا لِأَنَّ مَنْ أَنْكَرَ شَيْئاً مِمَّا أَعْطَانَا اللَّهُ فَقَدْ أَنْكَرَ قُدْرَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَشِيَّتَهُ فِينَا

ای سلمان و ای ابوذر منم آن كس كه نوح را در كشتى به دستور خدا بردم. من يونس را به اجازه خدا از شكم ماهی خارج كردم. من به اجازه خدا موسى را از دريا گذراندم . من ابراهيم را از آتش نجات دادم به اجازه خدا . من نهرها و چشمه‏هايش را جارى و درختهايش را كاشتم با اجازه خدايم. منم عذاب يوم الظله. منم آنکه فرياد مي زند از مكان نزديكى كه تمام جن و انس آن را مي شنوند ؛ و گروهى مي فهمند.  منم که با هرگروهى ، چه ستمگران و چه منافقين ، به زبان خودشان صحبت مي كنم. منم خضر عالم موسى. منم معلم سليمان بن داود و منم ذو القرنين و منم قدرت اللَّه. ای سلمان و ای ابوذر! منم محمّد و محمّد من است. من از محمّدم و محمّد از من است. خداوند در اين آيه مى‏فرمايد: مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ  بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ. ای سلمان و ای ابوذر! مرده ی ما نمرده و غائب ما دور نشده و كشته‏هاى ما هرگز كشته نشده‏اند. ای سلمان و ای ابوذر! من امير هر مرد و زن مؤمنم ، چه از گذشتگان و چه از آيندگان. من با روح عظمت تائيد شده ام . من يكى از بندگان خدايم ؛ ما را خدا نناميد و درباره ی فضل ما هر چه مايليد بگویيد! چرا که به كنه فضل ما نخواهيد رسيد و حتّى مقدارى از يک دهم آن را نمي توانيد بيان كنيد. چون ماییم آيات و دلائل خدا و حجج و خلفا و امينان و امامان او ؛ و ماییم وجه اللَّه و عين اللَّه و لسان اللَّه. به وسيله ما بندگان خدا عذاب مي شوند و به وسيله ما پاداش داده مي شوند. ما را از ميان بندگان خود پاک نموده و انتخاب كرده و برگزيده اگر كسى بگويد به چه جهت و چگونه هستند و در كجايند كه چنين شده‏اند كافر و مشرک مى‏شود. زیرا خدا از آنچه می کند مورد سوال قرار نمی گیرد در حالی آنها مورد سوالند. ای سلمان و ای ابوذر! هر که ایمان آورد به آنچه بيان كردم و تصدیق کند آنچه را که تفسير نمودم و شرح دادم و روشن كردم و استدلال نمودم ، پس او مؤمنى است كه آزمايش شده قلبش براى ايمان و سينه‏اش وسعت يافته براى اسلام. او عارف روشن بين است كه به هدف رسيده و كامل شده و هر كس شک نمايد و دشمنى ورزد و منكر شود و متحير باشد و ترديد نمايد او مقصر و ناصبى است. ای سلمان و ای ابوذر!  من زنده مى‏كنم و مى‏ميرانم به اجازه خدا. من به شما خبر مي دهم که چه مي خوريد و چه ذخيره در خانه‏هاى خود كرده‏ايد به اذن خدا. من از دلهاى شما مطلعم و ائمه از اولادم نيز همين كارها را مي كنند و اين اطلاعات را دارند ؛ هر وقت بخواهند و اراده كنند. چون ما همه يكى هستيم . اوّل ما محمّد ، آخر ما محمّد و وسط ما محمّد است ؛ و همه ما محمّديم. پس بين ما جدایى نيندازيد. ما وقتى بخواهيم خدا مي خواهد ؛ وقتى نخواهيم خدا نمي خواهد. واى بس واى بر كسى كه منكر فضل و امتيازات و الطافى كه خدا به ما عنايت كرده باشد. زيرا هر كسى منكر يكى از چيزهایى باشد كه خدا به ما عنايت كرده ، منكر قدرت خدا و مشيّت اوست در باره ما  » ( بحار الأنوار الجامعة ، ج‏26، ص6)

این روایت شریف ـ که ما فقط قسمتی از آن را نقل نمودیم ـ روایت شگفتی است که بین اولیای الهی شهرتی خاصّ دارد ؛ و برخی اولیاء و اصحاب بصیرت فرموده اند که آن را در جا نماز خود داشته باشید و بر خواندن آن مداومت کنید تا به معرفت نوری امیرمومنان نائل گردید.

در این روایت ، امیرمومنان تمام مومنان گذشته و آینده را شناسای خودشان دانستند ؛ از آن جهت که هر که هر پیامبری را شناخته ، در حقیقت او را شناخته است. نیز به صراحت اعلام نمودند که اعجاز انبیاء (ع) به دست غیبی آن ذات مقدّس بوده است. چرا که آن حضرت ظهور تامّ اسم اعظم است ؛ و انبیاء (ع) معجزات خود را با اسم اعظم ظاهر می نمودند. نیز تصریح نمودند که خضر و ذوالقرنین ، خود آن حضرت می باشند. حال آنکه آن دو اشخاصی بودند از والدینی دیگر ؛ و خود آن حضرت در زمان حیاتشان با حضرت خضر (ع) ملاقات حضوری داشتند. لذا منظور حضرتش آن بود که خضر و ذوالقرنین ، از همان نوری هستند که من ، ظهور تامّ آن می باشم. نیز تصریح نمودند که تمام چهارده معصوم ، عین رسول خدایند و رسول خدا عین آنهاست. چرا که همگی ظهور تامّ وجه الله می باشند.

پس اگر در همین زمین ما ممکن شده که آن حقیقت آغازین و آن روح کلّی و نور الله اعظم و اسم الله اکبر و وجه الله باقی ، چهارده ظهور تامّ داشته باشد ، بعید نیست که در سایر عوالم نیز چنین ظهوراتی داشته باشد. و الله و حججه اعلم.

پس چنان نیست که تنها رسول خدا قدم به آن مقام بالا گذاشته ؛ بلکه به تصریح برخی روایات ، تمام ائمه (ع) بدان مقام راه داشتند. لکن در آن مقام ، دیگر دوگانگی و چندگانگی در کار نیست. چرا که در آنجا کلّهم نور واحد و کلّهم روح واحد. پس در آن مقام راه نمی یابد مگر آنکس که متّحد با حقیقت رسول الله (ص) باشد.