(5/100108602)

پرسش: من يه مدت تو جلسات آشنايي با مذهبهاي نوظهور شركت ميكردم وحالا ميبنم كه يه نشانه هاي از مذهبهاي ديگه رو من از قبل بي اينكه بدونم دوست دارم.مثلا علاقه به عدد 19 يا علاقه به تنهايي يا ترس و هيجان.واين آيا بده؟

پاسخ:

برخی از این امور می توانند ناشی از تلقینهای ناخود آگاه بعدی باشند که در آن کلاسها بر شما اثر گذاشته اند ؛ یعنی به مرور در شما حالتی ایجاد شده که وقتی به گذشته ی خود بر می گردید ، آن امور در ذهن شما پر رنگ می شوند و احساس می کنید که آن امور را دوست داشته اید. این خاصّیّت ذهن را که می توان آن را خاصّیّت برانگیختگی ذهن نامید ، سالهاست که روانشناسان می شناسند ؛ و حتّی از این روش برای درمان برخی بیماریها نیز استفاده می کنند. همچنین این روشی است که فالگیرهای کولی از طریق تجربی به خوبی از آن آگاهند و از آن برای فریب ذهنها سود می جویند ؛ یعنی با القائاتی باعث می شوند که برخی انباشته های ذهنی شخص برایش پر رنگتر شوند و اینجاست که تفسیر شخص از آن امور دچار تغییر می شود. مثلاً برای خانمی اتّفاق افتاده که در عرض یک سال دو سه بار شوهرش دیر به خانه آمده ؛ اینجا فالگیران شیّاد ابتدا به این خانم القائ می کنند که شلوار شوهرش دوتا شده و زیر سرش بلند شده و آنگاه می گویند فکر کن ببین شوهرت دیر به خانه نمی آید؟ در این حالت ذهن برانگیخته ی این خانم همان دو سه مورد دیر آمدن شوهر را چنان پر رنگ می بیند که گویی این کار همیشگی شوهر اوست.

برای همه ی ما اتّفاق افتاده که بارها آرزوی نمره ی نوزده کرده ایم یا از اینکه در امتحان نوزده گرفته ایم خوشحال شده ایم ؛ یا شنیده ایم که تعداد حروف « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم » نوزده تاست و ... ؛ اینگونه امور باعث شده اند که تصویر خاصّی از این عدد در ذهن ما نقش ببندد و برای لحظاتی به این عدد عنایت ویژه داشته باشیم ؛ و آن لحظه ی خاصّ در ضمیر ناخود آگاه ما ثبت شده است. حال اگر در فضایی قرار بگیریم که از این عدد تصویری مقدّس در ذهن ما ایجاد کنند یا به تقدّس این عدد در نزد عدّه ای اشاره کنند ، نا خود آگاه ذهن ما آن لحظات خوشی را که با عدد نوزده داشته ایم تداعی می کند ؛ و در ما این احساس زنده می شود که گویی ما همیشه این عدد را دوست داشته ایم. کما اینکه همه ی ماها لحظات تنهایی خوشی نیز داشته ایم که در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت شده اند ؛ یا ترسها و هیجاناتی خاصّ را تجربه کرده و به ذهن ناخودآگاه خود سپرده ایم.

باید توجّه داشت که ذهن بشر صرفاً یک انبار سوراخدار یا ظرفی با گنجایش محدود نیست که بعد از مدّتی مقداری از اطّلاعات از آن نشت کنند یا سر ریز شوند. ذهن بشر سیستم بسیار پیچیده ای است که اوّلاً اطّلاعات کم استفاده را در بایگانی خود نگه می دارد و هر گاه نیاز شد آن را بیرون می دهد. ثانیاً در اطّلاعات قبلی دخل و تصرّف کرده و صورتهای ترکیبی به آنها می دهد و اطّلاعات تازه ای از اطّلاعات قبلی درست می کند. ثالثاً بر روی اطّلاعات ارزش گذاری نموده آنها را بر اساس اهمیّت و ارزششان طبقه بندی می نماید. رابعاً می تواند در این ارزشگذاری نیز تصرّف نموده ، ارزش آنها را بالا و پایین نماید. لذا اگر بینش یا اطّلاعات جدیدی به شخص داده شود یا از طریق تلقین اموری به او القاء گردد ، ذهن او به سراغ اطّلاعات قبلی رفته آنها را بر اساس اطّلاعات جدید پس و پیش خواهد نمود و در آنها دخل و تصرّف خواهد کرد.

 برای این که این قدرت شگرف ذهن در ضبط و ثبت اطّلاعات و دخل و تصرّف در آنها برای حضرت عالی ملموستر شود مثالی می زنیم. به تجربه دیده شده که اگر شخصی هشتاد ساله را هیبنوتیزم نموده و درباره ی تعداد دکمه های معلّم سال اوّل ابتدایی او در اوّلین روز مدسه اش ، از وی سوال کنند ، به دقّت جواب می دهد ؛ در حالی که در خود آگاه خود اصلاً توجّهی به این مساله نداشته و ندارد. اگر شخص هیبنوتیزم کننده به این شخص هشتاد ساله القاء نماید که او کودکی یکساله است ، ذهن او آن را خواهد پذیرفت و مثل کودکی یک ساله مشغول خوردن پستانک خواهد شد. و اگر به او گفته شود که دستش روی آتش است از شدّت سوزش آن ناله خواهد نمود ، در حالی که آتشی در کار نیست. در عالم بیداری نیز چنین حالتهایی در حدّ ضیفتری وجود دارند ؛ که در شرائط خاصّی شدّت پیدا می کنند.