(1/100119265)-   

پرسش:چندي پيش که قضيه شبيه سازي انسان پيش آمد تمام مراجع و اديان دنيا اين کار را خلاف و دخالت در کار خدا دانستند! من فکر مي کنم اين موضوع خيلي مي تواند به اثبات وجود يا عدم وجود خدا کمک کند. اگر ما بتوانيم انسان را شبيه سازي کنيم و آن انسان زنده شده و حرکت کند وجود روح زير سوال خواهد بود و طبعا وجود دين و خيلي از مسائل مورد شبهه قرار خواهد گرفت. در عين حال اگر ما موفق به شبيه سازي نشويم مي توانيم اثبات کنيم که روح منحصرا آفريده خداست. با اين توضيح چرا به جاي حل اين موضوع و پي بردن به واقعيت همه اين موضوع را وتو کردند و به جاي پاسخ، صورت مسأله را پاک کردند؟

پاسخ:

1ـ از متن سوال بر می آید که ظاهراً حضرت عالی اطّلاع درستی از ماهیّت شبیه سازی ندارید. ظاهراً حضرت عالی چنین تصوّر نموده اید که در شبیه سازی ، حقیقتاً انسانی در آزمایشگاه ساخته می شود. امّا باید توجّه داشته باشید که این پندار با حقیقت شبیه سازی فرسنگها فاصله دارد. در روند شبیه سازی همان اتّفاقی می افتد که اشکال گوناگون آن در طبیعت موجود است. برای مثال دوقلوهاى همسان، نوعى موجودات همانندسازى شده به صورت طبیعی به شمار مى‏روند؛ زيرا در دو قلو زایی از يک سلول، دو سلول مشابه ايجاد مى‏شود كه ذخيره ی ژنتيكى كاملاً يكسانى دارند. لذا دوقلوهاى همسان مى‏توانند از تمام اعضاى بدن يكديگر براى پيوند موفق اعضا استفاده كنند. در شبیه سازی نیز سلول مادر را در شرائطی قرار می دهند که طبق قوانین طبیعی تبدیل به سلول جنین شود. همچنین در حیواناتی که باکره زا هستند ؛ یعنی جنس نر ندارند ؛ تخمک و اسپرم ، هر دو از یک موجود زنده می باشند.

آنچه دانشمندان زیست شناسی در روند همانندسازى يا كلونينگ (cloning) انجام می دهند ، این است که سلولی را از جنس ماده گرفته و شرائطی مشابه آنچه که موجب دوقلو زایی یا باکره زایی می شود را برای آن سلول ایجاد می کنند تا سلولها به نحو خاصّی شروع به تکثیر نمایند ؛ آنگاه محصول حاصل را که در حدّ میکروسکوپی است ، در رحم همان ماده که سلول از او گرفته شده بود ، قرار می دهند تا مراحل رشد جنینی خود را به صورت طبیعی ادامه دهد. مشابه آن چیزی که در مورد افراد نازا انجام می دهند که اسپرم مرد و تخمک زن را گرفته در آزمایشگاه آنها را ترکیب می کنند و سلول کشت شده را در رحم مادر قرار می دهند تا رشد طبیعی خود پیش بگیرد.

بنا بر این چنین پنداشته نشود که دانشمندان حقیقتاً انسان درست می کنند. خیر دانشمندان صرفاً قانونی را که خداوند متعال در طبیعت قرار داده ، کشف نموده اند و شرائطی را پیش می آورند که در آن شرائط ، قانون طبیعت کار خود را می کند و محصول مورد انتظار را می دهد. لذا کار دانشمندان صرفاً ایجاد شرائط برای سلولهاست تا طبق قوانین طبیعی ، کار خودشان را انجام دهند ؛ همانگونه که مرد و زن با عمل نزدیکی خود ، شرائطی فراهم می کنند تا طبق قوانین تعبیه شده در بدن انسان ، فرزندی متولّد شود ؛ یا کشاورز با شخم زدن و پاشیدن دانه و آب دادن شرائطی را فراهم می کند تا دانه ها طبق قوانین حاکم بر طبیعت رشد نمایند. پس اگر به زعم حضرت عالی عمل مقاربت زن و مرد یا کار کشاورز یا عمل حیوانات باکره زا به معنی خالقیّت است ، می توانید کار دانشمندان شبیه ساز را هم خالقیّت بدانید ؛ و اگر در مورد آنها خالقیّت صدق نمی کند ، در مورد این دانشمندان نیز چنین عنوانی صادق نخواهد بود. دقیقاً برای زدودن همین پندار بود که خداوند متعال فرمود: « نَحْنُ خَلَقْناكُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ (57) أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ (58) أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُون‏ (59)  ...  أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ (63) أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ (64) لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ (65) إِنَّا لَمُغْرَمُونَ (66)  بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ  ــــــــ  ما شما را آفريديم؛ پس چرا تصديق نمى‏كنيد؟! (57) آيا از نطفه‏اى كه در رحم مى‏ريزيد آگاهيد؟! (58)  آيا شما آن را آفرينش(پى در پى) مى‏دهيد يا ما آفريدگاريم‏ (59) ... آيا هيچ درباره ی آنچه كشت مى‏كنيد انديشيده‏ايد؟! (63)  آيا شما آن را مى‏رويانيد يا ماییم رویاننده ؟! (64) هر گاه بخواهيم آن را مبدّل به كاه در هم كوبيده مى‏كنيم كه تعجّب كنيد! (65) (بگونه‏اى كه بگوييد:) براستى ما زيان كرده‏ايم، (66) بلكه ما بكلّى محروميم!  » (سوره ی الواقعه)

باید توجّه داشت که خلقت یعنی وجود دادن ، نه فراهم نمودن شرائط برای اینکه قوانین طبیعت کار خودشان را بکنند و محصول دلخواه ما را بدهند. بلی اگر بشر قانون طبیعت را هم خودش ساخته بود ، می شد گفت که بشر چیزی خلق می کند. کار بشر همواره همین بوده که قوانین خلقت را کشف نموده و با فراهم نمودن شرائط ، قوانین طبیعت را به آن سویی سوق داده که مورد نظر خودش می باشد ؛ و این چیزی است که نه تنها انسان بلکه اکثر موجودات عالم کما بیش انجام می دهند ؛ لکن انسان در سطحی پیشرفته تر به این کار مبادرت کرده است.

2ـ حتّی به فرض که ما بتوانیم موادّ شیمیایی را به گونه ای ترکیب نماییم که موجودی زنده به وجود آید ، آیا معنی این کار خلق نمودن موجود زنده خواهد بود؟! در این حالت نیز کار ما تفاوتی با کار زن و مرد یا کار کشاورز نخواهد داشت. کشاورز شرائطی پیش می آورد تا موادّ شیمیایی خاک و موادّ دانه و مواد آب و موادّ هوا و انرژی خورشید یکجا گرد آیند ؛ و آنگاه گیاهی از این ترکیب خاصّ شروع به پیدایش می کند. آیا در این روند کشاورز حقیقتاً گیاه خلق کرده است ، یا صرفاً شرائط برای پیدایش گیاه را فراهم آورده است؟ اگر به فرض روزی انسان توانست موادّ شیمیایی را ترکیب نماید و به یک موجود زنده دست یابد ، باز او صرفاً ترکیب کننده است نه حیات دهنده. کما اینکه وقتی ما مقداری اکسیژن و هیدروژن را در ظرفی ریخته و جرقّه ای الکتریکی در آن ایجاد می کنیم تا اکسیژن و هیدروژن باهم ترکیب شده و آب را بسازند ، ما خالق آب نمی شویم بلکه ما صرفاً مخلوط کننده ی این موادّ و بر قرار کننده ی جریان الکتریسیته هستیم. امّا آنکه این قانون را گذاشته که در چنین شرائطی همیشه آب پدید آید ما نیستیم ؛ ما فقط این قانون را که در طبیعت گذاشته شده کشف کرده ایم و آن را به نفع خودمان به کار می گیریم.

3ـ توجّه داشته باشیم که وجود روح از طریق براهین عقلی ، همچون براهین ریاضی اثبات شده است ؛ لذا با هیچ امری قابل ردّ شدن نیست. فرض بفرمایید که بشر روزی توانست موادّ شیمیایی را به گونه ای ترکیب کند که از آن موجود زنده ای حاصل شود ؛ از کجای این کار بر می آید که پس روح وجود ندارد؟!! یا از کجای این کار بر می آید که پس خدا موجود نیست؟!!! چه یک سلول در آزمایشگاه رشد کرده تبدیل به انسان شود و چه در رحم مادر این پروسه طی شود ، فرقی در نتیجه نخواهد داشت ؛ او در هر حال روح خواهد داشت ؛ یعنی زنده خواهد بود. وجود روح ربطی به این ندارد که چه کسی موجود زنده را خلق کرده است یا در چه شرائطی خلق شده است. اگر موجودی زنده است پس روح دارد ؛ چه ما وجود خدا را بپذیریم و چه نپذیریم. چون اساساً براهین اثبات وجود روح ربطی به اثبات وجود خدا ندارند ؛ بلکه براهینی کاملاً مستقلّ می باشند. کما اینکه عدم وجود روح نیز خدشه ی به وجود خدا نمی زند ؛ چون براهین اثبات وجود خدا نیز ربطی به وجود یا عدم روح ندارند. نه در اثباب وجود روح ، وجود خدا لحاظ می شود ، نه در اثبات وجود خدا ، وجود روح پیش فرض قرار می گیرد.

4ـ امّا اینکه علمای ادیان گوناگون با شبیه سازی مخالفت نموده اند ، به خاطر دخالت در کار خدا نیست ؛ چون اساساً کسی نمی تواند در کار خدا دخالت نماید. کار خدا این است که موجودات را از عدم به وجود آورده و بین آنها قوانین خاصّی را تعبیه نموده است. حال کدام بشر است که بتواند از هیچ موجودی پدید آورد؟ نمی گوییم بشر یک انسان بسازد ، اگر بشر قادر است یک الکترون از عدم بیافریند ؛ یا اگر می تواند قانونی طبیعی را به قوانین طبیعت اضافه کند یا قانونی را از طبیعت بردارد. کشف نمودن قوانین خدا و به کار بستن آنها که نشد دخالت در کار خدا ؛ اگر این دخالت در کار خداست ؛ پس از مورچه گرفته تا بشر همه در کار خدا دخالت می کنند. چون همه ی موجودات کارشان این است که طبق قوانین طبیعت به نفع خود کار می کنند.

مخالفت علمای ادیان در بحث شبیه سازی با پدیده ی دیگری است که متأسفانه حضرت عالی به آن توجّه نفرموده اید. اینها می گویند: اگر دانشمندان انسانی را شبیه سازی کنند ، کودکی به دنیا خواهد آمد که مادر دارد ولی پدر ندارد ؛ لذا جامعه ی بشری دچار اختلال خواهد شد. چون اوّلاً در این صورت شکل کنونی خانواده نابود خواهد شد ، که از نظر جامعه شناختی فاجعه ای است بزرگ. ثانیاً با گسترش این روش زنان خواهند توانست بدون مردان فرزند دار شوند ؛ ولی مردان بدون زنان این قدرت را ندارند. چون در شبیه سازی سلول فراوری شده باید در یک رحم قرار گیرد و آن رحم باید رحم کسی باشد که سلول از آن گرفته شده است. لذا نسل مذکّر در معرض نابودی قرار خواهد گرفت. چون فرزندی که از راه شبیه سازی متولّد می شود ، همواره ماده است ؛ چرا که سلول اوّلیّه تنها از ژنهای زن گرفته شده و زنها ژن مذکر ندارند. ثالثاً اگر هم شبیه سازی مرد ممکن باشد ، باز ربط بین زن و مرد در جامعه بریده می شود و عملاً دو گونه جامعه ی مذکّر و مؤنّث پدید خواهد آمد که خطری جدّی برای نسل بشر است. چون یقیناً بین این دو جامعه ی بی ربط به هم ، نژاد پرستی در اوج خود خواهد بود. امروز که مرد و زن پیوندی طبیعی با هم دراند ، هم مردگرایی در میان برخی انسانها دیده می شود هم فمنیسم (زن گرایی) ؛ حال ببینید اگر چنان جامعه ای درست شود که این دو جنس کاملاً از هم بی نیاز شوند ؛ چه فاجعه ای رخ می دهد؟

پس آنچه علمای ادیان با آن مخالفند خود شبیه سازی نیست ؛ بلکه با شبیه سازی انسان مخالفت می کنند ؛ چون این کار هنجارهای بشری را به هم می زند و بشر در معرض یک خطر بزرگ قرار می دهد. لذا ملاحظه می فرمایید که علمای ادیان درباره ی شبیه سازی حیوانات هیچ اعتراضی نمی کنند ؛ بلکه مستحضرید که حکومت دینی کشور جمهوری اسلامی ایران یکی از پیشروان این فنّاوری است و مقام معظّم رهبری از جمله مشوّقین جدّی این حرکت علمی در کشور می باشند. امّا نه تنها علمای دین ، بلکه هیچ عاقلی اجازه نمی دهد که دانشمندان انسان را شبیه سازی کنند. چون افزون بر اینکه خطرات اخلاقی و اجتماعی جدّی برای بشریّت دارد ؛ حیثیّت یک انسان نیز لجن مال می شود ؛ چرا که انسان شبیه سازی شده ، در حقیقت یک انسان بی هویّت می باشد که در حکم وسائل یدکی شخص دیگر می باشد. چون برخی می خواهند نوزادانی را از این راه متولّد سازند و آنگاه آنها را بعد از تولّد منجمد نمایند ، تا هر وقت خودِ فرد دهنده ی سلول نیاز به پیوند اعضاء داشت ، از اعضای آن نوزاد منجمد شده به او پیوند زده شود. امّا چون اهل فکر جهان چنین اجازه ای را دول دور از اخلاق نمی دهند تا انسان را شبیه سازی کنند ؛ لذا دانشمندان راه دیگری باز نموده اند که بتوانند از طریق شبیه سازی حیوانات همراه با دستکاری ژنها ، به اعضای پیوندی دست یابند.

پس توجّه داشته باشیم که علمای دین تقریباً به همان دلیل با شبیه سازی انسان مخالفند که با زنا مخالف می باشند ؛ چون فرزندان متولّد شده از زنا نیز افرادی بی هویّت می شوند که وصل به یک خانواده ی منسجم نیستند. لذا اگر تعدادشان زیاد شود جامعه را به نابودی می کشند ؛ چون خانوده در حکم سلولهای یک جامعه می باشد که با فرو ریختن آن جامعه نیز نابود می شود. البته با مطالبی که گفته شد ، روشن می شود که فساد حاصل از فرزندان متولّد شده از راه شبیه سازی ، دهها برابر فساد حاصل از فرزندان زنا خواهد بود.