(3/100112834)-   

پرسش:منابع ديني ما زمان تولد حضرت آدم عليه السلام را حدود 8 هزار سال قبل دانسته اند. در يافته هاي اخير علمي فسيلهاي انساني به قدمت چند ده هزار سال هم پيدا شده است. لطفا توجيه بفرمائيد كه با توجه به اين ضد و نقيضها انسان موجودي ازلي است يا اينكه ادامه تكامل موجودات ديگر از قبيل ميمون و غيره.

پاسخ:

1ـ طبق مبانی دینی انسان نه ازلی است نه محصول تکامل انواع ؛ بلکه حادث به حدوث دفعی است ؛ یعنی اوّلین مذکّر و مؤنث انسانی بی واسطه از خاک آفریده شده اند و باقی مردم نیز از نسل آنها می باشند.

ازلی را دو معنی است که هیچکدام شامل حال انسان نمی شود. معنی نخست ازلی ، بدون علّت بودن است. مصداق ازلی به این معنا فقط جناب وجود است. چون وجود خودش وجود است و وجود دهنده (علّت) نمی خواهد. منظور از خدا یا واجب الوجود نیز وجود است بدون هیچ قید دیگری ؛ که چنین وجودی را وجود محض نیز می گویند. امّا وجود غیر محض اساساً وجود نیست بلکه ماهیّت است که اعتباراً (به مجاز عقلی) وجود مقیّد گفته می شود. معنی دوم ازلی ، لازمانی بودن است ؛ که هر موجودی غیر از موجود مادّی را شامل می شود. چون زمان از مختصّات وجود مادّی و در حقیقت بُعد چهارم جسم محسوب می شود.

2ـ روایات در باب زمان خلقت حضرت آدم (ع) بسیار مغشوش می باشند و از حیث سند و محتوی اعتمادی چندان بدانها نیست. نیز زمان در آیات و روایات به صورت خاصّی مطرح می شود که فهم آن حقیقتاً نیاز به تحقیقی عمیق دارد. برای مثال به این آیات دقّت فرمایید! « قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذي خَلَقَ الْأَرْضَ في‏ يَوْمَيْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِكَ رَبُّ الْعالَمينَ (9) وَ جَعَلَ فيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فيها وَ قَدَّرَ فيها أَقْواتَها في‏ أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلينَ (10) ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعينَ (11) فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ في‏ يَوْمَيْنِ وَ أَوْحى‏ في‏ كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ حِفْظاً ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ  ـــــ بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براى او همانندهايى قرار مى‏دهيد؟! او پروردگار جهانيان است. (9) او در زمين كوه‏هاى استوارى قرار داد و بركاتى در آن آفريد و موادّ غذايى آن را مقدّر فرمود، - اينها همه در چهار روز بود- درست به اندازه نياز تقاضا كنندگان. (10) سپس به آفرينش آسمان پرداخت، در حالى كه به صورت دود بود؛ به آن و به زمين دستور داد: «بیایید  خواه از روى اطاعت و خواه به اكراه!» آنها گفتند: «ما از روى طاعت مى‏آييم.» (11) در اين هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفريد، و در هر آسمانى كار آن(آسمان) را وحى فرمود، و آسمان پايين را با چراغهايى زينت بخشيديم، و حفظ كرديم، اين است تقدير خداوند توانا و دانا » (سوره فصّلت)

در این آیات یقیناً روز به معنای روزهای متداول نیست. طبق این آیات زمین در دو روزه آفریده شد و کوهها و ارزاق در چهار روز و آسمان در دو روز ؛ که مجموع اینها می شود هشت روز ؛ حال آنکه خداوند متعال در آیات دیگری خلقت عالم را در شش روز بیان داشت. و اگر خلقت کوهها و ارزاق را جدا از خلقت آسمان حساب کنیم برای خلقت زمین و آسمان 4 روز می ماند که باز با شش روز جور در نمی آید. پس آن چهار روز که اختصاص به خلقت کوهها و ارزاق دارد ، خودش در دو روز بوده است. و این نمی شود مگر اینکه مقیاس در این روزها یکی نباشد.

و این ماجرا عجیبتر می شود اگر این آیات را هم در کنار آیات فوق قرار دهیم.

«يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ في‏ يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ ــــ امور اين جهان را از آسمان به سوى زمين تدبير مى‏كند؛ سپس به سوى او بالا مى‏رود ، در روزى كه مقدار آن هزار سال است از سالهايى كه شما مى‏شمريد. »

« تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ  ــــ فرشتگان و روح به سوى او عروج مى‏كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است.»

پس خدا برای روزها مقیاسهای مختلفی را لحاظ می کند. لذا تا مقیاسها را ندانیم توان قضاوت درست درباره ی این اعداد را نخواهیم داشت.

امّا حقیقت چیست؟

حقیقت این است که کلمه ی یوم در قرآن کریم و روایات و همچنین در فرهنگ عرب ، معمولاً به معنی شبانه روز به کار نمی رود ، بلکه در اصل به معنی ظرف ظهور به کار می رود ؛ که زمان نیز یکی از ظروف ظهور می باشد. نیز آنجا که یوم یا سنه در ظرف زمان به کار می روند ، اغلب به عنوان قطعه ای از زمان استعمال می شوند که ممکن است مقدار آن قطعه ی زمانی یک شبانه روز یا چند قرن یا چند میلیونها سال و بلکه چند میلیارد سال باشد. برای مثال امیرمومنان فرمودند: « الدَّهْرُ يَوْمَانِ يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ فَإِذَا كَانَ لَكَ فَلَا تَبْطَرْ وَ إِذَا كَانَ عَلَيْكَ فَاصْبِر ـــ روزگار دو روز است روزی به نفع تو و روزی به ضرر تو ؛ پس چون به نفع تو شد فساد نکن! و چون بر ضدّ تو شد صبر پیشه نما!». واژه « یوم » در قرآن کریم ، حتّی به معنی چندین میلیارد سال نیز به کار رفته است. « قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذي خَلَقَ الْأَرْضَ في‏ يَوْمَيْن‏ ـــ بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد.» (فصلت:9). روشن است که در این آیه واژه ی یوم نمی تواند به معنی شبانه روز باشد ، چون قبل از خلقت زمین ، شب و روز زمینی هم وجود نداشت. در این آیه خداوند متعال عمر زمین را به دو برهه تقسیم و هر کدام را یک روز خوانده است.

خلقت آسمان (جوّ) نیز در دو مرحله بوده ؛ امّا خلقت ارزاق در چهار مرحله است که مراد از آن طبق شواهد روایی ، چهار فصل می باشند. چون پیدایش نباتات و حیوانات در زمین ، منوط به وجود فصول می باشد.

واژه سنة نیز مثل واژه یوم استعمالات متفاوتی در روایات و آیات دارد که شاهد آن را در آیات فوق ملاحظه می فرمایید.

پس در مورد زمان خلقت آدم (ع) نیز به یقین نمی دانیم که روایات از چه سخن گفته اند و چه مقیاسی را استعمال نموده اند. لذا می طلبد که علمای فنّ در این باره تحقیق عمیق و انیقی انجام دهند ؛ که متأسفانه تا کنون چنین تحقیقی انجام نشده است.

3ـ مطلب دیگر اینکه طبق روایات اهل بیت (ع) قبل از حضرت آدم (ع) نیز انسان نماهایی بر روی زمین زندگی کرده و منقرض شده اند ، که تعداد نسلهای مذکور به هفت نسل می رسند. لذا انسان کنونی نسل هشتم است. البته بر خلاف آنچه فرضیّه ی تکامل داروین مدّعی است ، هیچکدام این نسلها با یکدیگر ارتباط نسلی نداشته اند ؛ بلکه همگی مستقلّاً از خاک آفریده شده اند.

پس فسیلهای یافت شده از انسانهای ما قبل تاریخ بشر امروزی می تواند مربوط به آن نسلهای قبل از آدم (ع) باشد. 

امام صادق (ع) فرمودند: « لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْأَرْضِ مُنْذُ خَلَقَهَا سَبْعَةَ عَالَمِينَ لَيْسَ هُمْ مِنْ وُلْدِ آدَمَ خَلَقَهُمْ مِنْ أَدِيمِ الْأَرْضِ فَأَسْكَنَهُمْ فِيهَا وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ مَعَ عَالَمِهِ ثُمَّ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ أَبَا الْبَشَرِ وَ خَلَقَ ذُرِّيَّتَهُ مِنْهُ وَ لَا وَ اللَّهِ مَا خَلَتِ الْجَنَّةُ مِنْ أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ مُنْذُ خَلَقَهَا وَ لَا خَلَتِ النَّارُ مِنْ أَرْوَاحِ الْكُفَّارِ وَ الْعُصَاةِ مُنْذُ خَلَقَهَا عَزَّ وَ جَلَّ لَعَلَّكُمْ تَرَوْنَ أَنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وَ صَيَّرَ اللَّهُ أَبْدَانَ أَهْلِ الْجَنَّةِ مَعَ أَرْوَاحِهِمْ فِي الْجَنَّةِ وَ صَيَّرَ أَبْدَانَ أَهْلِ النَّارِ مَعَ أَرْوَاحِهِمْ فِي النَّارِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا يُعْبَدُ فِي بِلَادِهِ وَ لَا يَخْلُقُ خَلْقاً يَعْبُدُونَهُ وَ يُوَحِّدُونَهُ بَلَى وَ اللَّهِ لَيَخْلُقَنَّ اللَّهُ خَلْقاً مِنْ غَيْرِ فُحُولَةٍ وَ لَا إِنَاثٍ يَعْبُدُونَهُ وَ يُوَحِّدُونَهُ وَ يُعَظِّمُونَهُ وَ يَخْلُقُ لَهُمْ أَرْضاً تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً تُظِلُّهُمْ أَ لَيْسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ـــــــــ  البته كه خدای عز و جل از آنگاه كه زمين را آفريده هفت عالمیان آفريده كه از فرزندان آدم نيستند، آنان را از خاك روى زمين آفريده و در آن يكى را پس از ديگرى در جهان خود جا داده، سپس خدای عز و جل آدم ابو البشر را آفريد و فرزندانش را از او آفريد. سوگند به خدا از روزى كه خدا بهشت را آفريده از ارواح مؤمنان تهى نبوده ، و دوزخ از  آن زمان که آفریده شده از ارواح كفّار و گنهكاران خالی نبوده است .  شايد شما در نظر آريد كه چون روز رستاخيز شود، و خدا بدنهاى بهشتيان را با ارواح آنها در بهشت درآورد، و بدنهاى كافران را با ارواحشان در دوزخ ، خدا تبارك و تعالى در بلادش پرستيده نشود ، و خلقى نيافريند كه او را بپرستند و يگانه اش دانند، و بزرگش شمارند؟ آرى سوگند  به خدا كه البته خلقى آفريند بى ‏نر و ماده كه او را بپرستند و يگانه شناسند و بزرگ دارند، و بيافريند برایشان زمينى در زير پا و آسمانى بالاى سر.آيا نيست كه خدا عز و جل می فرمايد: «روزى كه به جاى زمين زمين ديگر آيد و به جاى آسمانها آسمانهاى ديگر» (آیه 48 ابراهيم) و خدای عزّ و جلّ فرموده: «آيا درمانديم در آفرينش نخست بلكه آنها هر روزه در پوششى از آفرينشى تازه‏اند»( آیه15ق). »( بحار الانوار ، ج 54، ص 319 و 320  )