(1/100115824)- 

پرسشدر سايتی مطلبی خواندم در مورد قوای سه گانه انسان: ۱.شهويه ۲.غضبيه ۳. وهميه ... . منظور شماره ۲ و۳ چيست؟

پاسخ:

حکما گفته اند: قوای وجودی انسان بر دو گونه اند: قوای ادراکی و قوای تحریکی.

قوای ادراکی که انسان به وسیله ی آنها به درک امور نائل می شود ، خود بر دو گونه اند:

1ـ قوای ظاهری ؛ که همان حواسّ پنجگانه ی ظاهری می باشند. کار این قوا درک امور جزئی مادّی است. درک این قوّه تا زمانی است که اتّصال با خارج وجود داشته باشد ؛ وقتی اتّصال قطع شد ، ادراک نیز منقطع می شود.

2ـ قوای باطنی ؛ که عبارتند از:

الف. حسّ مشترک ؛ که محلّ آن در مغز بوده ، صور را از حواسّ ظاهری تحویل می گیرد. اگر این حسّ نبود انسان نمی توانست امور گوناگون را به هم ربط دهد ؛ مثلاً نمی توانست با شنیدن صدای شخصی ، قیافه ی او را به یاد آورد.

ب. قوّه ی خیال ؛ که خزانه ی حسّ مشرک است و صور جزئی دریافت شده از حسّ مشترک را نگه داری می کند ؛ مانند تصویری که ما از کودکی خود در ذهن داریم.

پ. قوّه وهم ؛ که معانی جزئیّه را ادراک می کند ؛ مثل محبّت بین علی و حسن یا شجاعت علی (ع). توجّه: خود شجاعت یا محبّت معانی کلّی اند ولی وقتی به امر جزئی تعلّق بگیرند جزئی می شوند.

ت. حافظه ؛ که مخزن معانی جزئیّه بوده یافته های وهم را حفظ می کند ؛ حافظه را ذاکره هم می گویند.

ث. مفکّره یا متخیّله ؛ که صور جزئیّه را از خیال و معانی جزئیّه را از حافظه گرفته ، در آنها دخل و تصرّف نموده صور و معانی جدیدی پدید می آورد. مادر بسیاری از علوم ، مثل علوم تجربی همین قوّه می باشد.

ج. قوّه عقل ؛ که ادراک معانی کلّی می کند ؛ مانند مفهوم کلّی انسان که نه مرد است نه زن ، نه کوتاه است نه بلند و نه ... . با این قوّه است که ادراک حقایق مجرّده و امور غیبیّه حاصل می شود.

قوای تحریکی هم ، که انسان به واسطه ی آنها اقدام به عمل می کند بر دو گونه اند:

1ـ قوای عامله ؛ که همان قوای موجود در عضلات و سلولهاست.

2ـ قوّه ی باعثه یا شوقیّه ؛ که از قوای مجرّد روح می باشند. قوای باعثه عبارتند از:

الف. قوّه شهویّه یا قوّه ی جذب ؛ این قوّه هر آنچه را که نفس به نفع انسان تلقّی می کند به سمت وی جلب می کند ؛ اعمّ از خوردنی ها و پوشیدنیها و ... . لذا به اعتبار متعلّقش اسامی گوناگونی پیدا می کند مثل: شهوت شکم ، شهوت جنسی ، شهوت مقام ، شهوت ثروت ، شهوت شهرت و ... . نمود این قوّه در انسان همان خواستن و خوش آمدن و میل داشتن است. این قوّه اگر تحت فرمان عقل عمل کند منشاء خیرات فراوان خواهد بود ولی اگر تحت فرمان وهم باشد یکی از مهره های شیطان در مملکت وجودی انسان خواهد بود.

ب. قوّه غضبیّه یا قوّه دفع ؛ این قوّه هر آنچه را که نفس به ضرر انسان بداند از وی دور می سازد. عمل دفع از سوی این قوّه گاه با هجمه بر عوامل مزاحم است و گاه به فرار از آن ؛ لذا ترس ، تنفّر ، شجاعت ، بی باکی ، خشم و امثال این امور از نمودهای این قوّه اند. این قوّه نیز اگر زیر فرمان عقل باشد منشاء خیرات و از جنود رحمان خواهد ؛ امّا اگر تحت فرمان وهم رود از جنود ابلیس می شود.