(4/100110016)- 

پرسشالهامات خاصي كه ناخودآگاه به آدم ميشه و بعضا نتايج خوب يا بدي بجا مي گذاره، ازكجاست؟

پاسخ:

خطوراتی که انسان با آنها مواجه می شود به طور کلّی بر دو گونه اند: یا شخص ، نسبت به آن خصورات نقش فاعلی دارد یا نقش قابلی. خطوراتی که نفس خود شخص ، فاعل آنهاست در حقیقت ناشی از ملکات و عادات درونی فرد می باشد که به خاطر عملکرد خودکار و ناخودآگاهشان گاه ما آنها را اموری القاء شده از خارج می پنداریم ؛ لکن با مقداری تمرکز و دقّت می توان به منشاء درونی آنها پی برد چرا که « بَلِ الْإِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصيرَةٌ ـــ بلكه انسان خودش بر نفس خود بیناست.».

این مورد یکی از معانی آیه 84 اسراء می باشد که می فرماید: « قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ ـــــ  بگو هر کسی بر اساس ساختار خود عمل می کند.». مثل معروف « از کوزه همان برون تراود که در اوست » هم از همین حقیقت حکایت دارد. همچنین از این حقیقت حکایت دارد آیه 18 سوره یوسف که « وَ جاؤُ عَلى‏ قَميصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُم‏ ــــــ  و پيراهن او را با خونى دروغين آوردند؛ گفت: هوسهاى نفسانى شما اين كار را برايتان آراسته است.» همچنین آنجا که حضرت یعقوب (ع) فرمود:« أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُون‏ ـــــ از اين مى‏ترسم كه گرگ او (یوسف ) را بخورد، و شما از او غافل باشيد.» ، برخی اهل باطن گفته اند؛ مقصود حضرتش از گرگ ، خود برادران یوسف بودند که ملکاتشان ، ملکات گرگ گونه بود ، و الّا خود آن جناب می دانست که گرگ بیابان حقّ تعرّض به انبیاء (ع) را ندارد.

این خطورات بسته به خوبی یا بدی ملکه ای که از آن صادر می شوند می توانند خوب یا بد باشند.

امّا بی تردید بخشی از خطورات که انسانها با آن مواجه می شوند ، منشاء درونی نداشته از خارج به وجود انسان راه پیدا می کنند. این خطورات ، خود بر دو گونه اند: برخی از آنها خطوراتی هستند که موجب هدایت می باشند ؛ اهل معرفت فرموده اند: علامت اینگونه خطورات آن است که باعث یک نحوه انبساط ، نورانیّت و خود شکفتگی درونی می شوند. منشاء این قبیل خطورات ، که در اصطلاح ، الهام گفته می شوند ، ملائک الهی می باشند ؛ لذا یکی از براهین وجود ملائک از همین راه به دست می آید. امّا قسم دوم از خطورات خارجی ، آنهایی هستند که در صورت ترتیب اثر دادن به آنها منشاء گمراهی می شوند ؛ این خطورات نیز از جانب شیاطین می باشند. اهل معرفت فرموده اند: نشان این گونه خطورات آن است که موجب یک نحوه ضیق صدر و تاریکی درونی می شوند. خداوند متعال می فرماید: « إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُم‏ ـــــ  و شياطين به دوستان خود مطالبى مخفيانه القا مى‏كنند، تا با شما به مجادله برخيزند. » (الأنعام :  121 ). همچنین فرمود: « وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرينٌ  ؛ وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبيلِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُون‏ ــــــ  و هر كس از ياد خدا روى‏گردان شود شيطان را به سراغ او می فرستيم پس همواره قرين اوست‏ ؛ و آنها ( شياطين) اين گروه را از راه خدا بازمى‏دارند، در حالى كه گمان مى‏كنند هدايت‏يافتگان حقيقى آنها هستند.» (زخرف: 36 و 37). امّا شاهد قرآنی سخن اهل معرفت در شناخت الهام فرشتگان از خطورات شیاطین ، آیه ی 125 انعام می باشد که می فرماید: « فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ  ـــــــ  آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه‏اش را براى اسلام، گشاده مى سازد؛ و آن كس را كه [بخاطر اعمال خلافش] بخواهد گمراه سازد، سينه‏اش را آن چنان تنگ مى‏كند كه گويا مى‏خواهد به آسمان بالا برود؛ اين گونه خداوند پليدى را بر افرادى كه ايمان نمى‏آورند قرار مى‏دهد.»