(16/100122432)- 

پرسشمگر نه اين است كه خداوند نعمت عقل را در وجود همه قرار داده است؟ پس چه چيزي باعث ميشود كه برخي از آن نعمت استفاده نمي كنند؟

پاسخ:
1
ـ عقل در وجود همه نیست. برخی مثل دیوانه ها و کودکان و سفیهان ، فاقد عقل می باشند.
2
ـ  درجات عقل نیز در افراد مختلف ، متفاوت می باشد. این حقیقت هم با تجربه قابل فهم است ، هم در روایات اهل بیت (ع) به فراوانی مطرح شده است.برای نمونه به یک روایت اشاره می شود:
«
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع فُلَانٌ مِنْ عِبَادَتِهِ وَ دِينِهِ وَ فَضْلِهِ كَذَا وَ كَذَا قَالَ فَقَالَ كَيْفَ عَقْلُهُ فَقُلْتُ لَا أَدْرِي فَقَالَ إِنَّ الثَّوَابَ عَلَى قَدْرِ الْعَقْلِ إِنَّ رَجُلًا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانَ يَعْبُدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي جَزِيرَةٍ مِنْ جَزَائِرِ الْبَحْرِ خَضْرَاءَ نَضِرَةٍ كَثِيرَةِ الشَّجَرِ طَاهِرَةِ الْمَاءِ وَ إِنَّ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ مَرَّ بِهِ فَقَالَ يَا رَبِّ أَرِنِي ثَوَابَ عَبْدِكَ هَذَا فَأَرَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ فَاسْتَقَلَّهُ الْمَلَكُ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَنِ اصْحَبْهُ فَأَتَاهُ الْمَلَكُ فِي صُورَةِ إِنْسِيٍّ فَقَالَ لَهُ مَنْ أَنْتَ قَالَ أَنَا رَجُلٌ عَابِدٌ بَلَغَنَا مَكَانُكَ وَ عِبَادَتُكَ بِهَذَا الْمَكَانِ فَجِئْتُ لِأَعْبُدَ اللَّهَ مَعَكَ فَكَانَ مَعَهُ يَوْمَهُ ذَلِكَ فَلَمَّا أَصْبَحَ قَالَ لَهُ الْمَلَكُ إِنَّ مَكَانَكَ لَنَزِهَةٌ قَالَ لَيْتَ لِرَبِّنَا بَهِيمَةً- فَلَوْ كَانَ لِرَبِّنَا حِمَارٌ لَرَعَيْنَاهُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ فَإِنَّ هَذَا الْحَشِيشَ يَضِيعُ فَقَالَ لَهُ الْمَلَكُ وَ مَا لِرَبِّكَ حِمَارٌ فَقَالَ لَوْ كَانَ لَهُ حِمَارٌ مَا كَانَ يَضِيعُ مِثْلُ هَذَا الْحَشِيشِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى الْمَلَكِ إِنَّمَا أُثِيبُهُ عَلَى قَدْرِ عَقْلِهِ وَ قَالَ الصَّادِقُ ع مَا كَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْعِبَادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِم‏ ـــــــ محمّد بن سلیمان دیلمی از پدر خویش نقل نمود که گفت:به امام صادق (ع) گفتم : فلانى در عبادت و دين و فضل خود چنين و چنانست. امام فرمودند: عقلش چگونه است؟ گفتم نمي دانم . فرمود ثواب ، به اندازه عقل است. مردى از بنى اسرائيل در جزيره‏اى از جزائر دريا خدا را عبادت مي كرد كه سبز و خرم و پر درخت و خوش آب و هوا بود يكى از فرشتگان به او گذشت و عرض كرد: خدايا ثواب اين بنده‏ات را به من بنما! خدا ثواب او را نمودار ساخت ؛ و فرشته آن را كم شمرد. خدا به آن فرشته وحى كرد كه همراه او باش! او به صورت آدمي زاده نزد عابد رفت.عابد گفت تو كيستى؟ گفت من مردى عابدم ؛ آوازه ی تو و عبادتت را شنيدم ؛ لذا به اينجا آمدم تا همراه تو عبادت خدا كنم. آن روز را با او گذراند و بامداد به آن عابد گفت: جاى خرّمى دارى. عابد در جوابش گفت: كاش پروردگار ما را حيواناتى بود ؛ اگر او خرى داشت‏ در اينجا برايش مي چرانديم. چون اين همه علف تباه مى‏شود. فرشته گفت: پروردگار تو خر ندارد؟ عابد گفت: اگر داشت اين علفها ضايع نمي ماند. خدا به آن فرشته خطاب كرد: همانا من او را به اندازه عقلش ثواب مي دهم.امام صادق فرمودند: رسول خدا با بندگان هرگز بكنه خرد خود سخن نگفت. فرمود كه رسول خدا (ص) فرمودند: ما گروه پيغمبران دستور داريم كه با مردم به اندازه ی عقلشان سخن گوییم.» (أمالي الصدوق ، ص418 ،المجلس الخامس و الستون‏)
3
ـ عقل در بدو پیدایش آدمی ، بالقوّه می باشد ؛ و به مرور زمان بالفعل می گردد. درجاتی از آن با رشد جسمانی ، بالفعل می شود ؛ ولی درجات بالاتر آن فقط با عمل به دستورات اوّلیّه ی آن بالفعل می گردد. لذا اگر کسی به اختیار خود تابع دستورات عقل شد ، درجات بالاتر را بدست خواهد آورد و در غیر این صورت ، آن را نخواهد داشت. البته توجّه شود که هوش و حافظه و تمرکز ذهنی و قدرت انتقال سریع ذهنی و امثال این امور که در روانشناسی مورد بحث واقع می شوند ، ربطی به عقل ندارند. عقل آن چیزی است که حقّ و باطل را دو حیطه ی نظر و عمل تشخیص می دهد. لذا چه بسیار بی سواد عاقل و چه بسیار دانشمند کم عقل یا بی عقل.

حاصل کلام آنکه:
اوّلاً عقل همه یکسان نیست لذا نباید از همگان یک اندازه انتظار داشت. لذا فرمود: « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها » و در روایات نیز فرمودند: عمق تکلیف هر کسی به میزان عقل اوست.
ثانیاً عقل وقتی شکوفا می شود که مورد تبعیّت قرار گیرد. پس اگر به دستورات نخستین آن عمل نشود ، مراتب بالاتر آن به دست نمی آید. و عمل به دستورات عقل ، به اختیار خود انسانهاست.