(6/100121795)-   

پرسش:دليل اينكه انسان اشرف مخلوقات است، چيست؟ آيا به خاطر اختيار و قدرت تفكر اوست در حالي كه جنيان نيز اين قدرت را دارند؟

پاسخ:

در هیچ آیه و روایتی بشر به عنوان اشرف مخلوقات معرّفی نشده ؛ آنچه قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع) بیانگر آن هستند این حقیقت است که انسان کامل (انسان بالفعل ) اشرف از جمیع انواع مخلوقات می باشد ؛ که البته انسان کامل نیز دارای مراتب است و بین انسانهای کامل ، چهارده معصوم اشرف آنان و نبی اکرم (ص) در میان آنها ، در اوج شرافت وجودی است.
بنا بر این ، نوع بشر به خاطر آنکه همواره انسانهای کامل در میان افراد آن وجود دارد اشرف انواع می باشد ؛ ولی بسیاری از افراد بشر بالقوّه اشرف مخلوقات هستند نه بالفعل ؛ لذا اگر استعدادهای الهی وجود خود را تماماً شکوفا نموده و تبدیل به انسان کامل و خلیفةالله گردند ، اشرف انواع مخلوقات خواهند بود ، در غیر این صورت ممکن است هم سطح ملائک مقرّب یا ملائک غیر مقرّب یا در سطح حیوانات یا حتّی پایین تر از آن باشد. از اینرو در قرآن کریم گاه از برخی انسانها با صفاتی حیوانی یا شیطانی یا جمادی یاد شده است.
« ... آنها همچون چهارپايان ، بلكه گمراهترند ؛ اينان همان غافلانند.» (الأعراف : 179)
«آيا گمان مى‏برى بيشتر آنان مى‏شنوند يا مى‏فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپايان ، بلكه گمراهترند.» (الفرقان :44)
« فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْب‏ ـــ مثل او همچون سگ است. » ( الأعراف : 176)
« كسانى كه مكلّف به تورات شدند ولى حق آن را ادا نكردند، مانند درازگوشى هستند كه كتابهايى حمل مى‏كند.» (الجمعة:5 )
«
سپس دلهاى شما بعد از اين واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، يا سخت‏تر» (البقرة:74)
«  وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن ـــــ ‏اينچنين در برابر هر پيامبرى، دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم.» ‏(الأنعام:112(
« بگو: پناه مى‏برم به پروردگار مردم... از شرّ وسوسه‏گر پنهانكار، كه در درون سينه انسانها وسوسه مى‏كند،خواه از جنّ باشد يا از انسان.» (ناس: 1ـ 6(
امّا آنچه که موجب شده انسان کامل اشرف مخلوقات شود ، آن است که او برخلاف دیگر موجودات ، مظهر جمیع اسماء الهی است ؛ به تعبیر دیگر، انسان کامل و بالفعل ، مظهر اسم الله می باشد. لذا آنگاه که خداوند متعال ملائک را امر به سجده برخلیفه ی خود نمود ، سرّ برتری او بر ملائک را داشتن علم الاسماء دانست ؛ و داشتن علم الاسماء ، یعنی مظهر آن اسماء بودن.
«
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ (30) وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُوني‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (31) قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَليمُ الْحَكيمُ (32) قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُون‏ ـــــــــ (به خاطر بياور) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روى زمين، قرار دهنده ی خلیفه ای هستم.» فرشتگان گفتند: آيا كسى را در آن قرار مى‏دهى كه فساد و خونريزى كند؟! در حالی که ما تسبيح و حمد تو را بجا مى‏آوريم، و تو را تقديس مى‏كنيم.» پروردگار فرمود: «من حقايقى را مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.» (30) سپس علم اسماء را تماماً به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست مى‏گوييد، اسامى اينها را به من خبر دهيد!» (31) فرشتگان عرض كردند: «منزهى تو! ما چيزى جز آنچه به ما تعليم داده‏اى، نمى‏دانيم؛ تو دانا و حكيمى.» (32) فرمود: «اى آدم! آنان را از اسامى آنها آگاه كن!» هنگامى كه آنان را آگاه كرد، خداوند فرمود: «آيا به شما نگفتم كه من، غيب آسمانها و زمين را مي دانم؟! و نيز مي دانم آنچه را شما آشكار ميكنيد، و آنچه را پنهان ميداشتيد!» (سوه بقره)
امّا چرا آنکه جامع و مظهر جمیع اسماء الهی است ، برتر از همگان می شود؟
سرّ این مطلب آن است که هر موجود ظهور یک یا چند اسم از اسماء الهی است. لذا آنکه مظهر تمام اسماء خداوند متعال می باشد ، کمالات همه ی موجودات را یکجا خواهد داشت. بر همین اساس هم بود که خداوند متعال به آدم (ع) فرمود: « از اسماء آنها (ملائک) به خودشان خبر ده!» ؛ یعنی حقیقت وجودی آنها را برایشان آشکار ساز تا دریابند که تو به تنهایی حقیقت تمام آنها را دار می باشی ؛ و وجود تو وجود تمام آنها را فرا گرفته است.