(1/100126937)- 

پرسش:خداوند چرا انسان را با نفس ( هواي نفس ) خلق کرده است که بايد با او مبارزه کند؟

پاسخ:
اگر خدا انسان را به گونه ای می آفرید که ذاتاً امکان گناه برای او نباشد ، انسان اشرف مخلوقات نمی شد. خدا قبلا چنین موجودی را آفریده که همان فرشته ها هستند . انسان از آن جهت اشرف مخلوقات است که کمالات تمام موجودات را داراست . مثل جمادات، جسم است ، مثل گیاهان رشد و نمو دارد ، مثل حیوانات حرکت ارادی و احساس و غریزه دارد ، و مثل فرشته ها عقل و علم و تسبیح وتقدیس دارد ؛ و بالاتر از آن نیز مقامی دارد که مختص انسان می باشد ؛ و آن مظهریت برای جمیع اسماء الله است. فرشتگان ، تنها فرشته اند ولی انسان همه چیز است ؛ واین خصوصیت را از آن جهت دارد که در بالاترین مرتبه ی وجود خلق شده و به پایین ترین مرتبه تنزّل کرده است و با اختیار خود ، باید به آن مرتبه ی بالای خود بازگردد ؛ و بازگشت او به آن مرتبه حتمی است ؛ لکن اگر با اختیار بازنگشت و با وجودی ناقص راهی عالم بالا شد در برزخ و آخرت ، در جهنم وجودش که همان نقصهای اوست خواهد سوخت. چون طلب کمال در او هست ولی خود کمال در او نیست . چنین کسی باید در نقص خود بسوزد تا به وجود خود که در دنیا از آن غافل بود بازگردد و وجود خود را باز یابد و در عمق خویش تجسس کند تا فطرت خدایی را که در دنیا در وجودش دفن کرده است بیابد. چون فطرت هیچگاه نابود نمی شود بلکه در وجود انسان دفن می شود . آنگاه که چنین شخصی فطرت خود را یافت متوجه حقیقت انسان کامل می شود. چون انسان کامل ، فطرت بالفعل و حقیقت قرآن و دین است ؛ در این حالت چنین شخصی مورد شفاعت انسان کامل قرار می گیرد و از جهنم خویش رها و به اصل خود که عند الله است باز می گردد.
پس انسان باید از رتبه ی پایین خود ، که رتبه ی جمادی است حرکت کرده از نفس منطبعه ترقّی نماید و به مرحله نفس نباتی و سپس به رتبه ی حیوانی برسد ؛ که در این مرحله نفس او همان نفس امّاره است ؛ که برای حیوان ، خوب است ولی برای انسان اندک می باشد. نفس امّاره از آن جهت که جنبه ی حیوانی آدمی ، یعنی همان غرایز را تدبیر می کند ، نه تنها بد نیست بلکه خوب است ؛ همان گونه که نفس نباتی انسان ، رشد و نموّ بدن او را در اختیار دارد ؛ و نفس منطبعه ، ترکیب شیمیایی و فیزیکی بدن را حفظ می کند. لکن باید دانست که انسان مراتبی فوق این نیز دارد ؛ لذا نباید در این حدّ متوقّف ماند ؛ بلکه باید به مرتبه ی نفس لوّامه و نفس مطمئنّه نیز بار یافته و به مقام عدالت رسید. بلکه از این نیز گذر نموده باید به رتبه ی نفس راضیّه و مرضیّه و بلکه فراتر از آن ، به نفس قدسیّه دست یافت ؛ که مقام عصمت اکتسابی است.
در این سیر الی الله ، همواره مرتبه ی پایین نسبت به مرتبه ی بالا ، نقص محسوب می شود ؛ امّا هر مرتبه ، به خودی خود ، کمال است. امّا اینکه روی نفس امّاره زیاد تأکید شده ، از آن جهت است که اکثر مردم در این مرحله گرفتار می شوند.
خلاصه مطلب آنکه موجودی با این ویژگی که انسان نامیده می شود ، باید موجود باشد تا مظهر جمیع اوصاف کمال و جامع کمالات موجودات باشد ؛ در غیر این صورت ، جای موجودی با این ویژگی در عالم خلقت خالی بود ؛ و چنین عالمی دیگر نظام احسن نمی شد. برای همین است که چون خدا آدمی را آفرید ، به خود آفرین گفت: خداوند تبارک و تعالی فرمود: « ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقين ـــــ سپس نطفه را بصورت علقه‏ (خون بسته‏)، و علقه را بصورت مضغه‏ (چيزى شبيه گوشت جويده شده‏)، و مضغه را بصورت استخوانهايى درآورديم؛ و بر استخوانها گوشت پوشانديم؛ سپس آن را آفرينش تازه‏اى داديم؛ پس بزرگ است خدايى كه بهترين آفرينندگان است.»( المؤمنون:14) یعنی خدا بهترین آفرینندگان است ؛ چون موجودی آفریده که از خاک برآمده تا فوق عرش ، تمام مقامات وجودی را طیّ می کند و به تنهایی صاحب تمام کمالات دیگر موجودات می گردد. با جمادات است ؛ با با نباتات است ، با حیوانات است با فرشتگان است ؛ پس او همه ی اینها را با هم دارد. اگر آدمی چنین خلقتی نداشت ، چنین مقامی نیز نمی داشت.