(1/100126679)- 

پرسش:در اندازه گيري مقام انسان گفته مي شود مخلوقي است که يک سر آن برتر از تمام فرشتگان و يک سر آن پست تر از چهارپايان است. آيا اين يک کميت متصل و پيوسته است؟ به عبارت ديگر، آيا مرتبه اي از وجود مي توان يافت که در اين محدوده، هيچ نوع ظهور انساني نداشته باشد؟

پاسخ:
چنين نگاهي به انسان ، يك نگاه وجودي است نه نگاه ماهوي. لذا انسان با اين نگاه نمي تواند يك كمّيّت متّصل يا داراي يك كميّت متّل لحاظ گردد. چون كمّيّت از سنخ ماهيّت است.
وجود ، يك حقيقت شخصي است كه ظهور ، وصف ذاتي اوست. لذا وجود بدون ظهور معني ندارد. ظهور وجود نيز يكي بيش نيست ، لكن اين ظهور را مراتبي است ؛ كه به نحو كلّي آن را داراي چهار مرتبه گفته اند. مرتبه ي عالي آن ، ظهور لاهوتي است كه از اين مقام با عنوان عالم اسماء الله ياد مي شود. مرتبه دوم ، عالم عقول مجرّده مي باشد ، كه آن را جبروت نيز گفته اند. فروتر از آن ، عالم مثال مي باشد ؛ كه ملكوت نيز ناميده مي شود. و در پايينترين افق ظهور ، عالم مادّه واقع شده ، كه آن را ناسوت هم مي گويند. از اين چهار عالم ، با عنوان حضرت لاهوت ، حضرت عقل ، حضرت مثال و حضرت ناسوت نيز ياد مي شود. امّا ذات قدسي وجود را ظهور ديگري است كه اكمل از تمام اين ظهورات مي باشد ؛ كه عبارت است از حضرت انسان كامل ؛ كه حقيقت او جامع جميع عوالم مي باشد. لذا او را در هر عالمي نمودي است متناسب با همان عالم. از اينرو گفته اند: انسان كامل ، حقيقتي است منبسط كه در تمام مراتب هستي حضور دارد.
امّا توجّه شود كه اين حكم ، اختصاص به انسان بالفعل دارد ، كه انسان كامل گفته مي شود. امّا امثال بنده ، كه زنداني عالم ناسوت هستم ، معلوم نيست كه از مرز حيوانيّت گذشته باشم ، كجا رسد كه برتر از ملائك باشم. نيز گفته آيد كه انسان كامل را مراتب است ؛ لكن تمام مراتب آن از ملائك برتر است.
مطلب ديگر آنكه تمام مراتب وجود ـ يا بهتر است بگوييم: مراتب ظهور ـ شئونات انسان كامل بالمعني الاخصّ مي باشند. لذا اهل بيت (ع) ، كه انسان كامل بالامعني الاخصّ هستند ، لازمه ي نظام هستي اند ؛ به نحوي كه اگر نبودند ، عالمي محقّق نمي شد: لولاك لما خلقت الافلاك