(8/100144397)

پرسش: دين قديم ذاتي است ياحادث ذاتي؟

 

پاسخ:

1ـ اگر منظورتان از دين، همان آيات نازل شده ي قرآن و روايات صادر شده از معصوم(ع) مي باشد، روشن است كه دين به اين معنا، هم حادث ذاتي است، هم حادث زماني؛ يعني هم ممكن الوجود است، هم اينكه زماني در دار زمان نبود، و سپس در دار زمان، نازل شد.

 

2ـ امّا اگر منظورتان از دين، همان حقيقت ملكوتي قرآن و حقيقت ملكوتي معصوم(ع) است، آن، حادث ذاتي(ممكن الوجود) و قديم زماني است؛ يعني از در حالي كه فرازماني و لازماني است، معلول و ممكن الوجود هم هست.

دقّت شود كه قديم زماني، با حادث ذاتي، قابل جمع است؛ امّا قديم ذاتي(واجب الوجود بودن) با حادث ـ حادث ذاتي و چه حادث زماني ـ قابل جمع نيست. چون حادث ـ هر دو گونه اش ـ ممكن الوجود مي باشد؛ و ممكن الوجود بودن با قديم بالذّت بودن(واجب الوجو بودن)، قابل جمع نيست.

 

3ـ امّا اگر منظورتان از دين، همان علم ذاتي خداست؛ كه در قالب صورت ملكوتي قرآن يا صورت دنيايي قرآن نازل شده، بلي آن علم، عين ذات خدا بوده، قديم ذاتي(واجب الوجود) است. لكن توجّه شود كه علم ذاتي خدا، چيزي زائد بر ذات خدا نيست؛ بلكه ذات خدا عين علم ذاتي اوست. همچنين توجّه شود كه علم ذاتي خدا ـ كه در قالب قرآن نازل شده ـ نه در خود قرآن، دين گفته شده، نه در روايات. لذا اگر كسي، علم ذاتي خدا را دين بنامد، در واقع خودش اصطلاح جديدي را ابداع نموده است. پس اگر چنين كسي، ادّعا نمود كه دين، قديم ذاتي است، حتماً بايد بيان كند كه مقصودش از دين، معناي متعارف آن نيست.

 

خلاصه آنكه:

تنها قديم ذاتي، خداست؛ و صفات ذاتي خدا، هم عين ذات خدا بوده، قديم ذاتي اند. و غير خدا، همه حادث ذاتي اند. خود حادث ذاتي نيز بر دو گونه است؛ برخي حوادث ذاتي، حادث زماني اند و برخي ديگر، قديم زماني اند. قديم زماني نيز دو گونه است؛ برخي قدماي زماني، خودشان موجود زماني اند؛ ولي آغاز زماني ندارند؛ مثل خود زمان و اصل عالم مادّه؛ امّا برخي قدماي زماني، موجود زماني نيستند؛ مثل ملائك؛ كه موجوداتي فرزماني مي باشند.