(1/100143529)

پرسش:من با مطالعه قرآن متوجه شدم که تمام اديان و پيامبراني که در قرآن از آن ها نامبرده شده است، همگي متعلق با خاورميانه و حداکثر اروپا هستند. پيامبراني نيز که در کتاب مقدس از آن ها نامبرده شده است، آن ها هم همگي متعلق به همين منطقه اند. در دين اسلام و ديگر اديان اهل کتاب، هيچ نامي از پيامبراني که متعلق به ديگر بخش هاي جهان هستند مانند ايران، آسياي شرقي، جنوب آفريقا و آمريکا برده نشده است. جالب اين جاست در تاريخ اين کشورها مخصوصا کشورهاي شرق آسيا، هيچ نامي از اديان آسماني برده نشده است و پيامبر الهي اي در تاريخ آ ها ديده نمي شود. البته اطلاعات من از تاريخ اين اديان، در حد فيلمهاي سينمايي آن هاست که جايي از اديان الهي در اين فيلم ها ديده نمي شود. در دين باستاني مردم ما نيز يعني دين زرتشت فکر نمي کنم اسمي از پيامبر اسلام و پيامبران بني اسرائيل امده باشد.

اين امر اين شائبه را به وجود مي آمورد که دين اسلام و اديان قبل از آن مانند دين يهوديت و مسيحيت، داستان هايي متعلق به مردم اين منطقه اند. به خصوص که همه پيامبران نامبرده شده، از نسل حضرت ابراهيم(ع) هستند. البته خدا مي داند که من قصد توهين يا شبهه افکني در دين اسلام را ندارم. بنده خودم را انساني معتقد مي دانم و همين دغدغه ديني ام موجب طرح چنين سوالي شده است. چون نمي توانم مباور کنم که خداوند متعال تنها براي اين بخش از کرده زمين پيامبر فرستاده و مردم ديگر مناطق ر افراموش کرده است. لطفا اين پرسش مرا پاسخ گوييد و مرا از نگراني برهانيد.

 

پاسخ:

 

1. این ادّعا که در ایران پیامبرانی نبوده اند یا سخنی از انبیای ابراهیمی نبوده، ادّعایی است باطل. برای مثال، همسر کورش هخامنشی یهودی بوده؛ و در زمان او در ایران یهودی وجود داشته است. در تواریخ هست که وقتی عیسی مسیح متولّد شد، گروهی از اندیشمندان ایران از آثار سماوی متوجّه شده به دیدارش شتافتند. نیز آمده که تورات اصلی گم شد؛ و تورات کنونی به دستور کورش هخامنشی گردآوری شده است. نیز توجّه داشته باشیم که ارامنه از مردم ایران بودند؛ که از قدیمترین مسیحیان می باشند. نیز توجّه داشته باشیم که حدّ اقلّ یازده نفر از انبیاء، در ایران دفن شده اند؛ که نشان می دهد آنها برای تبلیغ در این دیار مبعوث شده اند یا از جایی دیگر به این دیار آمده بوده اند.

 

ـ دانیال نبی در شوش

فرزند یوحنا ششصد سال پیش از میلاد مسیح زندگی می‌کرده‌ است مشهورترین پیامبری است که در ایران دیده از جهان فرو بسته‌است. شهر باستانی شوش را به نام این پیامبر می‌شناختند امام علی (ع) جمله‌ای به این مضمون دارد هر کس برادرم دانیال را زیارت کند گویی مرا زیارت کرده‌است و همین جمله بر سنگ مزار دانیال نبی حک شده‌است.

 

ـ حَیَقوق در تویسرکان

تویسرکان در دامنهٔ الوند جزئی از سلسله کوهای زاگرس میزبان حیقوق نبی است. حیقوق به شهادت آن‌چه بر سر مزارش نوشته شده ۱۲۰۰ سال پیش از هجرت پیامبر اکرم و در عصر دانیال نبی می‌زیسته‌ است. حیقوق پیامبر پس از فتح بابل توسط کوروش و مرگ بخت‌النصر به ایران آمد و ایرانیان او را گرامی می‌داشتند و پس از فوت وی، او را در دشت سرسبز تویسرکان به خاک سپردند. مردم محلی این آرامگاه را بسیار دوست میدارند.

 

ـ اشموئيل نبی در ساوه

در جاده‌ای که به بوئین زهرا می‌رسد در نزدیکی شهر ساوه و در انتهای دشتی پهناور مزار اشموئیل نبی یا سموئیل قرار دارد. پیامبری که در عهد جالوت ظهور کرد و در جنگی نابرابر او را شکست داد. در این جنگ جالوت توسط سنگی که از سوی داود به سوی او پرتاب شده بود، کشته شد. مزار اشموئیل در عهد صفویه مورد بازسازی قرار گرفت و ایوان مزار نیز در عهد ناصر الدین شاه مرمت شد.

 

ـ چهار انبیاء

چهار انبیا لقب فشرده شده ی پیامبرانی به نام‌های: سلام و سلوم و سهولی و القیا است که در دوران غیبت اصحاب کهف به گسترش خداپرستی پرداختند. این آرامگاه که مقبره‌ ی صالح فرزند حسن بن علی را نیز دربردارد، جلوه‌ای زیبا از هنر ایرانی در عصر اسلام است و همه ساله بسیاری از مردم قزوین و مناطق اطراف را به زیارت خود فرا می‌خواند.

 

ـ یوشع پیامبر در اصفهان

مزار این پیامبر در اصفهان قرار دارد؛ و می‌گویند توسط کورش از بابل نجات پیدا کرد و ساکن ایران شد. یوشع پیامبر در گورستان تخت فولاد در اصفهان دفن شده‌ است. گورستانی که قدمت آن به دوران قبل از اسلام بر می‌گردد و جهره‌های بزرگی در آن دفن شده‌اند.

 

ـ حَجَی در همدان

در همدان که پیش از این هکمتانه نامیده می‌شد، مسجدی به نام مسجد پیغمبر وجود دارد که در دل آن آرامگاه حجی قرار دارد. او پس از دوباره ‌سازی اورشلیم که توسط بخت النصر ویران شده بود در حدود دو هزار و ششصد سال پیش به ایران مهاجرت کرد؛ و درهمین سرزمین هم از دنیا رفت.

 

ـ قیدار نبی در زنجان

شهرقیدار مرکزشهرستان خدابنده از توابع زنجان لااقل از دوره ساسانی به بعد(به استنادآثار تاریخی مزرعه تخت) سابقه تاریخی دارد. نام شهر به خاطر وجود آرامگاه قیدار نبی درکنار چشمه ی پرآب کوه علی پنجه شهر، قیدار نامیده می‌شود. در گذشته‌های دور این شهر با نام پیغمبرتوسط اهالی منطقه خطاب می‌شده است. بنای بقعه به سال 719 هـ . ق توسط بلغار خاتون زن ارغون شاه ایلخانی تجدید بنا گردیده است. ضریح چوبی مزار قیدار که با نقوش متعلق به دوران ایلخانی تزئین شده طی روزهای مختلف سال پذیرای پارچه‌های سبز رنگی است که از سوی زائران بارگاه آن بسته شده و همین موضوع زیبایی خاصی را به آرامگاه قیدار بخشیده‌است. قیدار فرزند اسماعیل پسر ابراهیم است که نسلشان به خاندان بنی‌هاشم در عربستان ختم می‌شود. پیامبر اسلام به واسطه سی نسل، از فرزندان این پیامبر به شمار می‌رود.

 

ـ حزقيل در دزفول

اين پيامبر در شهر دزفول به باباحزقيل معروف است و در خيابان شريعتي دزفول پشت پاركينگ زيارتگاهش قرار دارد.

 

 

2ـ به حکم عقل بر خدای حکیم ضروری است که هدایت را در اختیار همگان قرار دهد ؛ لذا عقل می گوید: یقیناً خدا برای همه ی اقوام هدایت کننده ای فرستاده است ؛ اگر چه ما امروز از نام و نشان آن هدایت کنندگان اطّلاع نداشته باشیم . بر این مبنا خداوند متعال فرمود: إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشیراً وَ نَذیراً وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فیها نَذیر ــــــ ما تو را به حق، بشارتگر و هشدار دهنده فرستادیم، و هیچ امّتى نبوده مگر این كه در میان آنها هشدار دهنده‏اى گذشته است. (فاطر:24) و فرمود: ... إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ــــــ جز این نیست که تو فقط بیم دهنده‏اى! و براى هر گروهى هدایت كننده‏اى است (الرعد:7).

طبق بیان نبیّ مکرّم اسلام ، صد و بیست و چهار هزار پیامبر مبعوث شده اند ؛ امّا ما امروز جز تعداد اندکی از آنها را نمی شناسیم ؛ پس این احتمال هست که این تعداد انبیاء در کلّ جهان پخش بوده اند. البته طبق حکم عقل که هدایت را لازمه ی خدایی خدا می داند ، یقیناً اینها در کلّ جهان پخش بوده اند. از حضرت صادق (ع) روایتی است به این مضمون که اهالی ایران زمین قبل از زرتشت پیامبری داشته اند که کتاب آسمانی نیز داشته است ( ر.ک:بحارالأنوار ، ج 10 ، ص179). امّا امروز ما نه اسمی از آن پیامبر می دانیم نه اثری از او در تاریخ می یابیم ؛ و این در حالی است که ایران باستان بر خلاف مناطقی مثل استرالیا و قارّه آمریکای قدیم و اروپای قدیم و آفریقا ، سرزمینی دارای تمدّن و تاریخ بوده است. پس اینکه ما از انبیای جای جای جهان اطّلاع نداریم دلیل بر این نیست که در آنها انبیایی نبوده اند. خداوند متعال متذکّر همین معنا شده و فرموده است: وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیك‏ ـــــــ ما پیش از تو رسولانى فرستادیم؛ سرگذشت گروهى از آنان را براى تو بازگفته، و گروهى را براى تو بازگو نكرده‏ایم (غافر:78).

ما امروز می دانیم که در شرق دور کسانی چون بودا و کنفسیوس بوده اند ؛ که تعالیمی شبیه تعالیم انبیاء داشته اند ــ البته به احتمال زیاد تعالیم آنها نیز در طول زمان تحریف شده است ــ امّا در هیچ منبعی نام این افراد به عنوان نبی نیامده ؛ و پیروان آنها نیز به نبوّت آنها قائل نیستند ــ البته در برخی متون از کسی به نام بوذاسف یاد شده که برخی آن را همان بودا دانسته اند ــ . همچنین در روایتی از رسول خدا (ص) از فیلسوف شهیر یونان جناب ارسطو با عنوان نبی یاد شده در حالی که نه از خود او چنین ادّعایی نقل شده نه کسی به نبوّت وی قائل شده است. علّامه حسن زاده آملی در تعلیقات شرح المنظومة ، ج‏4 ،ص364 ، نقل نموده از کتاب محبوب القلوب دیلمی ، ص14 که :یروى فی بعض الرافدات أن عمرو بن العاص قدم من الإسكندریة على رسول (ص) فسأله عمّا رأى فی الإسكندریة، فقال: یا رسول الله رأیت أقواما یتطیلسون و یجتمعون حلقا و یذكرون رجلا یقال له أرسطاطالیس- لعنه اللّه تعالى-، فقال علیه السلام: مه یا عمرو إن أرسطاطالیس كان نبیا فجهله قومه ـــــــ روایت كرده‏اند در برخی کتب كه چون عمرو بن العاص از سفر اسكندریه پیش حضرت رسول(ص) آمد ، حضرت از او پرسیدند كه در اسكندریه چه دیدى ؟ عمرو گفت: یا رسول اللّه قومى را دیدم كه طیلسان (شِنِل) بر دوش می اندازند و حلقه حلقه جمع مى‏شوند ، و از مردى نام مى‏بردند كه نامش ارسطاطالیس است ؛ خداى لعنتش كناد! پس آن حضرت فرمودند: ساکت شو اى عمرو ! همانا ارسطاطالیس پیامبر بود امّا قومش او را نشناختند

علّامه حسن زاده آملی همچنین در همان آدرس فرموده اند: نقل السید الطاهر ذو المناقب و المفاخر رضی الدین على بن طاوس فی فرج المهموم قولا بأن أبرخس و بطلیموس كانا من الأنبیاء، و أن أكثر الحكماء كانوا كذلك، و إنما التبس على الناس أمرهم لأجل أسمائهم الیونانیة. ــــــ نقل نموده سیّد پاک و صاحب مناقب و مفاخر جناب علی بن طاوس در کتاب فرج المهموم قولی مبنی بر این که ابرخس و بطلمیوس هر دو از انبیاء بوده اند و اکثر حکما همین گونه بوده اند ؛ امّا امر آنها بر مردم مشتبه گشت فقط به خاطر اسمهای یونانی آنها. و سید ابن طاوس از کبار علمای شیعه و صاحب نفس قدسیّه بود ؛ که سخنش حقیقتاً جای تأمّل دارد.

باز در همان منبع فرموده اند: و قال صائن الدین علی بن تركة فی مقدمة تمهید القواعد: إن المختار عند الصدر الأوّل من الحكماء الذین هم من جملة الأصفیاء (الأنبیاء- خ ل) أو الأولیاء على ما أخبر عنه المؤرّخون كاغاثاذیمون المدعو بلسان الشرع بلقمان، و هرمس الهرامسة المدعوّ بإدریس، و فیثاغورث المدعوّ بشیث، و أفلاطن الإلهى ... ـــــــ صائن الدین علی بن تركة در مقدمه ی تمهید القواعد گفته است: همانا قول مختار در نزد حکمای صدر اوّل ، که آنها از جمله ی اصفیاء یا انبیاء یا اولیاء بوده اند بنا بر آنچه که مورّخان از آنها خبر داده اند ، مانند اغاثاذیمون که در زبان شرع او را لقمان گویند و هرمس که در زبان شرع او را ادریس نامند و فیثاغورس که در زبان شرع او را شیث گویند و افلاطون الهی ...

همچنین گفته شده که جناب ذوالقرنین همان کورش هخامنشی بوده ؛ که نامش در قرآن کریم به بزرگی برده شده و گستراننده حکم خدا در زمین بوده است. تاریخ نویسان غرب نیز آن هنگام که از حمله ی کورش به غرب یاد نموده اند به عدل و داد او اعتراف نموده اند. کتیبه هایی هم که از زمان او باز مانده مملوّ از تعابیر قدسی است. در شرح حال سلمان فارسی نیز سخنانی از زبان خودش و معصومین (ع) وارد شده که نشان می دهد وی در زمان فترت و جاهلیّت از هادیان الهی و مؤیّد به تأییدات غیبی بوده است. لذا وی آنگاه که رسول خدا را ملاقات نمود ، بی هیچ معرّفی حضرتش را شناخت و بی هیچ معجزه ای به آن حضرت ایمان آورد.

همچنین در روایات معصومین (ع) از کسانی نام برده شده که بین حضرت عیسی (ع) و رسول خدا (ص) هادیان امم بودند امّا تاریخ نامی از آنها به یاد ندارد. نیز امیر مومنان در خطبه ی نهج البلاغة 222فرموده اند: ... وَ مَا بَرِحَ لِلَّهِ عَزَّتْ آلَاؤُهُ فِی الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةوَ فِی أَزْمَانِ الْفَتَرَاتِ عِبَادٌ نَاجَاهُمْ فِی فِكْرِهِمْ وَ كَلَّمَهُمْ فِی ذَاتِ عُقُولِهِمْ فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ یقَظَة ... ــــــ خداوند كه نعمت‏هاى او گرانقدر است، در دوران‏هاى مختلف روزگار، و در دوران جدایى از رسالت تا آمدن پیامبرى پس از پیامبرى دیگر بندگانى داشته كه با آنان در گوش جانشان زمزمه مى‏كرد، و در درون عقلشان با آنان سخن مى‏گفت. آنان چراغ هدایت را با نور بیدارى در گوش‏ها و دیده‏ها و دل‏ها بر مى‏افروختند، روزهاى خدایى را به یاد مى‏آورند و مردم را از جلال و بزرگى خدا مى‏ترساندند. آنان نشانه‏هاى روشن خدا در بیابان‏هایند، آن را كه راه میانه در پیش گرفت مى‏ستودند، و به رستگارى بشارت مى‏دادند، و روش آن را كه به جانب چپ یا راست كشانده مى‏شد، زشت مى‏شمردند، و از نابودى هشدار مى‏دادند، همچنان چراغ تاریكى‏ها، و راهنماى پرتگاه‏ها بودند.

حاصل کلام اینکه: به حکم عقل و قرآن کریم و معصومین (ع) در همه جای عالم هدایت خدا در دسترس مردم بوده است ؛ به نحوی که اگر اراده می نمودند با تلاشی متعارف قادر بودند که به منبع هدایت دست پیدا کنند. البته از آیات و روایات چنین بر می آید که رسولان بزرگ همواره در منطقه ی خاور میانه بوده اند و سایر انبیاء ، که در نقاط مختلف زمین قرار داشتند ، مبلّغ دین این رسولان بوده اند و چه بسا کتب فرعی مختصّ خودشان را نیز داشته اند. امّا اینکه چرا خاور میانه به عنوان مرکز اصلی هدایت انتخاب شده ، دلیلش این بوده که این منطقه در مرکز ارض مسکون قرار دارد ؛ و فاصله اش نسبت به نقاط مختلف زمین تقریباً یکسان می باشد. کما اینکه مکّه را امّ القری گویند چون در وسط ارض مسکون واقع شده است. در قرآن کریم نیز فرموده است: وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى‏ حَتَّى یبْعَثَ فی‏ أُمِّها رَسُولاً یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِنا وَ ما كُنَّا مُهْلِكِی الْقُرى‏ إِلاَّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ ـــــــــ و پروردگار تو هرگز شهرها و آبادیها را هلاك نمى‏كرد تا اینكه در مادر آنها (كانون آنها) پیامبرى مبعوث كند كه آیات ما را بر آنان بخواند؛ و ما هرگز آبادیها و شهرها را هلاك نكردیم مگر آنكه اهلش ظالم بودند (القصص:59) ؛ و فرمود: وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذی بَینَ یدَیهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها ــــــ و این كتابى كه ما آن را نازل كردیم، مبارك و مصدّق كتاب‏هایى است كه پیش از آن آمده و براى این است كه مردم مكه و اطراف آن را هشدار دهى (الأنعام:92).

البته باید توجّه داشت که امّ القری بودن یک شهر ، به اعتبارات مختلف متفاوت می شود ؛ مثلاً شهر تبریز امّ القری برای آذربایجان شرقی است ؛ امّا تهران امّ القری برای ایران می باشد ؛ و مکّه ام القری برای کلّ دنیاست ؛ به نحوی که حوادث آن در همه جای جهان پخش می شود. در زمانهای بسیار گذشته که ارتباطات بسیار محدود بوده ، تعداد انبیاء در یک زمان زیاد بوده اند و هر منطقه یک پیامبر داشته ؛ امّا ارتباطات که گسترش یافته تعداد آنها کم شده و محدود مراکز استانها شده و در دوره های باز هم متأخر انبیاء تنها در مرکز کشورها بوده اند و در زمان نبیّ مکرّم اسلام که آغاز عصر ارتباطات می باشد امّ القری مکّه است که مرکز کلّ جهان مسکون می باشد. لذا ملاحظه می کنیم که بعد از رسول خدا ، در اندک مدّتی مسلمانها توانستند اسلام را از هند و چین گرفته تا اروپا گسترش دهند. حتّی مدارکی در دست است که مسلمین قاره ی آمریکا را هم قبل از کریستف کلمب اسپانیایی کشف کرده بودند. امروزه در اوراد و اذکاری که سرخپوستان آمریکایی ادا می کنند ، به وضوح ردّ پای کلمات عربی دیده می شود.