(1/100164473)

پرسش:با سلام واحترام لطفا دين را تعريف كنيد. ( با ذكر منابع) . با تشكر وآرزوي موفقيت شما

 

پاسخ:

ـ تعريف دين در نگاه دانشمندان علم اديان

 

علم اديان علمي است برون ديني كه با نگاه بي طرفانه سعي دارد اديان گوناگون را مورد بررسي قرار داده، اعتقادات و مناسك عمده ي آن را معرّفي نمايد و نحوه ي پيدايش و تحوّل اديان گزارش مي دهد.

دانشمندان علم اديان تعاريف متعددي از دين ارائه كرده اند،به طور مثال در تعريف دين مي‌گويند:

دين عبارت است از ايمان و اطاعت به يك قول يا قواي مافوق انساني كه مستحق عبادت، خالق و حاكم عالم مي‌باشد.

يا گفته اند:

دين يك سيستم خاص اعتقاد و اعمال و عبادات است كه غالباً مشتمل بر مجموعه قواعد اخلاقي و فلسفي مي‌شود.

يا گفته اند:

دين، ايمان به موجودات روحاني است.

يا گفته اند:

دين عبارت است از تبيين احساسات قلبي انسان، ويا دين مجموعه ي كلي از اعتقادات و احساسات و اعمال انفرادي يا اجتماعي است.

و . ( نه گفتار در اديان، علي اصغر حكمت ،ج 1، ص 3).

جان بي ناس از دانشمندان علم اديان در كتاب خويش با عنوان تاريخ جامع اديان، تعاريف متعددي از دين راذكرمي كند، مانند:

تعريف متكلمان كه گفته‏اند: دين عبارت از يك نظام الهى است كه براى صاحبان خرد وضع شده است و مشتمل بر اصول و فروع مى‏باشد. او مي گويد: در تعاريف متكلمان گاهى دين به ما هو دين‏ مورد نظر قرار گرفته است ( تاريخ جامع اديان، جان بي ناس، ترجمه على اصغر حكمت، ص‏79 و 81)

وي همچنين مي نويسد: در تعاريفى نيز غايت و اهداف مد نظر بوده است، مانند آنچه در دائرة‏المعارف الاسلامية آمده است كه: الدين وضع الهى سائق لذوى العقول باختيارهم اياه الى الصلاح فى الحال و الفلاح فى المال‏; دين وضعى است الهى كه صاحبان عقل را به سوى رستگارى در اين دنيا و حسن عاقبت در آخرت سوق مى‏دهد. ( تاريخ جامع اديان، ترجمه على اصغر حكمت، ص‏79 و 81).

از جرجانى نيز نقل كرده‏اند كه: الدين وضعٌ الهى يدعوا اصحاب العقول الى قبول ماهو عند الرسول صلي ‌الله‌ عليه‌ وآله ‌و سلم: دين قانون و قراردادي الهى است كه خردمندان را به سوى قبول آنچه در نزد رسول‏ صلي ‌الله‌ عليه‌ وآله ‌و سلم است، فرامى‏خواند. (جان‏ناس، تاريخ جامع اديان، ترجمه على اصغر حكمت، ص‏79 و 81) .

ايشان بيان مي دارد كه دركناراين تعريف‏ها، دربعضى‏ديگراز تعاريف، اصولا حيثيت اعتقاد و التزام انسان، مبناى تحليل و توصيف قرار گرفته است: الدين هو الاعتراف باللسان و الاعتقاد بالجنان و العمل بالاركان‏; دين عبارت است از اقرار به زبان، اعتقاد با قلب و عمل با اعضاء مي باشد. (تاريخ جامع اديان،ص81) .

عده‌اي از فيلسوفان دين هر مكتبى را كه سه موضوع زيررا قبول داشته باشد، دين مى‏نامند:

الف : عالمى وراى عالم طبيعت و محسوسات، وجود دارد.

ب : جهان طبيعت، هدفدار است.

ج: عالم هستى داراى نظام اخلاقى است، اين خود شامل دو بخش است: 1. عالم هستى چنان است كه نيك و بد اخلاقى را درك مى‏كند 2. عالم هستى چنان است كه نيك و بد اخلاقى را پاداش و كيفر مى‏دهد.

بر اساس اين تعريف، مكتب ماركسيسم و ليبراليسم و بعضى از شاخه‏هاى اگزيستانسياليسم، و امثال اين گونه مكاتب، دين‏ به شمار نمي آيند.

تعريف برادلى : دين بيش از هر چيز كوششى است براى آن كه حقيقت كامل خير را در تمام وجوه هستى مان باز نماييم .

تعريف جيمز مارتينو : دين، اعتقاد به خدايى هميشه زنده است; يعنى اعتقاد به اراده و ذهن الهى كه حاكم بر جهان است و با نوع بشر مناسبات اخلاقى دارد .

تعريف رويل : دين ادراك رابطه اى است بين جان بشر و جان مجهول الكُنهى كه انسان تسلط او را بر خود احساس و نعمت جوار او را آرزو مى كند .

تعريف رابوسول : مجموعه اى از اعتقادات و سمبل ها (و ارزش هايى كه به طور مستقيم از آن ها به دست مى آيند) كه با تفاوت و تمايز بين حقيقت تجربى و ما فوق تجربى متعالى مرتبط مى باشد. امور تجربى از لحاظ دلالت و معنا، نسبت به امور غير تجربى از اهميت كم ترى برخوردارند .

تعريف كارل دوبل : نظام متحد اعتقادات و آداب كه به يك حقيقت مافوق تجربى و متعالى مرتبط مى شود و تمام معتقدان و پيروان خويش را در جهت تشكيل يك جامعه ى اخلاقى وحدت مى بخشد .

تعريف ميلتون يينگر : دين يك نظام اعتقادى و عملى داراى لطف و رحمت است كه بدان وسيله، گروهى از مردم مى توانند از عهده ى حمل مسائل غايى حيات انسانى بر آيند. اين عملكرد را با انحاى پاسخ هايى كه انسان ها مى توانند به مسائل پرسش هايى چون مرگ، درد و رنج و معناى غايى وجود بدهند، يكى دانسته است .

تعريف كليفورد گيرتز : دين عبارت است از نظامى از نمادها و سمبل ها كه طورى عمل مى كند كه موجب وجود انگيزه ها و آمادگى هاى نيرومند، عميق و پايدارتر انسان ها مى شود; به تدوين و تنظيم تصورات و مفاهيم نظم كلى وجود مى پردازد و بر اين مفاهيم و تصورات چنان نمود و ظهورى از حقيقت مى پوشاند كه مى نمايد اين انگيزه ها و ترتيبات، مبتنى بر حقيقت هستند .

 

ـ تعاريف عالمان علوم انسانى از دين

تعاريف علوم اجتماعى كه از تحليل ساختارها و نهادهاى دينى گرفته شده اند، به شرح ذيل اند:

تعريف دوركيم : دين دستگاهى از باورها و آداب است، در رابطه با مقدساتى كه مردم را به صورت گروه هاى اجتماعى به يك ديگر پيوند مى دهد .

دين، نظام وحدت يافته اى است از اعتقادات و اعمال مربوط به اشياى مقدس ـ يعنى اشيايى كه مجزا شده و تحريم گرديده اند ـ اعتقادات و اعمالى كه همه ى گروندگان را در جمعيت اخلاقى واحدى كه معبد ناميده مى شود، وحدت مى بخشد .

تعريف فوير باخ : مذهب عبارت است از نوعى از خود بيگانگى. بنا بر اين گسترش شناخت انسان و بازگشت به انسان، جبراً باعث منتفى شدن مذهب مى گردد .

تعريف دايره المعارف دين: دين عبارت است از سازمان يابى حيات بر محور ابعاد عمقى تجربه كه بر طبق فرهنگ محيط، از نظر صورت، كمال و روشنى فرق مى كند .

 

ـ تعريف دين از نظر دانشمندان اسلامي

مراد اين دانشمندان از دين، دين وحيانى و الهى است نه هر چه كه نام ‏دين بر او نهاده مى‏شود. ومنظور آنها دين بشرى و اديانى‏كه ساخته ي انسان است و ريشه در نيازهاى آدمى دارد، نمي باشد. و منظور آنها ديني نيست كه بر پايه ي بت پرستى ‏يا اعتقاد به نيروهاى جادويى و مانند آن باشد؛ بلكه منظور آنها از دين اديانى است كه ريشه در غيب دارند و پايه و اساس آنها بر وحى و پيام الهى استوار است، و انسان نه‏سازنده ي دين بلكه دريافت كننده ي پيام الهى است كه بايد به آن‏اعتقاد پيدا كرده و به محتواى وحى ملتزم شده و سلوك فردى واجتماعى خود را بر آن اساس تنظيم كند.

علامه طباطبايي رحمة الله عليه با بيان اينكه دين تنها به نيايش و ستايش خدا نپرداخته، بلكه براي كليه ي شئون فردي و اجتماعي انسان دستورهايي جامع و مقرراتي مخصوص وضع نموده است، مي گويد: دين، عقايد و يك سلسله دستورهاي عملي و اخلاقي است كه پيامبران از طرف خداوند براي راهنمايي و هدايت بشر آورده اند، اعتقاد به اين عقايد و انجام اين دستورها، سبب سعادت و خوشبختي انسان در دو جهان است.

ايشان در تفسير الميزان بعد از غير تقليدي دانستن پيروي از دين مي‌نويسد: دين مجموعه اي از معارف مربوط به مبدأ و معاد و قوانين اجتماعي ، از عبادات و معاملات است كه از طريق وحي و نبوت به بشر رسيده، نبوتي كه صدقش با برهان ثابت شده و نيز مجموعه اي از اخبار كه مخبر صادق ازآن خبر داده، مخبري كه باز صادق بودنش به برهان ثابت شده است .

در جاي ديگر مي نويسند: دين نظام عملى مبتنى بر اعتقاد است كه مقصود از اعتقاد در اين مورد تنها علم نظرى نيست; زيرا علم نظرى به تنهايى مستلزم عمل نيست، بلكه مقصود از اعتقاد، علم به وجوب پيروى بر طبق مقتضاى علم قطعى است .

ذيل آيه‏27 سوره روم نيز مي نويسند: ليس الدين الا سنة الحياة و السبيل التى يجب على الانسان ان يسلكها حتى يسعد فى حياته فلا غاية للانسان يتبعها الالسعادة‏،دين جز قانون زندگى و راهى كه انسان بايد براى رسيدن به سعادت بپيمايد، نيست و هدف نهايى انسان همان رسيدن به سعادت است.

ونيز بيان مي كنند كه: دين روش مخصوصى است در زندگى كه صلاح دنيا را به طورى كه موافق كمال اخروى و حيات دايمى حقيقى باشد تامين مى‏نمايد. پس در شريعت‏ بايد قانون‏هايى وجود داشته باشد كه روش زندگانى را به اندازه احتياج، روشن سازد.

استاد مطهري رحمةالله عليه مي‌نويسد: اصول مكتب انبياء كه دين ناميده مي‌شود يكي بوده است و آن اسلام است و اسلام نام دين خداست، كه يگانه است، همه ي پيامبران براي آن مبعوث شده‌اند و به آن دعوت نموده اند.

سيد مجيد ظهيري مي‌نويسد : دين مجموعه تعاليمي است كه از طريق غير عادي كسب معرفت يعني وحي به دست مي‌آيد.

دكتر بيوك عليزاده در تعريف كاربردي از دين مي‌نويسد: اديان، علي العموم، براي پيروان خود سه كار انجام داده اند : 1- توصيفي از جهان هستي و جايگاه آدمي در آن به دست داده اند (جهان بيني). 2- بر اساس توصيف ياد شده شيوه ي زندگي خاصي را توصيه نموده اند. 3- آن توصيف و شيوه ي زندگي مبتني بر آن را در قالب اعمالي نمادين و سمبليك كه همان عباديات هستند متبلور كرده اند.

وي در جاي ديگر مي نويسد: ان الدين فى عرف القرآن هو السنةالاجتماعية الدائرة فى المجتمع و ان السنن الاجتماعية اما دين حق فطرى و هو الاسلام او دين محروف عن الدين الحق و سبيل‏الله عوجا ; دين در عرف قرآن، سنّت اجتماعى حاكم بر جامعه مى‏باشد و سنت‏هاى اجتماعى يا دين حق و فطرى است كه همان اسلام مى‏باشد يا دين منحرف از راه خدا و تحريف شده است.

استاد مصباح يزدي گفته اند: دين برابر است با اعتقاد به آفريننده اي براي جهان و انسان و دستورات عملي متناسب با اين عقائد.(آموزش عقائد،محمّد تقي مصباح يزدي، ج1،ص28)

تعريف استاد جعفر سبحانى : دين يك معرفت و نهضت همه جانبه به سوى تكامل است كه چهار بُعد دارد: اصلاح فكر و عقيده، پرورش اصول عالى اخلاق انسانى، حُسن روابط افراد اجتماع، حذف هر گونه تبعيض هاى ناروا .

تعريف آيت الله جوادى آملى : دين مجموعه ى عقايد، اخلاق، قوانين و مقرراتى است كه براى اداره ى امور جامعه ى انسانى و پرورش انسان ها باشد. گاهى همه ى اين مجموعه، حق و گاهى همه ى آن ها باطل و زمانى مخلوطى از حق و باطل است. اگر مجموعه حق باشد، آن را دين حق و در غير اين صورت، آن را دين باطل و يا التقاطى از حق و باطل مى نامند.... دين حق، دينى است كه عقايد، قوانين و مقررات آن از طرف خداوند نازل شده و دين باطل دينى است كه از ناحيه ى غير خداوند تنظيم و مقرر شده است .

برخي گفته اند: دين عبارت است از آن چه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به سوى آن دعوت نموده است .

استاد ايماني گفته اند: دين يعني نقشه ي هستي، اعمّ از نقشه ي عالم خلقت و انسان؛ و اين نقشه بر سه گونه است؛ يا صد در صد به دست خدا كشيده شده است كه آن دين حقّ مي باشد، يا برخي قسمتهاي آن را خدا كشيده و برخي قسمتهايش را ديگران كشيده اند، كه آن دين التقاطي يا دين حقّ تحريف شده است، و يا صد در صد آن را غير خدا كشيده است، كه دينهاي خرافي اند.

طبق اين تعريف، دين مثل نقشه ي يك ساختمان لحاظ شده كه ظاهرش شبيه ساختمان نيست ولي اگر به اجراء در آيد، نتيجه اش پيدايش يك ساختمان مهندسي خواهد بود؛ حال توسّط هر كسي و هر كجا كه به اجراء در آيد. پس اگر كسي عامل به دين حقّ باشد، اوّلاً وجود خويش را طبق نقشه ي الهي ساخته و ساختمان وجودش الهي است؛ لذا مظهر اسماء الله و انسان كامل مي شود. ثانياً چنين فردي با كلّ عالم خلقت ـ كه به سوي خدا رهسپار است ـ همسو مي گردد و به لقاء الله مي رسد. همچنين اگر جامعه اي عامل به دين حقّ باشد، تبديل مي شود به جامعه ي الهي.

در اين تعريف، اعتقادات و اخلاقيّات و دستورات عملي دين، در واقع مثل همان علائم روي نقشه اند، كه اگر در عالم واقع پياده شوند، ساختماني شكل مي گيرد. لذا تك تك اعتقادات و دستورات ديني را دقيقاً بايد آن گونه انجام داد كه مهندس آن يعني خدا اعلام نموده و معلّمان دين يعني معصومين(ع) آن را به بشريّت تعليم داده اند. مثلاً اگر در اين نقشه آمده كه نماز صبح در فلان وقت و با فلان كيفيّت انجام شود، يعني دقيقاً همان گونه انجام شود نه كم و نه بيش؛ مثل آن است كه مهندس در نقشه ي ساختمان بنويسد اندازه ي فلان ستون، 4 متر و 10 سانتي متر است. روشن است كه اگر مقداري به اين رقم اضافه كنيم يا از آن كم كنيم، در نهايت ساختمان دچار مشكل خواهد شد، كه گاه اين مشكل، جزئي است و گاه چنان است كه موجب ويراني ساختمان مي شود.