(1/100170674)

پرسش:لطفا جواب كاملي براي اينگونه شبهات كه زياد هم شده بفرمائيد...

 

وقتي بچه بودم از مادرم سؤال كردم كه مادر اين باران از كجا ميآيد . در جواب ،مادرم گفت كه اين باران را خدا ميفرستد . همانطور برف و چيزهاي ديگر همه را خدا انجام ميداد و مادرم ميگفت كه آقا در منبر گفت كه اگر خدا نخواهد حتي يك سيب هم از درخت نمي افتد . تا اينكه كم كم بزرگ شدم و به مدرسه و دبيرستان و معلوم شد كه برف و باران يك چيز طبيعي است و به خدا ارتباتي ندارد و حتي ميتوانند باران مصنوعي هم درست كنند . تا اينكه زلزله شد و هزاران نفر مردند . ايندفعه با آگاهي از مادرم سؤال كردم كه مادر اين زلزله را هم خدا ميفرستد گفت آري پسرم . همه اتفاقات كه ميافتد با اراده خداوند است. من كه ديگر آن بچه نا آگاه نبودم از مادرم سؤال كردم كه مادر اين چه كاري است كه خدا خودش آدم ها را خلق ميكند و بعد زير آروار ها لت و پار ميكند ؟ مادرم به فكر فرو رفت . مدت كمي گذشت ، يك روز مادرم را عصباني ديدم . وقتي علتش را پرسيدم گفت اين .....شده بچه هاي خود را فرستاده در خارج از ايران درس ميخواند و در بالاي منبر به مردم ميگويد كه بچه هايتان را به مدرسه نگذاريد بي دين ميشوند . البته بعد از آن مادرم نماز را كنار گذاشته و بقه عمر خود را با آرامش خاطر به سر برد.

در حاليكه هزاران دانشمند در دنيا وجود داشته و مردم از دانش آنها بهره ميبرند يك دانشمند مسلمان در دنيا وجود ندارد. به نظر من علتش همين است كه مسلمانها تا به يك چيز مبهم بر ميخوردند در فكر پيدا كردم چاره نبودند و فورآ آن را به خدا نسبت ميدادند و خود را خلاص ميكردند.و اين باعث عقب افتادگي همه ممالك مسلمان شده است.

 

پاسخ:

پاسخ اجمالي:

1ـ از دو حال خارج نیست؛ یا خدایی هست یا خدایی نیست.

شما کدامیک را قبول دارید؟

الف: فرض کنیم اوّلی را قبول دارید، یعنی معتقدید که خدايي وجود ندارد. حالا بفرماييد كه بعد از مرگ چه مي شود؟

ابتدا جسمتان متعفّن مي شود. كرمها با بدنتان مهماني مي گيرند. آخرش هم خاك مي شويد و تمام. اين لازمه ي منطقي باور شماست.

حالا شما كه آدم واقع گرايي هستيد، همين لازمه ي منطقي باور خودتان را به عنوان يك واقعيّت انكار ناپذير، هر روز تصوّر كنيد. خودتان را تصوّر كنيد كه مرده ايد و تبديل شده ايد به موجودي متعفّن و ديگر هيچ.

آخر اين تصوّرتان مي دانيد چيست؟

روشن است. افسردگي، ديوانگي، و خودكشي.

لذا منكر خدا، براي اينكه به اينجا نرسند، سعي مي كنند سر خودشان كلاه بگذارند. چطور؟ اين طور كه خودشان را از واقعيّت غافل مي سازند و خود را سرگرم خوش گذاراني ها مي كنند تا ياد مرگ و نابود شدن، آزارشان ندهد، و كامشان را تلخ نكند.

خلاصه آنكه: يك منكر خدا، محال است واقع گرا باشد. اگر راست مي گويد كه خدا باور است، مرگ را به عنوان آن معنا كه خودش قبول دارد، يعني نابودي، بپذيرد و ذهنشان را از آن خالي نكند. امّا چنين نمي كنند. چون مي دانند كه عاقبت اين پندار در مورد مرگ، افسردگي و ديوانگي و خود كشي است.

 

ب: حالا فرض کنیم که شما، وجود خدا و حساب و کتاب آخرت را قبول دارید ولی معتقدید که نماز، فرمان خدا نیست.

باز دو فرض وجود دارد؛ یا نماز، واقعاً فرمان خداست یا فرمان خدا نیست.

اگر واقعاً نماز فرمان خدا باشد، در آن صورت، تو و مادرت بعد از مرگ چه خواهید کرد؟

امّا اگر نماز فرمان خدا نبوده باشد، منی که اهل نماز بوده ام، چه از دست خواهم دید؟ هیچ. تو زندگی کرده و مرده ای، من هم زندگی کرده و مرده ام. در این مدّت زندگی دنیا، من روزی چند دقیقه رو به کعبه چند دقیقه ای با خدا حرف زده ام، و تو در همان دقایق، رو به تلوزیون بوده ای. این وسط چه کمالی گیر تو آمده و چه کمالی از دست من رفته است؟ نهایتش این است که چند دقیقه ای از نگاه کردن به تلوزیون محروم شده ام.

 

2ـ باز فرض کنیم که آخرتی در کار نیست، و مرگ یعنی گندیدن و خاک شدن و دیگر هیچ.

حالا بفرماييد با اين پندار در مورد مرگ، چه فرق مي كند كه من دانشمند باشم يا گدا؟ وقتي هر دو خاك مي شوند و تمام، چه فرقي مي كند كه اينشتين باشي يا هيتلر باشي يا يك گدا؟ فرض کن امروز به تو بگویند که یک هفته بعد خواهی مرد، چه می کنی؟ آیا می روی تند تند کتابهای فیزیک و شیمی می خوانی که فیزیکدان و شیمی دان از دنیا بروی؟ یا می روی سیر تلوزیون و ماهواره می بینی که ناکام از دنیا نروی؟ یا می روی چند رکعتی نماز می خوانی که شاید شاید شاید بعد از مرگ آخرتی بود و این نمازها به درد خورد؟

تا حالا خیلی ها با اعتقادات امثال شما را دیده ایم که وقتی پزشکان گفته اند: چند ماهی بیشتر از عمرش نمانده رفته اند سراغ نماز خواندن و صدقه دادن و امثال این کارها. کار منطقی هم همین است. چون بعد از مرگ، اگر حساب و کتابی باشد، از فیزیک و شیمی و ماهواره و فیلم و خوشگذرانی و امثال اینها کاری ساخته نیست. 

حالا بفرمایید که اگر به شما بگویند که یک هفته بعد خواهی مرد، چه می کنی؟

فرض می کنیم آن اندازه عاقل هستید که بگوید: این یک هفته را احتیاطاً چند رکعتی نماز می خوانم شاید به دردم خورد.

حالا فرض کن به شما بگویند: دو هفته بعد از دنیا می روی. حالا چه می کنی؟

حالا فرض کن بگویند: یک ماه بعد از دنیا می روی. حالا چه می کنی؟

حالا فرض کن بگویند: یک سال بعد از دنیا می روی. حالا چه می کنی؟

حالا فرض کن بگویند: هر لحظه احتمالش هست که از دنیا بروی. حقیقتی که ابداً جای انکار ندارد. حالا چه می کنی؟

اگر عاقل باشی، شرط احتیاط را مراعات می کنی. آمدیم و یک ساعت بعد، یک اتومبیل زد و شما را لت و پار کرد، و از بد حادثه، برزخ و آخرتی هم بود، و از بد حادثه، در آن طرف، از شما نماز خواستند، چه خاکی می خواهی بر سرت بریزی؟! عقل حکم می کند که انسان، این گونه احتمالات مهمّ را جدّی بگیرد.

 

پاسخ تفصیلی:

1ـ آیا حوادث طبیعی، تحت فرمان خدا نیستند؟

باران از ابر است. ابر همان بخار آب است. آب از اکسیژن و هیدروژن درست شده است. هر کدام اینها نیز از الکترون و پروتون درست شده اند. الکترون و پروتون هم از کوارک درست شده اند.

حالا بفرمایید که کوارکها از کجا آمده اند؟

خود همین ترکیبات روی چه حسابی با هم ترکیب می شوند؟ روشن است که قوانینی در طبیعت وجود دارد، که طبق آن قوانین، این ذرّات و اتمها با هم ترکیب شده و اشیاء دیگر را به وجود می آورند.

بفرمایید این قوانین طبیعت، از کجا آمده اند؟

آیا دانشمندان، قوانین موجود در طبیعت را کشف می کنند یا خودشان آن قوانین را خلق می کنند؟ روشن است که هیچ بشری نمی تواند قوانین طبیعت را خلق کند، کار بشر، فقط کشف این قوانین است.

وقتی بشری به این توانایی، نمی تواند قانون طبیعی به وجود آورد، خود طبیعت بی جان، چگونه این گونه را ساخته است؟

این قوانین طبیعی چیستند؟

آیا مادّه هستند؟ آیا انرژی هستند؟

روشن است که قوانین حاکم بر جهان، نه مادّه هستند نه انرژی؛ پس چیستند؟

قوانین حاکم بر جهان، چیزی نیستند جز ظهور اراده ی خدا در طبیعت. یعنی دانشمندان، در واقع دارند نحوه ی کار خدا در طبیعت را کشف می کنند.

هیچ خداشناسی منكر اين نيست كه هر حادثه ی طبیعی، علتي طبیعی دارد. حرف ما اينجاست: اين سلسله ی علل طبیعی به كجا منتهي مي شوند؟ آيا مثلاً دوباره به خود موجودات مادي بازگشت مي كند؟ اين يعني دور و دور عقلاً باطل است. يا اينكه اين سلسله علل همينطور تا بي نهايت ادامه دارد؟ اين هم يعني تسلسل. تسلسل هم عقلاً باطل و محال است.

تمام اين سوالات را درمورد باران مصنوعي نيز مطرح است. آيا بشر، حقیقتاً باران خلق می کند؟ ابداً. باران مصنوعی به این صورت ساخته می شود. ذرّات بسیار بسیار ریز نقره را از طریق موشکهای مخصوص یا با استفاده از هواپیما، روی ابرها می پاشند، تا ابر (بخار آب) در اطراف این ذرّات جمع شوند و قطرات باران درست شوند. در این ماجرا، کار انسان، باران ساختن نیست، بلکه کار ما فقط پاشیدن این ذرّات است. چه کسی آب را آن گونه ساخته که گرد ذرّات نقره جمع شود؟ آیا انسانها این خاصّیّت را به بخار آب داده اند؟ چه کسی خود آن آب و نقره را خلق نموده است؟ آیا دانشمندی هست که بتواند از عدم، یک اتم آب یا یک اتم نقره خلق کند؟ 

آیا در دبیرستان این چیزها را هم خوانده اید؟

آیا در کتاب فیزیک راه خلق نمودن یک الکترون از عدم را هم به شما یاد داده اند؟

آیا در کتاب فیزیک، به شما یاد داده اند که چگونه می توان قوانین حاکم بر جهان را خلق نمود؟

بنده هم استاد حوزه هستم هم استاد دانشگاه، قبل از حوزوی شدن هم رشته ی فیزیک خوانده ام؛ و از آخرین کشفیّات کلّی فیزیک نظری نیز خبر دارم، امّا تاکنون ندیده ام که در فیزیک کسی توانسته باشد از عدم، چیزی خلق کند، یا بتواند قوانین طبیعت را خلق کند. کار بشر همین است که قوانین حاکم بر طبیعت را کشف می کند و از آنها استفاده می کند به نفع خودش.

خلاصه آنکه:

مشکل شما این است که از علم، فقط سطحش را می بینید، و به عمق علم توجّه ندارید. لذا توهّم می کنید که دانشمندان واقعاً دارند باران خلق می کنند. مثل آن است که کسی خیال کند، پدر و مادر با همکاری یکدیگر، نوزاد خلق می کنند. یا کشاوز، حقیقتاً میوه خلق می کند.

 

 

2ـ فرموده ايد چرا خدا انسان را خلق كرده سپس با زلزله لت و پار مي كند؟

اشکالش کجاست؟ اگر خدا نمی کند جلویش را بگیر! کار خدا همین است که خلق کند و بمیراند و به برزخ ببرد و از برزخ، به آخرت ببرد. اگر تو می توانی تمام دانشمندان جهان را جمع کن و جلوی کار خدا را بگیر! تمام جهان هم جمع شوند نمی تواند مانع از مرگ شوند. او آفریده است برای میراندن. او ما را برای آخرت آفریده است نه برای دنیا، لکن چند روزی در دنیا هستیم تا خودمان را برای آخرت بسازیم. لذا مرگ، حقیقتی است اجتناب ناپذیر. زلزله و تصادف و بیماری و ... همگی بهانه اند.

مردن هم مردن است، چه فرقی می کند که با زلزله باشد یا با بیماری؟ حالا می خواهی اسمش را میراندن بگذار یا لت و پا کردن. روزی تو و مادرت را هم خواهد میراند، حال یا با زلزله لت و پار خواهد کرد یا با اتومبیل یا میکروبها را مأمور خواهد نمود که از درون بدنتان را متلاشی کنند. در هر حال چاره ای جز مردن و گندیده شدن ندارید. اگر دانشمندان خیلی هنر دارند جلوی مرگ را بگیرند.

ای بشر مغرور! تا کی می خواهی خودت را گول بزنی! چرا نمی خواهی دست پنهان خدا را در پشت هر پدیده ای ببینی؟ تا کی می خواهی ظاهر بین بمانی؟ چرا به فکر مرگ نیستی؟ چرا در معادلات زندگی ات، مرگ را نادیده می گیری و یک عمر با یک معادله ی غلط زندگی می کنی؟ آخرش که چی؟

 

3ـ فرموده ايد در بين دانشمندان دنيا يك دانشمند مسلمان وجود ندارد.

شگفتا! خودتان را فهمیده و درس خوانده و آگاه از علم روز معرّفی می کنید در حالی که این اندازه از جهان علم بی خبرید که این همه دانشمندان بزرگ مسلمان را هم نمی بینید؟

پروفسور سیّد محمود حسابی، شاگرد آلبرت اینشتین، و پدر فیزیک ایران و کاشف نظریّه ی بی نهایت بودن ذرّات که در میان فیزیکدانان جهان شناخته شده است و بزرگترین نشان علمی کشور فرانسه به خاطر همین نظریّع به ایشان اهداء شد.

فیزیکدانی بزرگ که در سال 1990 توسّط یک مرکز علمی در آمریکا، به عنوان مرد علمی سال جهان انتخاب شد.

وی به زبانهاي فارسي، عربی، تركي، فرانسوي، انگليسي، آلماني، سانسكريت، لاتين، يوناني، اوستايي، پهلوي، ايتاليايي و روسي مسلط بودند؛ و در ادبیّات فارسی نیز تبحّری تمام داشتند و دیوان حافظ را حفظ بود.

پروفسور سیّد محمود حسابی، حافظ کلّ قرآن هم بود؛ و با علمای دینی نظیر شهید مطهری، علّامه جعفری، آیة الله سبحانی و ... دوستی دیرینه داشت.

سيد محمود حسابي در سال ۱۲۸۱ (ه.ش)، از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر و برادر) عازم لبنان گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه مسیحیان آغاز كردند و همزمان، توسط مادر فداكار، متديّن و فاضله ی خود (خانم گوهرشاد حسابي)، تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند. دکتر حسابی، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز ازبر داشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي، منشات قائم مقام، اِشراف كامل داشتند.

شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول، و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو، پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات، در سن نوزده سالگي، ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي، به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند. شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند، به پاس قدرداني از زحماتشان، ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال۱۹۲۴ میلادی به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال ۱۹۲۵ فارغ التحصيل شدند. همزمان با تحصيل در رشته ی معدن، در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت سار آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي، به تحصيل و تحقيق، در دانشگاه سوربن، در رشته فيزيك پرداختند و در سال ۱۹۲۷ (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه ی دكتراي فيزيك خود را ، با ارائه ی رساله اي تحت عنوان حسّاسيت سلول هاي فتوالكتريك، با درجه ی عالي دريافت كردند.

استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند.  ايشان در چند رشته ی ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته ی شنا اشاره نمود.

پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه ی تحقيقات در خارج از كشور، به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد، به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد. پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمهندسین و دانشسراي عالي، دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران، نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين، ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد.

ايشان به زبانهاي فارسي، عربی،تركي،فرانسوي،انگليسي،آلماني،سانسكريت،لاتين،يوناني،اوستايي،پهلوي،ايتاليايي و روسي مسلط بودند. حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي، پژوهشي، تخصصي، علمي و ...، از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر)

_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك)

_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور

_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي

_ پايه گذاري دانشسراي عالي

_ ساخت اولين راديو در كشور

_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور

_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور

_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور

_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران

_ تعيين ساعت ايران

_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران، به نام بيمارستان گوهرشاد

_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي

_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران

_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران

_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ پايه گذاري شوراي عالي معارف

_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي

_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني

_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران

_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران

_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران

_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز

_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان

_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي

_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران

_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران)

_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد

_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت

_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك، فيزيك، فيزيك اپتيك، هوش مصنوعي)

_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور

_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران

_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور

آيا نظير چنين دانشمندي با اين وسعت دانش ،را در بين دانشمندان غير مسلمان سراغ داريد؟ اگر داريد بفرماييد.

 

دانشمندان مسلمان دیگر:

ـ پروفسور محسن هشترودی، ریاضیدان نامدار ایرانی. وی  در ۲۲ دی ۱۲۸۶ در شهر هشترود چشم به جهان گشود. پدرش شیخ اسماعیل مجتهد از مشاوران شیخ محمد خیابانی یکی از فعالان نهضت مشروطه بود.

 

ـ پروفسور مجید سمیعی:

بزرگترین جرّاح مغز جهان. وی در حال حاضر ریاست فدراسیون جهانی انجمن جراحان اعصاب، و ریاست بیمارستان علوم عصبی هانوفر در آلمان را بر عهده دارد که خود بنیان گذار آن بوده است.

وی در زمینهٔ تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی دستگاه عصبی محیطی مطالعات مهمی انجام داده‌است. ایشان بیشترین اعمال جراحی روی تومورهای موسوم به نورینوم آکوستیک انجام داده‌است و در این زمینه بیشترین گزارش‌ها متعلق به ایشان می‌باشد. ایشان در دهه ۱۹۹۰ اقدام به تاسیس یک مرکز بین‌المللی علوم اعصاب (به انگلیسی: International Neuroscience Institute) که به اختصار INI شناخته می‌شود، نمود. بنای این مرکز برگرفته از شکل مغز می‌باشد. این مرکز در شهر هانوفر آلمان واقع است و ریاست آن را پروفسور بر عهده دارد. پروفسور سمیعی شاگردان زیادی تربیت کرده‌است که در کشورهای مختلف جهان به فعالیت در زمینه جراحی مغز و اعصاب مشغول هستند و هر ساله کنفرانسی را به افتخار ایشان در یکی از کشورها برگزار می‌کنند. ایشان در حال حاضر نیز بسیار فعال بوده، عمل‌های جراحی سنگین در قاعده مغز را با مهارتی بی نظیر انجام می‌دهد و در اغلب کنگره‌های مهم جراحی مغز و اعصاب جهان بعنوان سخنران مدعو شرکت می‌کند. پروفسور سمیعی به کشور خود ایران عشق می‌ورزد و تلاش زیادی برای ارتقای جراحی مغز و اعصاب ایران انجام می‌دهد.

سمیعی در ۱۰ مهر ۱۳۹۰ به دریافت عنوان استاد افتخاری دانشگاه تهران نائل شد.

برای تجلیل از مقام علمی و تجربیات ارزنده وی و همچنین گامهای بلندی که در پیشرفت جراحی مغز و اعصاب برداشته‌است، رییس جمهوری آلمان غربی در سال۱۳۶۷ نشان خدمت درجه ۱ دولت آلمان را به او اهدا کرد. در همین سال جایزهٔ علمی ایالت نیدرزاکسن آلمان، به پاس فعالیتهای پر ارزش وی در راه پیشرفت جراحی مغز و اعصاب به نامبرده اهدا شد.

وی بیش از ۵۰۰ مقاله ی علمی و ۱۷ کتاب مرجع در خصوص دستگاه عصبی مرکزی و محیطی منتشر نموده است.

کتابهای او عبارتند از:

برش نگاری پنوموآنسفال ـ جنبه‌های نوین اعصاب محیطی ـ اعصاب جمجمه‌ای ـ ضربه‌های وارد بر قاعدهٔ جمجمه ـ جراحی در ساقه مغز و بطن سوم و اطراف آن دو ـ جراحی قاعدهٔ مغز ـ ضایعات اعصاب محیطی ـ جراحی منطقهٔ زین ترکی و سینوسهای پیرامون بینی جراحی مننژیم قاعدهٔ مغز ـ جراحی کلیوس ـ روشهای نوین بازسازی استخوان ـ دوخت عروق و اعصاب و نیز پیوند در جراحی پلاستیک و جراحی ترمیمی ـ جراحی قاعدهٔ مغز ـ اطلس جراحی قاعدهٔ جمجمه.

و آخرین اثر(۲۰۰۸-۲۰۰۹): Samiis's Essentials in Neurosurgery که توسط انتشارات اسپرینگر منتشر شده‌است.

پروفسور مجید سمیعی، اکنون در حال تأسیس بزرگترین  مرکز بین‌المللی علوم اعصاب جهان است. این مرکز در شهر تهران دایر می شود و ساختمان به شکل مغز انسانی ساخته می شود.

این دانشمندان و جرّاح بزرگ، به عنوان چهره های ماندگار ایران نیز انتخاب شده است.  

 

ـ دکتر فیروز نادری:

فیروز نادری (متولّد ۱۳۲۵ در شیراز)، معاونت پیشین مدیر کل تنظیم راهبردهای آزمایشگاه پیشرانه جت در ناسا (سازمان فضایی آمریکا) و مدیر کلّ فعلی اکتشافات منظومه شمسی.

سازمان فضایی آمریکا (ناسا) مشهورترین سازمان فضایی جهان است، که برجسته ترین متخصّصان جهان در آن مشغول کار علمی اند. و فیروز نادری، دانشمند ایرانی، در رأس یکی از مهمّترین بخشهای این سازمان قرار دارد.

وی در مدت همكاری خود با ناسا مشاغل فنی و مديريتی متعددی را در زمينه ماهواره‌های مخابراتی متحرك، رادارهای سنجش از دور، رصدخانه‌های تحقيقاتی اختر فيزيك، اكتشاف مريخ و ساير اجرام منظومه شمسی برعهده داشت.[۳] نادری از سال ۱۹۹۶ مدیر برنامه منشاء حیات ناسا بود. وی در سال ۱۹۷۶ به JPL پیوست و به عنوان مدیر آزمایشات پروازی علوم فضا و مدیر طرح تفرق‌سنج (Scatterometer) ناسا به کار پرداخت. علاوه بر اینها وی در مرکز مدیریت ناسا، سرپرستی برنامه فناوری ارتباطات پیشرفته ماهواره‌ای را بر عهده داشت و در JPL نیز مدیر برنامه ماهواره‌های متحرک بود. وی از سال ۲۰۰۰ نیز مدیریت برنامه تازه تأسیس برنامه مریخ را بر عهده گرفت. وظیفه مرکز برنامه مریخ آن است که تمام تحقیقات مربوط به مریخ را هدایت و برنامه ریزی کند. وی، در فروردین ماه ۱۳۷۹ به سمت مدیر پروژه‌های اکتشاف مریخ منصوب شد. اين دانشمند ايرانی در پی اين موفقيت کاوشگرهای مریخ، به سمت معاون و مدير ارشد برنامه‌ريزی مركز JPL (آزمايشگاه پيشرانش جت) - از مهمترين مراكز فضايی ناسا - منصوب شده و در سمت جديد به عنوان مسئول طراحی برنامه‌ها و راهبردهای مركز، تجاربش در ماموريت‌های مريخ را در مطالعه ساير بخش‌های جهان از زمين تا كهكشان‌های دور به كار بسته است.وی همچنين مسئوليت طراحی چشم‌انداز راهبردی پنج تا 20 ساله JPL را برعهده دارد.  وی هم اکنون (سال ۲۰۱۱) به سمت مدیر پژوهش‌های روباتیک منظومه خورشیدی منصوب گشته‌است.

معروفیت نادری بیشتر به خاطر دو کاوشگر مریخ یعنی روح و فرصت بوده‌است که با مدیریت او اطلاعات زیادی از جمله امید بیشتر به وجود حیات در مریخ را به بشر داد.

دکتر نادری چند بار هم در تلوزیون ایران حاضر شده و اطّلاعات علمی خود را در اختیار علم جویان جوان قرار داده است.

 

ـ پروفسور محمّد عبد السلام، فیزیکدان پاکستانی، برنده ی جایزه ی نوبل فیزیک سال 1979 میلادی به خاطر ارائه ی فرمول بندی واحدی برای نیروی الکترومغناطیس و نیروی هسته‌ای ضعیف که نیروی الکتروضعیف نامیده می‌شود.

او مؤسس مرکز بین‌المللی فیزیک نظری (ICTP) در تریست ایتالیا بود و در سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۹۳ هدایت این مرکز را بر عهده داشت. پس از این مدت نام مرکز به مرکز بین‌المللی فیزیک نظری عبدالسلام تغییر داده شد.

 

ـ ابن بطوطه

جغرفای دان و جهانگرد. سفرنامه ابن بطوطه یکی از مشهورترین کتابهای جفرافیایی است. این کتاب، نتیجه ی سفرهای طولانی ابن بطوطه‌است که در سال ۷۲۵ هجری قمری آغاز شد و در سال ۷۵۴هجری قمری پایان یافت. این سفرها ۲۹ سال و نیم به طول انجامید؛ که در طیّ این مدّت، وی توانست اطّلاعات با ارزشی از جغرافیا و مردم شناسی را جمع آوری کرد. سفر نامه ی او در عصر حاضر، از ارزشمندترین آثار در زمینه ی مردم شناسی و جغرافیای تاریخی است.

 

ـ ابن خردادبه

ابوالقاسم عُبیدالله بن عبدالله اِبْن خُرْدادْبِه‌ْ، جغرافی‌دان، تاریخ‌نویس و موسیقی‌شناس ایرانی (خراسانی) سده سوم قمری، و نویسنده ی کتاب المسالک و الممالک است در جغرافیا.

ابن خردادبه نویسنده اولین کتاب باقی مانده دربارهٔ جغرافیای اداری است. او کتاب راهنمایی برای مسافران نوشت و راه دریایی‌ را که از ریزشگاه دجله به خلیج فارس در نزدیکی ابله آغاز می‌شد و به چین و هندوستان می‌رسید را توصیف کرد.

او احتمالاً نویسنده نخستین اثر با عنوان عمومی مسالک و ممالک است و نخستین فردی است که کتابی در جغرافیای اقتصادی نوشته است. لذا او را می توان بنیانگذار جغرافیای اقتصادی دانست.

 

ـ ابن خلدون، مورّخ و پدر جامعه شناسی

ابوزید عبدالرحمن بن محمد بن خلدون حَضرَمی (۸۰۸-۷۳۲ ه‍ ق، اهل تونس)معروف به ابن خلدون، تاریخ‌نگار، جامعه‌شناس، مردم‌شناس و سیاست‌مدار مسلمان است. وی را از پیشگامان تاریخ‌نگاری به شیوهٔ علمی و از پیشگامان علم جامعه‌شناسی می‌دانند که حدود ۴۰۰ سال پیش از اگوست کنت (اوّلین جامعه‌شناس غربی) می‌زیست. لذا ابن خلدون را باید بنیانگذار و پدر جامعه شناسی علمی دانست.

 

ـ ابن سینا، فیلسوف، ریاضیدان، منجّم، طبیب و ... . کسی که کتابهایش چهارصد سال در اروپا تدریس می شد. غربی ها او را با نام اویسن می شناسند. شهرت او به حدّی است که نام یکی از گودالهای ماه را به اسم او نامگذاری کرده اند.

حفره های ماه به نام دانشمندان،شخصیتهای اساطیری و هنرمندان مشهور نامگذاری شده اند .در بین این اسامی نام چند دانشمند ایرانی نیز به چشم می خورند که از آن جمله می توان به عبدالرحمان صوفی رازی، خواجه نصیرالدین طوسی، ابوریحان بیرونی، ابن سینا، عمر خیام، محمّد خوارزمی  و..... را نام برد. غربی ها شدیداً خلق و خوی ضدّ اسلامی دارند و به این راحتی حاضر نمی شوند نام مسلمانان را بر ماه بگذارند، امّا این نامها در جهان علم چنان مشهورند که آنان را وادار نموده است که در نامگذاری حفره های ماه از این اسمها هم استفاده کنند.

 

ـ ابن طاهر بغدادی

ابو منصور عبدالقاهر بن طاهر بن محمد بغدادی مشهور به ابن طاهر بغدادی یا عبدالقاهر بغدادی(تولد:۹۸۰ میلادی در بغداد -مرگ:۱۰۳۷ میلادی در اسفراین.ربع نیشابور) ریاضی‌دانان مسلمان، دانشمند علوم اسلامی، فیلسوف و صوفی، محدث شافعی مذهب و زبان شناس در سده چهارم و پنجم قمری بود. او متولد بغداد بود و به قبیله بنی تمیم تعلق داشت.بیشتر عمرش در نیشابور و تحصیل و تدریس در این شهر گذشت.

 

ـ ابن طفیل

ابوبکر محمد بن عبدالملک بن طفیل القیسی در وادی آش از اقلیم غرناطه در حدود سال ۵۰۶ هجری متولد شد. در طب و ریاضیات و فلسفه و شعر و قضاوت و ستاره شناسی شهرت داشت . در غرناطه به کار طبابت پرداخت و کار کتابت حاکم آن دیار را نیز به عهده داشت. ابن طفیل در سال ۵۸۱ هجری در مراکش در گذشت.

 

ـ ابوسعید سجزی:

وی چهار صد سال قبل از کپرنیک، اعلام نمود که زمین به دور خورشید می چرخد نه بر عکس.

 

ـ جابر بن حیان:

فیلسوف و شیمی دان و طبیب. متولّد سال 100 هجری و متوفای 194 هجری است؛ یعنی حدوداً 1200 قبل از دنیا رفته است.  او پدر علم شیمی و شاگرد مستقیم امام صادق(ع) است. او بنیانگذار علم شیمی جدید در جهان به شمار می رود. بسیاری از روش‌های به کار رفته در علم شیمی مانند تقطیر را او کشف نموده و انواع ابزارهای اساسی شیمی مانند قرع و انبیق را نیز او ساخته است. پژوهشگران بر این باورند که زادگاه او شهر توس در خراسان ایران بوده‌است.

کشف مواد شیمیایی متعددی همچون هیدرو کلریک اسید، نیتریک اسید، تیزاب (مخلوطی از دو اسید یاد شده که از جمله اندک موادی است که طلا را در خود حل می‌کند)، سیتریک اسید (جوهر لیمو) و استیک اسید (جوهر سرکه)، همچنین معرفی فرایندهای تبلور و تقطیر که هر دو سنگ بنای شیمی امروزی به شمار می‌آیند، از جمله یافته‌های اوست. او همچنین یافته‌های دیگری دربارهٔ روش‌های استخراج و خالص سازی طلا، جلوگیری از زنگ زدن آهن، حکاکی روی طلا، رنگرزی و نم ناپذیر کردن پارچه‌ها و تجزیهٔ مواد شیمیایی ارائه داد. از جمله اختراع‌های دیگر او، قلم نوری است. قلمی که جوهر آن در تاریکی نیز نور می‌دهد. (احتمالاً با استفاده از خاصیت فسفرسانس این اختراع را انجام داده‌است.) در آخر، بذر دسته بندی امروزی عنصرها به فلز و نافلز را می‌توان در دست نوشته‌های وی یافت.

 

ـ خواجه نصیرالدین طوسی:

 عارف، فقیه، متکلّم، فیلسوف، ریاضیدان، منجّم، سیاستمدار و ... . او مشهور است به استاد البشر و عقل حادی عشر ــ عقل یازدهم.

او در مراغه رصدخانه‌ای ساخت و کتابخانه‌ای بوجود آورد که حدود چهل هزار جلد کتاب در آن بوده‌است. وی با پرورش شاگردانی همچون قطب الدین شیرازی و گردآوری دانشمندان ایرانی، عامل انتقال تمدن و دانش‌های ایران پیش از مغول به آیندگان شد.

وی در ریاضیّات، بسیار چیره دست بود و یکی از توسعه دهندگان علم مثلثات است، که در قرن ۱۶ میلادی کتاب‌های مثلثات او به زبان فرانسه ترجمه گردید.

شاگردان مشهور او عبارتند از:

جمال الدین حسن بن یوسف مطهر حلی (علامه حلی - متوفی ۷۲۶ ق) ـ کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی. او حکیم، ریاضیدان، متکلم و فقیه بود و عالمان بزرگی از محضرش استفاده کردند. وی گرچه در رشتة حکمت زانوی ادب و شاگردی در مقابل خواجه بر زمین زد، از آن سو خواجه از درس فقه وی بهره‌مند شد. این محقق بحرینی شرح مفصلی بر نهج البلاغه نوشته که به شرح نهج البلاغة ابن میثم معروف است. ـ محمود بن مسعود بن مصلح‌کازرونی، معروف به قطب‌الدین شیرازی (متوفی ۷۱۰ ق.) او از شاگردان ممتاز خواجه‌است. وی در چهارده سالگی به جای پدر نشست و در بیمارستان به طبابت پرداخت. سپس به شهرهای مختلفی سفر کرد و علم نجوم و اشارات ابوعلی را از محضر پرفیض خواجه نصیر فرا گرفت. قطب الدین کتابهایی در شرح قانون ابن سینا و در تفسیر قرآن نوشته‌است. ـ کمال الدین عبدالرزاق شیبانی بغدادی (۶۴۲۷۲۳ ق.) او حنبلی مذهب و معروف به ابن الفُوَطی بود. این دانشمند مدت زیادی در محضر خواجه علم آموخته‌است. وی از تاریخ نویسان معروف قرن هفتم است و کتابهای معجم الآداب، الحوادث الجامعه و تلخیص معجم الالقاب از آثار اوست. ـ سید رکن الدین استرآبادی (متوقی ۷۱۵ ق.) از شاگردان و همراهان خاص خواجه بوده و شرح‌هایی بر کتابهای استاد خویش نوشته و علاوه بر تواضع و بردباری، از احترامی افزون برخوردار بوده‌است. وی در تبریز به خاک سپرده شده‌است. برخی دیگر از شاگردان خواجه نصیر عبارتند از: ابراهیم حموی جوینی  ـ اثیر الدین اومانی  ـ مجدالدین طوسی  ـ مجد الدین مراغی.

خواجه نصیر الدین طوسی، حدود یکصد و نود کتاب و رساله ی علمی در موضوعات متفاوت به رشته ی تحریر درآورد، که ذیلا به برخی از آنها اشاره می شود :

۱. تجریدالاعتقاد: که در موضوع کلام نگاشته شده و به دلیل اهمیت فوق العادة آن مورد توجه دانشمندان قرار گرفته و شرحهای بسیاری پیرامون آن نوشته شده‌است.

۲. شرح اشارت بو علی سینا: این کتاب شرحی بر اشارات بوعلی سینا است؛ و هنوز جزء کتب درسی رشته ی فلسفه می باشد. یعنی حدود هفت قرن است که کتاب درسی است.

۳. قواعد العقائد

۴. اخلاق ناصری یا اخلاق طوسی

۵. آغاز و انجام ، کتابی است در بحث توحید و معاد.

۶. تحریر مجسطی. کتاب مجسطی، اثر بطلمیوس است در نجوم، و تحریر مجسطی، شرح آن است.

۷. تحریر اقلیدس، در این کتاب، خواجه نصیر، هندسه ی اقلیدسی را شرح و بسط داده و ساده سازی کرده است.

۸. تجریدالمنطق

۹. اساس الاقتباس، کتابی است در باب منطق.

۱۰. زیج ایلخانی، کتابی در باب علم نجوم آماری است.

۱۱. آداب البحث، کتابی است در خصوص تعلیم و تربیت.

۱۲. آداب المتعلمین، کتابی است در خصوص تعلیم و تربیت.

۱۳. روضةالقلوب

۱۴. اثبات بقاء نفس،

۱۵. تجرید الهندسه

۱۶. اثبات جوهر

۱۷. جامع الحساب، کتابی است در رشته ی ریاضی.

۱۸. اثبات عقل

۱۹. جام گیتی نما

۲۰. اثبات واجب الوجود

۲۱. الجبر و الاختیار

۲۲. استخراج تقویم، کتابی است در نجوم آماری.

۲۳. خلافت نامه

۲۴. اختیارات نجوم، کتابی است در علم نجوم.

۲۵. رساله در کلیات طب، کتابی است در علمّ طبّ.

۲۶. ایام و لیالی

۲۷. علم المثلث، کتابی است در رشته ی ریاضیّات، بحث مثلثّات.

۲۸. الاعتقادات

۲۹. شرح اصول کافی

۳۰. کتاب الکل

۳۱. صور الکواکب، کتابی است در علم نجوم.

32. تعدیل المعیار فی نقد تنزیل الافکار

 

ـ خوارزمی:

ابوجعفر محمد بن موسای خوارزمی از دانشمندان بزرگ ریاضی و ستاره‌شناس ایرانی.

شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات به‌ویژه در رشته جبر انجام داده به طوری که هیچیک از ریاضیدانان سده‌های میانه مانند وی در فکر ریاضی تأثیر نداشته‌اند. وی را پدر جبر نامیده‌اند. بیشترین چیره‌دستی وی در حل معادله‌های خطی و درجه دوم بوده‌است. کتاب Algoritmi de numero Indorum که ترجمه کتاب جمع و تفریق با عددهای هندی او به لاتین است باعث شد تا دستگاه عددی در اروپا از دستگاه اعداد لاتین به دستگاه اعداد هندی تغییر یابد که هنوز نیز در اروپا و دیگر نقاط جهان فراگیر است.

علم جبر با کتاب او به نام الجبر و المقابله جهانگیر شد. او کاشف شیوه ی حلّ نظامند مسائل هم هست که امروزه در برنامه نویسی کامپیوتر کاربرد دارد و با عنوان الگوریتم شناخته می شود. واژه ی الگوریتم، در واقع، تغییر یافته ی واژه ی الخوارزمی است.

کتاب جبر و مقابله خوارزمی که به عنوان آلجبرا به لاتینی ترجمه گردید باعث شد که همین کلمه در زبانهای اروپایی به معنای جبر به کار رود نام خوارزمی هم در ترجمه به جای الخوارزمی به صورت الگوریتمی تصنیف گردید و الفاظ آلگوریسم و نظایر آنها در زبان‌های اروپایی که به معنی فن محاسبه ارقام یا علامات دیگر است مشتق از آن می‌باشد.

كتاب جبر خوارزمي قرنها در اروپا مأخذ و مرجع دانشمندان و محققين بوده و يوهانس هيسپالنسيس و گراردوس كرموننسيس و رابرت چستري درقرن دوازدهم هر يك از آن را به زبان لاتيني ترجمه كردند.

ـ خیام، فیلسوف، فقیه، ریاضیدان و منجّم. بسط دو جمله ای خیّام و مثلث ضرایب دو جمله ای، از کشفیّات مهمّ او در ریاضیّات به شما می روند. شهرت علمی خیّام، بیشتر به خاطر کارهایی است که در حلّ معادلات درجه سوم کرده است.

ـ شیخ بهایی(بهاءالدین عاملی)، عارف، فیلسوف، متکلّم، فقیه، ریاضیدان، منجّم، مهندس و معمار، مخترع و ... .  درجه ی علمی این دانشمند بزرگ چنان بالا بوده که تبدیل به یک اسطوره ی علمی شده است.

 

ـ غیاث الدین جمشید کاشانی:

فیزیکدان، ریاضیدانان و اخترشناسان نامدار، که غربی ها او را نام الکاشی می شناسند. یکی از بدجنسی های غربی ها همین است که نام دانشمندان مسلمان را چنان تغییر می دهند که کسی متوّجه مسلمان بودن آنها نشود و توهّم کند که غربی بوده اند. مثلاً غیاث الدین جمشید کاشانی را الکاشی می گویند، ابن سینا را اویسن می گویند. حسن بن هیثم را الهازن می گویند. الخوارزمی را الگوریتم می گویند.

مهم‌ترین دستاوردهای او عبارتند از:

1ـ ابداع و ترویج کسرهای اعشاری به قیاس با کسرهای شصتگانی که در ستاره‌شناسی متداول بود.

2ـ محاسبه ی عدد پی تا شانزده رقم اعشار به نحوی که تا صد و پنجاه سال بعد کسی نتوانست آن را گسترش دهد.

3ـ محاسبه ی سینوس (جیب) زاویه ی یک درجه با روش ابتکاری حل یک معادله ی درجه سوم  که هفده رقم اعشاری عدد به دست آمده با مقداری که امروزه محاسبه می‌شود همخوانی دارد. در واقع کاشانی مقدار سینوس یک درجه را تا ده رقم صحیح شصتگانی حساب کرد.

4ـ اختراع ابزارهای اخترشناسی دقیق از جمله وسیله‌ای به نام طبق المناطق برای محاسبه ی طول ستارگان که کتاب نزهت‌الحدائق در شرح آن است.

5ـ اختراع کسرهای دهگانی (اعشاری). گرچه کاشانی نخستین به کار برنده ی این کسرها نیست، اما بی‌تردید رواج این کسرها را به او مدیونیم.

6ـ دسته‌بندی معادلات درجه ی اول تا چهارم و حل عددی معادلات درجه ی چهارم و بالاتر.

7ـ تکمیل و تصحیح روش‌های قدیمی انجام چهار عمل اصلی و اختراع روش‌های جدیدی برای آن‌ها. در واقع، کاشانی را باید مخترع روش‌های کنونی انجام چهار عمل اصلی حساب (به ویژه ضرب و تقسیم) دانست.

8ـ کشف روش کنونی پیدا کردن ریشه ی n اُم عدد دلخواه. روش کاشانی در اصل همان روشی است که صدها سال بعد توسط پائولو روفینی (ریاضی‌دان ایتالیایی، ۱۷۶۵-۱۸۲۲میلادی) و ویلیام جُرج هارنر (ریاضی‌دان انگلیسی، ۱۷۸۶-۱۸۳۷میلادی)، باردیگر اختراع شد.

9ـ کشف روش کنونی پیدا کردن جذر (ریشه ی دوم) که در اصل ساده شده ی روش پیدا کردن ریشه ی n اُم است.

10ـ تصحیح زیج ایلخانی. کاشانی زیج خاقانی را نیز در تصحیح اشکالات زیج ایلخانی نوشت.

11ـ نگارش مهم‌ترین کتاب درباره ی حساب. کتاب مفتاح الحساب کاشانی مهم‌ترین و مفصل‌ترین اثر درباره ی ریاضیات عملی و حساب در دوره ی اسلامی است.

غیاث الدین جمشید کاشانی، ریاضیّات را چنان رشدی داد که در تاریخ ریاضیّات، نظیر ندارد.

 

ـ محمد بن زکریای رازی، فیلسوف، شیمی دان و پزشک ایرانی، اهل ری. به یقین، بعد از جابر بن حیّان، او شایسته ی عنوان پدر علم شیمی است. الکل و جوهر گوگرد(اسید سولفوریک)، اسید کلریدریک، استات مس، اکسید آرسنیک(مرگ موش)، اسید سیتریک از نارنج،  از کشفیّات او هستند. وی کتابی در علم طبّ نوشته است به نام الحاوی که 22 جلد می باشد. وی در این کتاب، روش ساخت ابزارهای جرّاحی و همچنین انواع عملهای جرّاحی را هم توضیح داده است. برخی ها او را بنیانگذار روانپزشکی هم می دانند. به پاس زحمات فراوان رازی در رشته ی داروسازی روز پنجم شهریورماه (۲۷ اوت)، روز بزرگداشت زکریای رازی شیمی‌دان بزرگ ایرانی و روز داروسازی نام‌گذاری شده است.

در مورد آثار رازی در لغت‌نامه ی دهخدا آمده‌است: ابن‌الندیم در کتاب الفهرست خود تعداد آثار رازی را یک‌صد و شصت و هفت و ابوریحان بیرونی در کتاب فهرست کتب کتاب در ریاضیات و نجوم، ۷ کتاب در تفسیر و تلخیص و اختصار کتب فلسفی یا طبی دیگران، ۱۷ کتاب در علوم فلسفی و تخمینی، ۶ کتاب در در مافوق الطبیعه، ۱۴ کتاب در الهیات، ۲۲ کتاب در کیمیا (علم شیمی)، ۲ کتاب در کفریات، ۱۰ کتاب در فنون مختلف که جمعا بالغ بر یک‌صد و هشتاد و چهار مجلد می‌شود. و ابن اصیبعه در عیون الانباء فی طبقات الاطباء دویست و سی و هشت کتاب از برای رازی برمی‌شمارد. محمود نجم‌آبادی استاد دانشگاه تهران کتابی به عنوان: مولفات و مصنفات محمد بن زکریای رازی نوشته است. که در سال ۱۳۳۹ به‌وسیله انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده است در این کتاب فهرست‌های ارائه شده توسط ابن الندیم و ابوریحان بیرونی و قفطی و ابن اصیبعه با یک‌دیگر تطبیق داده شده‌است و در مجموع دویست و هفتاد و یک کتاب و رساله و مقاله فهرست شده ‌است.

کتابهای مهمّ او عبارتند از: الحاوی، الکناش المنصوری، المرشد، من لایحضره الطبیب، کتاب الجدری و الحصبه، دفع مضار الاغذیه، الابدال و ... .

 

ـ محمد عوفی:

نورالدین محمد عوفی بخاری، تاریخ‌نگار، مترجم و ادیب ایرانی که در اواخر سدهٔ ششم و اوایل سدهٔ هفتم هجری، می‌زیست. او به محمدبن محمد عوفی بخاری و سدیدالدین محمد عوفی نیز مشهور و ملقب است به سدیدالدین یا نورالدین.

از اعقاب عبدالرحمان‌بن عوف از صحابه پیامبر اسلام بود و بهمین سبب خاندان او به عوفی شهرت دارند.

 

 

ـ مقیم ارزنی

ـ فارابی

ابو نصر محمد بن محمد فارابی معروف به فارابی، و ملقّب به معلّم ثانی، در سال 260 هجری در فاراب خراسان، متولّد شد.

در جهان فلسفه، ارسطو به عنوان معلّم اوّل شناخته می شود و فارابی را معلّم ثانی گویند، و جناب میرداماد را معلّم ثالث خوانند.

فارابی علاوه از شرح و بسط فلسفه، به نظریّه پردازی در فلسفه ی اجتماع پرداخت، و آثار ارزشمندی در جامعه شناسی فلسفی و فلسفه ی سیاست به یادگار گذاشت.

آثار فارابی از این قرار است:

ـ الجمع بین الرایین

ـ فصول الحکم

ـ احصاءالعلوم

ـ ما ینبغی ان تعلم قبل الفلسفه (آنچه شایسته‌است قبل از فلسفه فرا بگیری): در این کتاب، فارابی منطق، هندسه، اخلاق نیکو و کناره‌گیری از شهوات را پیش نیاز پرداختن به فلسفه ذکر می‌کند و درباره ی هر یک مطالبی بیان می‌نماید.

ـ السیاسه المدنیه (سیاست شهری): این کتاب درباره ی اقتصاد سیاسی است.

ـ الجمع بین رأی الحکیمین افلاطون الالهی و ارسطو طالیس (جمع بین آراء دوحکیم بزرگ، افلاطون الهی و ارسطو): فارابی در این کتاب می‌کوشد بین نظریات افلاطون و ارسطو هماهنگی برقرار سازد.

ـ رساله فی ماهیه العقل (رساله‌ای درباره ی ماهیت و چیستی عقل): در این رساله اقسام عقول را تعریف و مراتب آن‌ها را بیان می‌کند.

ـ تحصیل السعاده (به دست آوردن سعادت): در اخلاق و فلسفه ی نظری.

ـ اجوبه عن مسائل فلسفیه (پاسخ‌هایی به مسائل فلسفی): پاسخ‌هایی است به برخی پرسش‌ها و مسائل فلسفی.

ـ رساله فی اثبات المفارقات (رساله‌ای در اثبات وجود موجودات غیر مادّی): در این رساله، فارابی درباره ی موجودات غیر مادی بحث می‌کند و با براهین عقلی، آنها را اثبات می کند.

ـ اغراض ارسطو طالیس فی کتاب مابعد الطبیعه (اغراض ما بعدالطبیعه ارسطو) (مقاصد ارسطو در کتاب متافیزیک): این کتاب یکی از مهم‌ترین کتابهای فارابی است که مورد استفاده ابن سینا هم قرار گرفت.

ـ رساله فی السیاسه (رساله‌ای در سیاست): این کتاب درباره ی علم سیاست است.

 

ـ قطب‌الدین شیرازی

فرزند مولانا ضیاءالدین مسعودبن مصلح کازرونی، پزشک معروف و از مشایخ صوفیه در سال ۶۳۳ هجری قمری در دوتنگ کازرون پا به عرصه هستی نهاد.

و نقش مهمی در گسترش حکمت و فلسفه، علوم طبیعی، پزشکی و هنر داشته است.

قطب‌الدین علاوه بر شاگردی در نزد پدر از محضر بزرگانی چون کمال‌الدین ابوالخیر بن مصلح کازرونی، شمس‌الدین محمد بن احمدالحکیم الکیشی، شرف‌الدین زکی بوشکانی، خواجه نصیر طوسی، نجم‌الدین کاتبی، علامه قطب‌الدین مؤیدالدین عرضی و کمال کوفی بهره فراوانی یافت تا آنجا که علاوه بر پزشکی، بر علوم دیگری چون ریاضیّات، فلسفه، علوم ادبی، دین شناسی، موسیقی، نواختن رباب و سرودن شعر، بازی شطرنج و فنون شعبده‌بازی به چیرگی شگفت‌انگیزی دست یافت. او مدتی در شهرهای سیواس و ملطیه به شغل قضاوت اشتغال یافت و در زمانی دیگر از طرف تکودار، ایلخان مغول به سمت سفارت، همراه اتابک پهلوان به مصر نزد ملک قلادون الفی اعزام شد. آرامگاه وی در مقبرةالوزرای چرنداب تبریز است.

علامه قطب الدین شیرازی در اندک زمانی در علوم معقول و منقول سرآمد فضلای عصر خود بود و در طول مدت حیات خود بیش از بیست اثر به فارسی و عربی از خود باقی گذاشت.

قطب‌الدین شیرازی در علم موسیقی، فیزیک از سرآمدان زمان خود بوده‌است. اگرچه قطب‌الدین را نمی‌توان شاگرد صفی‌الدین ارموی ـ نظریه‌پرداز موسیقی قرن هفتم ـ دانست؛ ولی او را باید بدون شک نخستین شارح کتب صفی‌الدین ارموی قلم‌داد کرد. قطب‌الدین بخش مفصلی از کتاب دایرةالمعارف چندجلدی خود به نام درةالتاج را به موسیقی اختصاص داده و در آن‌جا به تشریح نظریات صفی‌الدین ارموی، مخصوصاً مطالبی که در رساله الشرفیه بیان شده، پرداخته‌است.

 

ـ بن منصور جَمانی

ابو روح محمد بن منصور بن ابی عبداللّه بن منصور جَمانی ( جرجانی‌) چشم‌پزشکی ایرانی بود که در زمان ابوالفتح ملکشاه‌ بن محمد سلجوقی (پادشاهی‌اش از ۱۰۷۲ - ۱۰۷۳ میلادی تا ۱۰۹۲ - ۱۰۹۳) برآمد.

وی در سال ۱۰۸۷ - ۱۰۸۸ میلادی رساله‌ای بسیار جامع و مهم راجع به چشم‌پزشکی به نام نورالعیون به فارسی تألیف نمود.

 

ـ کمال‌الدین فارسی

کمال‌الدین فارسی یا کمال الدین حسن پسر علی پسر حسن فارسی یا ابوحسن محمد پسر حسن، زاده ۱۲۶۷ (میلادی) و درگذشته ۱۳۱۸ (میلادی)، دانشمند، ریاضی‌دان و فیزیک دان برجسته مسلمان در دوران طلایی اسلام بود. او سهم بزرگی در دانش اپتیک یا فیزیک نور و موضوع نظریه اعداد داشته‌است.

آثار کمال الدین فارسی در زمینه فیزک نور، زاده پرسش‌هایی بود که او در مورد بازتابش نور در ذهن داشت. کنکاش و مطالعه در کتاب فبزیک نور اثر ابن هیثم، پیشنهادی سازنده از قطب الدین شیرازی به کمال الدین فارسی بود که او را در رسیدن به دستاوردهای علمیش کمک کرد. کتاب معروف او در علم فیزیک نور به نام تنقیح المناظر می‌باشد. کمال الدین فارسی برای کسب دانش به سرزمین‌های مختلف مسافرت کرد. او روزگاری طولانی در اصفهان نزد خوام (‌عبدالله بن محمد بن عبد الرزاق عماد الدین بغدادی) دانش ریاضیات را فراگرفت و اثر معروفش در این زمینه را که اساس القواعد فی اصول الفوائد نام داشت، عرضه کرد. او این کتاب را در توضیح رساله الفوائد البهائیه فی قواعد الحسابیه نوشته ابن خوام نوشته‌است. کمال الدین فارسی همچنین نزد قطب الدین شیرازی شاگردی کرده و دانش نویسه تنقیح المناظر را با رهنمودهای او و به اسم او خلق کرده‌است. کمال الدین فارسی از علوم جمال الدین صاعد بن محمد سعدی ترکستانی نیز بهره برده و کتاب البصائر فی اختصار تنقیح المناظر را به درخواست او و به اسم او نوشته و در رساله تنقیح المناظر، از او به عنوان استاد نام برده‌است.

ستاره شناسان نامداری مثل عماد الدین کاشانی و غیاث الدین جمشید کاشانی در آثار ایضاح المقاصد و مفتاح الحساب از کمال الدین فارسی به نیکی نام برده‌اند. کمال الدین فارسی در دانش فیزیک به دانش پرسپکتیو به خصوص به نورشناسی یا فیزیک اپتیک توجه خاصی نشان داده‌است و در دانش ریاضی به هندسه به خصوص به موضوعات وابشته به زوایا توجه داشته و پژوهش‌هایی دراین مورد داشته‌است.

کمال‌الدین فارسی در آثار خود نور را چنین تشریح کرده‌است:

نوری که از ماده درخشان ساطع می‌شود، حقیقتاً از جنس گرما و آتش می‌باشد، چون اگر نور خورشید را به آیینه کاو بتابانیم، در یک نقطه متمرکز شده و اگر در آن موضع، جسم اشتغال زا باشد، شروع به سوختن می‌کند. بعدها کریستیان هویگنس و ماکسول نیز این نظریه را بازگو کردند.

کمال‌الدین فارسی علامه‌ای است که برای نخستین بار در اثبات تئوری‌های خویش، از اصول و نظریه‌های هندسه در فیزیک نور بهره برد. این عمل در آن وقت بسیار نو بود و در فعالیت‌های پژوهشی ارزش فراوانی داشت. همچنین کمال‌الدین فارسی، ساختن تاریک خانه و تاباندن نور از روزنه و منفذ بود که در ۲۷۰ سال بعد از آن، رنه دکارت دانشمند اهل فرانسه آن را دوباره انجام داد.

کمال‌الدین فارسی نخستین دانشمندی بود که تئوری خطای چشم را توضیح داد و برای حل این موضوع، استفاده از عدسی‌های گوناگون را ارائه کرد. این تئوری جالب و بی‌نظیر باعث شد که پس از آن در سده نوزده میلادی در قواعد عکاسی و ساخت تلسکوپ‌ها و میکروسکوپ‌ها از عدسی‌ها استفاده شود.

رساله تذکره الحباب فی بیان التحاب از این دانشمند بزرگ، مهمترین اثری است که در دوران طلایی اسلام درباره ی نظریه اعداد نوشته شده ‌است.

 

ـ بدیع‌الزمان جزری

بدیع‌الزمان ابوالعز بن اسماعیل بن رزاز جَزَری (درگذشتهٔ ۶۰۲ ق.) مهندس مسلمان کرد از جزیره در جنوب شرقی ترکیه بود.

بدیع‌الزمان جزری کتاب خود را به زبان عربی نوشته است با نام الجامع بین العلم و العمل النافع فی صناعة الحیل؛ معنی تحت اللفظی آن می‌شود: جمع کننده بین علم و عمل، که سودمند است در صنعت چهاره ها.؛ منظور از صنعت چاره ها، همان است که امروزه علم مکانیک نامیده می شود. این کتاب در فارسی با عنوان مبانی نظری و عملی مهندسی مکانیک در تمدن اسلامی ترجمه شده‌است. جزری این کتاب را در سال ۶۰۲ هجری به فرمان قرا ارسلان امیر سلسله آرتوقلو در دیاربکر آناتولی تالیف کرده‌است.

جزری در این کتاب طرز کار و ساخت ۵۰ دستگاه که خود ساخته و به کار برده را تشریح می‌کند. این دستگاه‌ها شامل ساعت‌های آبی و شمعی، ظرف‌ها و فواره‌های خودکار، وسایل آبرسانی از نهر و چاه، ابزار خودکار نواختن نی و دیگر وسایل از جمله قفل رمزی و قفل کلون‌دار و ابزارهای هندسی است.

جزری نخستین ربات قابل برنامه‌ریزی انسان نما را هم در اواخر عمرش ساخته است. به این همین سبب از او با عنوان پدر علم مهندسی رباتیک جهان نام می برند. اختراع او، یک قایق آبی بود که در آن چهار نوازنده ی مصنوعی، برای مراسم و برنامه‌های جشن سلطنتی، آهنگ می‌نواختند و حاضران را سرگرم می‌کردند. ساز‌ها به صورت هیدرولیک و با کمک آب کار می کردند.

در کتاب جزری شمار چشمگیری واژه و اصطلاح فارسی یافت می‌شود که نشانگر تأثیر بزرگ ایرانیان در فناوری جهان اسلام در سده‌های میانه‌ است.

ـ خازنی

ابوالفتح عبدالرحمان المنصور الخازنی دانشمند مشهور قرن ششم هجری است. او غلامی بود که در خدمت یکی از سران سلجوقی به نام ابوجعفر خازن بود. مهمترین کتاب او زیج السنجری نام داشت که در موضوع ستاره‌شناسی بود که از آن نسخه‌هایی در دست است.

 

ـ حسن ابن هیثم، پدر فیزیک علمی، و کاشف قوانین نور

ـ بنو موسی:

اینها سه برادر بودند به نامهای احمد، محمّد و حسن، که فرزندان موسی بن شاکر بودند.

این سه برادر از عجوبه های جهان اسلامند، که در علم فیزیک و مهندسی مکانیک، کارهایی درخشنده کرده اند. مشهورترین اثر آنها، کتاب الحیل است که به معنی مهندسی مکانیک است. گفته شده، این کتاب، جزء نخستین کتابهای مهندسی مکانیک، و ارزنده ترین آنها بوده است. اخیراً تعدادی از اختراعات آنها از روی توضیحات کتاب الحیل دوباره سازی شده است. یکی از ویژگی های طرحهای این سه برادر آن است که در طرّاحی دستگاهها، مراعات جنبه های هنری را هم می کردند.

 

ـ ابن یونس

ـ ابو جعفر خازن خراسانی

ـ ابوریحان بیرونی، ریاضیدان، فیزیکدان، جغرافی دان، مورّخ، منجّم و ... .  

ـ ابوالعباس نیریزی

ـ ابو سهل بیژن کوهی

ـ علوی شیرازی

ـ غزالی

ـ ابومنصور موفق هروی

ـ ابو معشر بلخی

ـ احمد بن طیب سرخسی

ـ اسفراینی

ـ ابوعبیدالله عبدالواحد بن محمد جوزجانی

ـ ثابت ابن قره

ـ ...

 

5ـ فرموده ايد مسلمانها هر چيز مبهمي كه علتش را نمي دانند به خدا نسبت مي دهند.

شما چنین خیال کنید!

مسلمانان با برهان عقلی ثابت می کنند که خداوند متعال، علّت العلل است؛ لذا چه علّت چیزی را بدانند و چه ندانند، یقین دارد که خدا علّت هر چیز است. چون تمام علّتها در نهایت به خدا منتهی شوند و الّا تسلسل علل لازم می آید که عقلاً محال است.

البته این فکر اختصاص به مسلمانان و دانشمندان اسلامی ندارد، بلکه بسیاری از دانشمندان مسیحی و یهودی و ... هم در عین تلاش برای یافتن علّتهای طبیعی پدیده ها، به حکم عقل، می دانند که سر سلسله ی علّتها، خداوند متعال است.

اینکه شما توهّم کرده اید، دانشمندان غیر مسلمان، خدا را قبول ندارند، یا خدا را علّت امور نمی دانند، ناشی از بی اطّلاعی شماست. دانشمندان بزرگی همچون نیوتن، گالیله، آینشتین، ماکس پلانگ، و ... افرادی خداباور بوده اند که تدبیر جهان را در دست خدا می دانسته اند.

گالیله گفته است: خداوند در اعمال طبیعت، بیشتر از جمله های مقدّس انجیل، متجلّی می شود.

نیوتن گفته است: این زیباترین نظام خورشید و سیّارات و ستاره های دنباله دار، تنها می تواند در نتیجه ی تدبیر و حاکمیّت یک موجود دانا و توانا پدید آید.

لایپ نیتس گفته است: به ویژه در علوم ... ما شگفتی های خداوندی را می بینیم ... قدرت، حکمت و نیکویی او را. ... بدین علّت، من از جوانی، خود را وقف علومی کرده ام که آنها را دوست می داشتم.

زمانی که هایزنبرگ ـ فیزیکدان کافر ـ ادّعا می کرد جهان بر اساس حساب احتمالات اداره می شود، آلبرت آنیشتین ـ فیزکدان یهودی ـ در جوابش گفت: خدا با جهان، تاس بازی نمی کند.

مارگئو ـ فیزیکدان آمریکایی ـ می گوید: علم به دین نیاز دارد تا منشاء و موفّقیّتهایش را موجّه کند. هنگامی که در سال 1932 در موسسه ی مطالعات پیشرفته در پرینستون، تحقیق می کردم، این دیدگاه را آنیشتین مطرح کردم و تعبیر او را به یاد دارم که گفت: کشف قانونی بنیادی و تأیید شده از طبیعت، الهامی از خداست.

آرتور شالو گفته است: بستر دین، زمینه ی خوبی برای کارهای علمی است، ... پس پژوهش علمی یک عمل عبادی است؛ زیرا بسیاری از شگفتی های خلقت الهی را آشکار می سازد.

پاکینگ هورن ـ فیزیکدان انگلیسی گفته است: علم، بدون دین، ناقص است؛ و نمی تواند به عمیقترین لایه های فهم دست یابد.

مارگئو گفته است: اکنون این سوال مطرح می شود که منشاء قوانین طبیعت چیست؟ و من تنها جواب قانع کننده ای که می یابم این است که آنها به وسیله ی خدا خلق شده اند و خدا قادر و عالم مطلق است.

مارگئو باز گفته است: خدا، هم جهان فیزیک و هم قوانین حاکم بر آن را خلق کرد.

دیویس گفته است: تا وقتی که منشاء قوانین طبیعت خداست، وجودی شگفت تر از مادّه ـ که آن را نیز خدا آفریده است ـ نیست؛ امّا وقتی مبنای خدایی قوانین را کنار می نهیم، وجود آنها به یک معمّای عمیق تبدیل می شود.

پارکر ـ فیزیکدان آمریکایی ـ گفته است: این ترس وجود ندارد که دانشمندان هرگز بتوانند نیاز به خدا را حف کنند. ... هر قدر هم که ما این قضیّه را پیگیری کنیم ، همواره چیزی می ماند که توضیح داده نشده است. خلقت، به قوانین طبیعت بستگی دارد؛ و پیدایش آن، بدون قوانین، امکان پذیر نبوده است. چه کسی این قوانین را خلق کرده است؟ تردیدی نیست که همواره به یک خدا نیاز هست.

منبع: فیزیدانان غربی و مسأله خداباوری، تألیف فیزیکدان بزرگوار، دکتر مهدی گلشنی.

اینها تنها پاره ای از اعترافات فیزیکدانهاست، که با آن همه تخصّص در فیزیک، اعتراف نموده اند که بدون فرض وجود خدا، علم قادر نیست جهان را توجیه کند. البته با سواد دبیرستانی شما بیش از این هم انتظار نیست. امان از علم نصف و نیمه.