(1/100172656)

پرسش:من دوستي دارم كه ميگويد فقط به خدا اعتقاد دارم و به وجود امامان و معجزات پيامبرا ايمان ندارم و همچنين ميگويد چرا بايد نماز بخوانيم روبه يك مكان(قبله)در صورتي كه خدا همه جا حضور دارد و همچنين مي گويد در قرآن دست كاري شده و باور ندارم كه قرآن بدون دست كاري باشد. لطفا من را راهنمايي كنيد چگونه بتوانم او را توجيه كنم؟

 

پاسخ:

 

1ـ چه لزومي دارد كه شما چنين كسي را راهنمايي كنيد؟ كسي كه مي گويد پيغمبر را قبول ندارم بعد قبول مي كند كه اصل قرآن از طرف خداست ولي دستكاري شده، آيا آدم نرمالي است؟!

كسي كه پيغمبر را قبول ندارد، بايد قرآن را از اساس قبول نكند نه آنكه بگويد قرآن دستكاري شده است.

وقتي كسي به اين راحتي دچار پرت و پلا گويي اعتقادي مي شود از دو حال خارج نيست؛ يا مستضعف فكري است و قدرت فهم اعتقادات را ندارد، يا قدرت فهم لازم را دارد ولي دنبال راهي است تا زير بار تكاليف نرود. اوّلي اصلاً مكلّف نيست كه بخواهيد هدايتش كنيد، دومي هم به اين راحتي ها قابل هدايت نيست.

 

2ـ به اين شخص بگوييد! ايمان نداري كه نداشته باش! آيا خيال كرده اي ايمان نياوردن تو ضرري به كسي مي زند؟ باش تا مرگ فرا رسد ببينيم بعدش چه مي شود؟ بعد بگوييد:

از دو حال خارج نيست: يا همه ي انبياء دروغ گفته اند، يا راست گفته اند.

اگر دروغ گفته اند و دين و ايماني مطرح نبوده و خدا تكليفي از كسي نخواسته است، ما كه به اينها اعتقاد داشته ايم، هنگام مرگ چيزي از دست داده ايم. در اين حالت، تو خواهي مرد ما هم خواهيم مرد، حساب و كتابي هم كه نيست. امّا اگر راست گفته باشند چه؟ آن موقع ما كه به گفتار انبياء ايمان داشته ايم، جان به در برده ايم و در خوشي ابدي خواهيم بود ولي تو كه به اينها ايمان نداشته اي چه خاكي بر سرت خواهي كرد؟

پس عقل حكم مي كند كه ما ديندار باشيم. اگر واقعاً دين و انبياء واقعيّت بودند، خوش به حالمان مي شود، امّا اگر واقعيّت نداشته اند، چيزي از دست نداده ايم. تو خاك مي شوي ما هم خاك مي شويم. اين وسط فقط ما سالي يك ماه گرسنگي كشيده ام و تو مثل گاو و گوسفند تمام دوازده ماه را خورده اي. تازه اين گرسنگي يك ماه، براي بدنمان سودمند هم هست. همچنين روزي نهايتش بيست دقيقه نماز خوانده ايم كه مي گذاريم پاي نرمش. امّا اگر دين، واقعيّت داشته باشد، تو چه از دست مي دهي، بهشت ابدي را. چي به دست مي آوري؟ جهنّم ابدي را.

حالا عقل سليم چه حكم مي كند؟

توجّه! اين برهان را برهان معقوليّت گويند.

 

3ـ اگر اين شخص، با اين استدلال به راه آمد، نوبت مي رسد به مطالب بعدي، امّا اگر به راه نيامد به حال خودش رها كنيد. فقط مراقب باشيد كه با فرد مسلماني ازدواج نكند، چون كافر، حقّ ندارد با مسلمان، ازدواج كند. ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُون ــــ رهايشان ساز تا بخورند و بهره ببرند و آرزوها سرگرمشان سازد! پس به زودي خواهند فهميد. (الحجر:3)

چنين كسي روز قيامت مي گويد: من يقين نداشتم كه دين و ايماني باشد، لذا معذورم. به او مي گويند: چرا وقتي تلوزيون مي گفت: در فلان جا احتمال بارش برف هست، براي احتياط، زنجير چرخ برمي داشتيد! يا چرا براي اينكه احتمالاً تصادف كنيد، كمر بند ايمني مي بستيد، يا به احتمال اينكه زلزله بيايد، ساختمان ضدّ زلزله مي ساختيد، امّا به احتمال اينكه شايد انبياء راست بگويند و حساب و كتابي در كار باشد، اصول دينداري را مراعات نكرديد؟ آيا عقل شما، حكم نمي كرد كه چنين احتمال مهمّي ارزش احتياط را دارد؟