(1/100115458)- 

پرسش:طريقه بدست آوردن معرفت الهي را به طور كامل مي خواهم، البته اگر لطف كنيد.

پاسخ:
علم و معرفتى كه نصيبت انسان مى‏گردد از دو راه حاصل مى‏شود:
1ـ از راه تحصیل دانش و علم آموزی و مطالعه ی کتاب و طبیعت و استاد دیدن ، كه به دانش حاصل از این راه علم و معرفت اكتسابى و حضولی گفته می شود. تحصيل علم و معرفت الهی از اين طريق ، به درجات مختلف و بسته به استعداد افراد ، براى هر انسان عادی ممكن ، و اين در به روى همه باز است بطوری که حتّی افراد کافر نیز مى‏توانند از اين راه به معرفت الهی دست يافته حقیقت را بیابند.

تحصیل معرفت الهی از این راه دارای سطوح گوناگونی است که در قالب علم مدوّن ، معمولاً به چهار سطح کلّی تقسیم می شود: علم کلام ، حکمت بحثی ، حکمت ذوقی و عرفان نظری. البته هر کدام از این سطوح نیز دارای سطوح گوناگونی می باشند ؛ برای مثال برخی از معارف کلامی چنان ساده اند که حتّی کودکان و افراد کم سواد نیز به راحتی به درک آن نائل می شوند ؛ امّا برخی از مطالب این علم نیازمند تعلیم و تعلّم می باشند. بنا بر این ، اگر کسی بخواهد از این راه به معارف الهی هر چه بیشتر و هر چه عمیقتر دست یابد ، مناسب آن است ابتدا از مطالعه یا تحصیل کتب کلامی (اعتقادی) شروع نماید. برای مثال بسیاری از کتابهای شهید مطهری مناسب برای این مقصود می باشند. لذا جوان حقیقت جو را سزاست که از جلد اوّل مجموعه ی آثار این شهید حقیقت آشنا و حقیقت گستر ، مطالعات خود را شروع نموده و پله به پله به پیش رود ؛ که البته امید است خود شخص پلّه های بعدی را نیز در ضمن مطالعه ی آثار این شهید راه معرفت ، بیابد ؛ چرا که کتب این بزرگوار ، اگرچه با قالبی کلامی ارائه شده اند ولی حاوی معارف بسیاری از سطوح بالاتر نیز می باشند. همچنین سبک آثار ایشان به گونه ای است که خود به خود شخص را به مرحله ی بالاتر رهنمون می شود.   
2ـ راه دوم دست یابی به معارف الهی تطهير قلب و پاك ساختن درون از آلودگى‏ها و زنگارهاى گناه و عصيان و خواستهای محدود نفسانی است. اگر كسى به دنبال حقيقت و روح علم باشد و بخواهد از درياى بيكران معرفت و علم الهى بهره‏مند باشد، بايد در کنار مطالعه و تحصیل علم ، جدول وجود و آیینه جانش را هم لايروبى و زنگارزدایی نمايد تا آب معرفت به راحتی در جانش روان و نور حقیقت ، به وضوح در آن منعکس گردد. چرا که العلمُ نورٌ يَقذِفُه اللهُ فى قلبِ مَن يشاء ــــ علم نورى است كه خداوند آن را در قلب هر كس كه مصلحت بداند و مشيّت او اقتضا كند می اندازد.  

امّا راه تطهیر قلب و جان ، داشتن نیّت الهی و اخلاص در مسیر خدا و اطاعت مخلصانه از خدا و پیامبر و اولولامر می باشد. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ  ـــــــ  اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه شما را حيات مى‏بخشد! و بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حايل مى‏شود، و همه شما نزد او گردآورى مى‏شويد. (الأنفال:24)

در اینجا ناگفته نماند كه برخوردارى از علم و معرفت الهى محتاج همّت عالی ، كوشش فراوان و تحمّل رنج مى‏باشد و امرى تدريجى است که معمولاً يكباره براى كسى حاصل نمى‏گردد، بلكه بايد قدم به قدم و پله به پله از نردبان علم و معرفت صعود كرد و بالا رفت تا زمينه ی رسيدن به مراحل عالى‏تر آن فراهم گردد و اين هدف همانگونه که گفته شد با تحصیل و مطالعه و تفکّر و بندگى خالصانه و اطاعت كامل از خداوند و اولياى او ميسر مى‏گردد. گاه برخی افراد تصوّر مي كنند که معرفت و عرفان پروردگار را بايد از راهي عجيب و غريب و يا اذكاري مخصوص بيابند در حالي که چنین راهی ، برای آنکه مقدّمات علمی و عملی لازم را فراهم نکرده ، نه راه که کج راهه ای است بسیار خطرناک. بلی شکّی نیست که از راه ریاضات ، اذکار و عبادات خاصّی می توان به حقایقی الهی دست یافت ، امّا باید توجّه داشت که این راه ، اوّلاً عمومیّت ندارد و ثانیاً باید تحت نظر طبیبان حقیقی الهی باشد ؛ و به صرف مطالعه ی چند کتاب به ظاهر عرفانی یا به توصیه ی برخی دراویش و صوفیّه ی نادان نمی توان پا در چنین راه خطرناکی گذاشت. به قول جناب حافظ شیرازی: طیّ این مرحله بی همرهی خضر مکن ـــــ ظلمات است بترس از خطر گمراهی.

و به قول جناب مولوی: هیچ کس بی اوستا چیزی نشد ــــ هیچ آهن خنجر تیزی نشد. ــــ هر که شغلی گیرد او بی اوستا ــــ ریشخندی گردد به شهر و روستا.

باید دانست که عمده عامل تطهیر قلب برای تابش انوار معرفت الهی در آن ، همین احکام معروف شریعت است ؛ به شرط آنکه با حفظ شرائط به جا آورده شوند. تصور نكنيم اموري كه در دسترس ماست و هر روز با آن سر و كار داريم مثل نماز اوّل وقت و قرائت قرآن با حضور قلب و توسّل به اهل بيت و نعمت وجود ماه رجب و شعبان و ماه مبارك رمضان و احترام به پدر و مادر ، اين توانايي و كشش را ندارند كه انسان را به قرب الهی و معرفت پروردگار برسانند، بلكه برعكس هر كدام از اينها، سكوي پروازي هستند كه مي تواند ما را به اوج بندگي و معرفت برسانند به شرط اين كه حق آنها را به جا آورده و شرايط آنها را رعايت نماييم.