(37/100116299)-   

پرسش:در قرآن کريم داريم و هر کس ديني غير از اسلام اختيار کند از او قبول نيست و او در آخرت از زيانکاران است و نيز با توجه به آيه شريفه که اجباري در دين نيست؟ تکليف پيروان ديگر اديان چه مي شود؟ آيا به جهنم مي روند؟

پاسخ:

1ـ معنی آیه ی شریفه لا إِكْراهَ فِي الدِّين این است که امور اعتقادی اساساً قابل اجبار نیستند ، نه اینکه اجبار ممکن است ولی اسلام حکم به اجبار نمی کند. چون اعتقاد، امر قلبی است و امر قلبی را نمی توان با اجبار پدید آورد. نمی توان با تهدید و کتک زدن کسی را وادار کرد که کسی را دوست داشته باشد ؛ یا از کسی متنفر شود. چون این امور ، مربوط به قلبند. بلی می توان کسی را با زور و تهدید واردار نمود که در زبان اظهار محبّت به کسی کند یا به وجود خدا اقرار نماید یا به ظاهر نماز بخواند ، ولی هیچگاه نمی توان او را به زور وادار نمود که در قلب نیز به آن شخص محبّت داشته باشد یا وجود خدا را بپذیرد یا به نیّت قربةالی الله نماز بخواند. بلکه بر عکس ، هر چه کسی را به این گونه امور بیشتر اجبار نمایند خود به خود نتیجه ی معکوس می دهد و انزجار شخص زیادتر می شود. لذا نمی توان یک شخص غیر مسلمان را با زور واداشت که مسلمان شود ؛ یا کسی را که قلب او از اعتقاد و یقین به اسلام برگشته نمی توان با زور وادار نمود که دوباره به اسلام معتقد گردد. تنها کاری که برای او می توان نمود این است که با استدلال ، یقین او را نسبت به حقّانیّت اسلام بازسازی نمود.
2ـ امّا اینکه در پذیرش دین اجباری نیست معنی اش این نیست که خدا قانون علّت و معلولی را هم از جهان برداشته است. اگر کسی دست روی آتش گرفت می سوزد ؛ به همین صورت اگر کسی مال حرام خورد ، حقیقت و باطن مال حرام که آتشی غیر مادّی است او را از درون خواهد سوزند. خدا کسی را جهنّم نمی برد ، او تنها عاقبت طبیعی اعتقادات و خلقیّات و اعمال را با ارسال انبیاء و کتب آسمانی خبر می دهد. آنگاه هر کسی آزاد است که هر راهی را خواست برود ؛ چه راهی که منتهی به بهشت می شود و چه راهی که منتهی به جهنّم می شود. محال است که کسی از شهر قم به طرف تهران برود و از اصفهان سر در آورد. راه طبیعی بهشت و جهنّم نیز مشخّص است و هیچ اکراهی در گزینش آنها نیست.لذا فرمود: إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا ـــــ ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد(و پذيرا گردد) يا ناسپاسی کند. (الإنسان:3)
3ـ البته همانگونه که گفته شد لا اکراه فی الدین مربوط به باور قلبی و اعمال شخصی می شود امّا حساب امور اجتماعی جداست ؛ چون اجتماع قانون می خواهد و بدون قانون هرج و مرج می شود. لذا در حیطه ی احکام اجتماعی دین لا اکراه فی الدین راه ندارد. اگر یک مسلمان که قلباً اعتقادات اسلامی را قبول دارد ، عملی دینی را همراه با اعتقاد به وجوب آن علناً ـ نه در حوزه ی شخصی ـ ترک نمود، دیگر گفته نمی شود لا اکراه فی الدّین بلکه اینجا اسلام حکم می کند که باید او را نهی از منکر نمود ؛ و اگر مقاومت کرد ، می توان او را مجازات کرد. چرا که دهن کجی علنی او به احکام دین ، اصل دین را نابود می سازد و راه حقیقت را بر روی دیگران می بندد. و از طرفی اینجا دیگر سخن از حیطه ی باور قلبی نیست که اکراه ممکن نباشد ، بلکه شخص در عین داشتن باور قلبی در عمل سستی می ورزد. بر همین اساس است که اگر مسلمانی علناً روزه خورد یا شرب خمر نمود مجازات می شود.
البته باز این مجازاتها برای کسی است که مرحله ی قلبی را پشت سر گذاشته باشد ، و الّا در اسلام هیچگاه یک مسیحی به خاطر خوردن روزه مجازات نمی شود ؛ مگر اینکه حکمی از احکام اسلام تبدیل به قرارداد اجتماعی شده جزء قوانین مملکتی شود؛ که در این صورت در مورد همه یکسان اجراء خواهد شد ؛ همانگونه که قوانین راهنمایی و رانندگی عمومی است و مسلمان و غیر مسلمان نمی شناسد. اکثریّت هر جامعه ای برای خود قراردادهایی را پذیرفته و بر اساس آن زندگی می کند و اخلال به آن را موجب به هم خوردن نظم عمومی جامعه ی خود می داند. لذا حتّی اگر کسی از خارج وارد آن کشور شود باید طبق قوانین آن کشور رفتار نماید. برای مثال در کشور هند کشتن گاو ممنوع است لذا اگر کسی وارد این کشور شد حقّ ندارد علناً دست به کشتن گاو بزند. و اگر دست به این کار زد طبق قوانین آن مملکت مجازات خواهد شد. وقتی کسی وارد نظام ارتش نشده است ، نمی توان قوانین ارتش را در مورد او اجرا نمود ؛ ولی وقتی کسی با اختیار خود وارد نظام ارتش شد ، باید قوانین ارتش را مراعات کند ؛ لذا اگر چنین کسی در مقابل فرمانده خود ادای احترام نکرد ؛ فرمانده او حق دارد که به افسران زیردست خود فرمان دهد که او را تنبیه کنند ؛ و آن افسران زیردست ، به حکم فرماندهشان حق دارند که او را تنبیه نمایند. در کشور اسلامی نیز برخی احکام دینی صورت قانون اجتماعی به خود گرفته اند. لذا اگر حتّی غیر مسلمانان نیز مرتکب آنها شوند ، نه از جنبه ی دینی بلکه از جهت قانونی ، مورد مجازات قرار می گیرند.

4ـ حاصل مطالب پیش گفته آن شد که خدا اوّلاً راه بهشت و جهنّم را نشان داده و ثانیاً مردم را در انتخاب راه بهشت و جهنّم آزاد گذاشته است ؛ و ثالثاً هر کسی به همان مقصدی خواهد رسید که آن را انتخاب نموده و به سوی آن رهسپار است.

امّا معنی مطالب فوق این نیست که هر که اسماً مسلمان بود ، بهشتی باشد و هر که اسماً مسلمان نبود ، حتماً اهل جهنّم گردد. خداوند متعال فرمود: وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ ـــــ و هر كس جز اسلام آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زيانكاران است. (آل‏عمران:85) و فرمود: وَ مَنْ أَحْسَنُ ديناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهيمَ خَليلاً ـــــ دين و آيين چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا كند ، و نيكوكار باشد، و پيرو آيين خالص و پاكِ ابراهيم گردد؟ و خدا ابراهيم را به دوستىِ خود، انتخاب كرد. (النساء:125) ؛ همچنین فرمود: قُلْ إِنَّني‏ هَداني‏ رَبِّي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ديناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ  ـــــ بگو: پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده ؛ آيينى پابرجا ؛ آيين ابراهيم ؛ و او از مشركان نبود. (الأنعام:161)

از این بیانات الهی استفاده می شود که ملاک نجات همواره اسلام بوده و هست و خواهد بود. یعنی از زمان حضرت آدم (ع) تا روز قیامت ، تنها راه بهشت اسلام است ؛ و بارزترین نمود اسلام در طریقه ی حضرت ابراهیم (ع) می باشد ؛ و طریقه آن حضرت رو به خدا نمودن و روی برگرداندن از هر گونه شرک بود. پس مراد از اسلام در این گونه آیات ، دین اسلام کنونی نیست بلکه منظور همان تسلیم محض بودن در مقابل خدا و فرامین اوست. لذا چه بسا کسی ظاهراً مسلمان و عامل به احکام اسلام باشد ولی قلب او تسلیم خدا نباشد ؛ کما اینکه ممکن است کسی کاملاً بی اطّلاع از دین اسلام باشد ولی در حوزه ی خود فردی خالص و الهی باشد.

بر این اساس ، افراد غیر مسلمان به چند گروه تقسیم می شود:

نخست کسانی که ندای اسلام به گوش آنها نرسیده است. اینها اگر در حدّ توان عقلانی خود یا طبق دینی که دارند از شرک به دور بوده و از قبایح دوری کنند و وظائف الهی را در حدّی که می دانند انجام دهند ، اسم مسلمان شامل آنها هم خواهد بود و اهل جهنّم نخواهند بود. چون در حدّی که توان و امکان داشته اند شرط تسلیم بودن در برابر خدا را به جا آورده اند.

دوم کسانی که ندای اسلام به گوش آنها رسیده و آنان درباره ی اسلام تحقیق کافی نموده ولی حقّانیّت آن را احراز نکرده اند. اینها نیز اگر در تحقیق خود کوتاهی نکرده باشند ، و مثل گروه سابق رفتار نموده باشند ، باز اهل جهنّم نخواهند بود.

سوم کسانی که ندای اسلام به گوش آنها رسیده ولی آنان درباره ی اسلام تحقیق نکرده اند. اینها مقصّرند و عذاب خواهند شد. البته اگر اینها در حوزه ی خودشان اهل توحید بوده و به تعالیم الهی عمل نموده باشند ، عذابشان سبکتر خواهد بود و بالاخره از عذاب رهایی خواهند یافت.

چهارم کسانی که ندای اسلام به گوش آنها رسیده و درباره ی اسلام تحقیق کرده و حقّانیّت آن را هم یافته اند ، ولی باز مسلمان نگشته اند ، اینها حتّی اگر در ظاهر موحّد و صالح نیز باشند ، باز در حکم کفّارند. بلکه چه بسا چون ایمان نیاوردن این گونه افراد دیگران را هم از راه حقّ باز می دارد؛ لذا گناهشان از کفّار عادی بیشتر خواهد بود.

پنجم کسانی که ندای اسلام به گوش آنها رسیده ولی آنان قدرت تحقیق ندارند و از هوش و فراست کافی برای این کار برخوردار نیستند ؛ یا موانعی غیر قابل برداشت ، مانع از تحقیق آنهاست. اینها هم بر اساس عقل و دین موجود خودشان مورد حسابرسی قرار می گیرند.

حاصل کلام اینکه:

الف ـ واژه اسلام در آیه ی مورد اشاره در متن سوال ناظر به معنای عامّ اسلام است نه اسلام به عنوان اسمی برای دین پیامبر خاتم.

ب ـ در بین غیر مسلمانان نیز کسانی هستند که به معنی لغوی کلمه مسلمانند و اهل جهنّم نخواهند بود ؛ کما اینکه برخی از مسلمین ، در واقع اهل تسلیم نبوده جهنّمی خواهند بود.

پ ـ افزون بر مطالب گفته شده ، که شواهد روایی نیز دارند ، از روایات اهل بیت (ع) استفاده می شود که جز افراد بسیار اندک ، که ائمة الکفر می باشند ، باقی مردم ، در نهایت از جهنّم نجات خواهند یافت و بعد از برهه ای تحمّل عذاب به اهل بهشت ملحق خواهند شد. البته باید توجّه داشت که بهشت دارای مراتبی است و روشن است که مرتبه ی بهشت این گونه افراد پایین تر از بهشت کسانی خواهد بود که جهنّم نرفته اند.

همچنین از روایات استفاده می شود که همه یا اکثر شیعیان فاسق تنها در جهنّم برزخی عذاب می بینند و در آخرت همگی اهل بهشت خواهند بود. البته از غیر شیعه نیز کسانی خواهند بود که در همان جهنّم برزخی پاک شده و در آخرت وارد بهشت گردند.