(4/100116820)-   

پرسش:خداوند در کتابش قرآن گفته(لا اکراه في الدين) ولي بعدا ميگه اگه اين راه رو نرين، به جهنم مي رويد يعني بعضي وقتها اجبار هست، خب يعني چي؟

پاسخ:

1ـ معنی آیه ی شریفه این است که امور اعتقادی اساساً قابل اجبار نیستند ، نه اینکه اجبار ممکن است ولی اسلام حکم به اجبار نمی کند. چون اعتقاد، امر قلبی است و امر قلبی را نمی توان با اجبار پدید آورد. نمی توان با تهدید و کتک زدن کسی را وادار کرد که کسی را دوست داشته باشد ؛ یا از کسی متنفر شود. چون این امور ، مربوط به قلبند. بلی می توان کسی را با زور و تهدید واردار نمود که در زبان اظهار محبّت به کسی کند یا به وجود خدا اقرار نماید یا به ظاهر نماز بخواند ، ولی هیچگاه نمی توان او را به زور وادار نمود که در قلب نیز به آن شخص محبّت داشته باشد یا وجود خدا را بپذیرد یا به نیّت قربةالی الله نماز بخواند. بلکه بر عکس ، هر چه کسی را به این گونه امور بیشتر اجبار نمایند خود به خود نتیجه ی معکوس می دهد و انزجار شخص زیادتر می شود. لذا نمی توان یک شخص غیر مسلمان را با زور واداشت که مسلمان شود ؛ یا کسی را که قلب او از اعتقاد و یقین به اسلام برگشته نمی توان با زور وادار نمود که دوباره به اسلام معتقد گردد. تنها کاری که برای او می توان نمود این است که با استدلال ، یقین او را نسبت به حقّانیّت اسلام بازسازی نمود.
2ـ امّا اینکه در پذیرش دین اجباری نیست معنی اش این نیست که خدا قانون علّت و معلولی را هم از جهان برداشته است. هر کسی می تواند دست روی آتش بگیرد یا نگیرد ؛ در این کار بر او اجباری نیست ؛ امّا اگر کسی دست روی آتش گرفت می سوزد ؛ به همین صورت اگر کسی مال حرام خورد ، حقیقت و باطن مال حرام که آتشی غیر مادّی است او را از درون خواهد سوزند. خدا کسی را جهنّم نمی برد ، او تنها عاقبت طبیعی اعتقادات و خلقیّات و اعمال را با ارسال انبیاء و کتب آسمانی خبر می دهد. آنگاه هر کسی آزاد است که هر راهی را خواست برود ؛ چه راهی که منتهی به بهشت می شود و چه راهی که منتهی به جهنّم می شود. محال است که کسی از شهر قم به طرف تهران برود و از اصفهان سر در آورد. راه طبیعی بهشت و جهنّم نیز مشخّص است و هیچ اکراهی در گزینش آنها نیست.لذا فرمود: إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا ـــــ ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد(و پذيرا گردد) يا ناسپاسی کند. (الإنسان:3)
3ـ البته همانگونه که گفته شد لا اکراه فی الدین مربوط به باور قلبی و اعمال شخصی می شود امّا حساب امور اجتماعی جداست ؛ چون اجتماع قانون می خواهد و بدون قانون هرج و مرج می شود. لذا در حیطه ی احکام اجتماعی دین لا اکراه فی الدین راه ندارد. اگر یک مسلمان که قلباً اعتقادات اسلامی را قبول دارد ، عملی دینی را همراه با اعتقاد به وجوب آن علناً ـ نه در حوزه ی شخصی ـ ترک نمود، دیگر گفته نمی شود لا اکراه فی الدّین بلکه اینجا اسلام حکم می کند که باید او را نهی از منکر نمود ؛ و اگر مقاومت کرد ، می توان او را مجازات کرد. چرا که دهن کجی علنی او به احکام دین ، اصل دین را نابود می سازد و راه حقیقت را بر روی دیگران می بندد. و از طرفی اینجا دیگر سخن از حیطه ی باور قلبی نیست که اکراه ممکن نباشد ، بلکه شخص در عین داشتن باور قلبی در عمل سستی می ورزد. بر همین اساس است که اگر مسلمانی علناً روزه خورد یا شرب خمر نمود مجازات می شود.
البته باز این مجازاتها برای کسی است که مرحله ی قلبی را پشت سر گذاشته باشد ، و الّا در اسلام هیچگاه یک مسیحی به خاطر خوردن روزه مجازات نمی شود ؛ مگر اینکه حکمی از احکام اسلام تبدیل به قرارداد اجتماعی شده جزء قوانین مملکتی شود؛ که در این صورت در مورد همه یکسان اجراء خواهد شد ؛ همانگونه که قوانین راهنمایی و رانندگی عمومی است و مسلمان و غیر مسلمان نمی شناسد. اکثریّت هر جامعه ای برای خود قراردادهایی را پذیرفته و بر اساس آن زندگی می کند و اخلال به آن را موجب به هم خوردن نظم عمومی جامعه ی خود می داند. لذا حتّی اگر کسی از خارج وارد آن کشور شود باید طبق قوانین آن کشور رفتار نماید. برای مثال در کشور هند کشتن گاو ممنوع است لذا اگر کسی وارد این کشور شد حقّ ندارد علناً دست به کشتن گاو بزند. و اگر دست به این کار زد طبق قوانین آن مملکت مجازات خواهد شد. وقتی کسی وارد نظام ارتش نشده است ، نمی توان قوانین ارتش را در مورد او اجرا نمود ؛ ولی وقتی کسی با اختیار خود وارد نظام ارتش شد ، باید قوانین ارتش را مراعات کند ؛ لذا اگر چنین کسی در مقابل فرمانده خود ادای احترام نکرد ؛ فرمانده او حق دارد که به افسران زیردست خود فرمان دهد که او را تنبیه کنند ؛ و آن افسران زیردست ، به حکم فرماندهشان حق دارند که او را تنبیه نمایند. در کشور اسلامی نیز برخی احکام دینی صورت قانون اجتماعی به خود گرفته اند. لذا اگر حتّی غیر مسلمانان نیز مرتکب آنها شوند ، نه از جنبه ی دینی بلکه از جهت قانونی ، مورد مجازات قرار می گیرند.