(1/100120122)-   

پرسش:نام دين حضرت نوح(ع) چه بود؟

پاسخ:

حضرت نوح از پيامبران اولوالعظم شمرده شده است و از آنجا كه پيامبران اولوالعظم کتاب و شريعتی از سوی خدا آورده اند پس حضرت نوح نيز داراي دين و شريعت و کتاب آسمانی بوده است. امّا برای دین او نام خاصّی ذکر نشده است ، نام کتاب آسمانی او نیز معلوم نیست.

البتّه باید توجّه داشت که عناوینی چون یهودی و مسیحی نامهای الهی این ادیان نیستند ؛ یعنی این نامها را خداوند متعال بر اینها نگذاشته ؛ بلکه به مرور زمان و به مناسبتهایی این نامها بر این ادیان گذاشته شده اند ؛ امّا نام کتابهایی چون تورات و انجیل و زبور از جانب خداوند متعال می باشد. از منظر قرآن کریم ، همه ی ادیان در حقیقت اسلام می باشند ؛ چرا که همه ی آنها در عنصر تسلیم در برابر خدا اشتراک دارند. خود انبیاء (ع) نیز به تصریح قرآن کریم ، خود را مسلمان می نامیدند.
خداوند متعال می فرماید: إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ  ــــــــ   در حقيقت، دين در نزد خدا همان اسلام است، و اهل كتاب در آن اختلاف نكردند مگر پس از آن كه به حقّانيت آن پى بردند، آن هم به خاطر حسد و رقابت ميان خويش. و هر كه به آيات خدا كافر شود [بداند كه‏] خدا سريع الحساب است. (آل‏عمران : 19 )

قُلْ إِنَّنىِ هَدَئنىِ رَبىّ‏ِ إِلىَ‏ صرَِاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا  وَ مَا كاَنَ مِنَ الْمُشرِْكِينَ(161) قُلْ إِنَّ صَلَاتىِ وَ نُسُكِى وَ محَْيَاىَ وَ مَمَاتىِ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِينَ(162) لَا شرَِيكَ لَهُ  وَ بِذَالِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ المُْسْلِمِين‏ ــــــ بگو: پروردگار من مرا به راه راست هدايت كرده است به دينى همواره استوار، دين حنيف ابراهيم ؛ و او از مشركان نبود. (161) بگو: نماز من و قربانى من و زندگى من و مرگ من براى خدا آن پروردگار جهانيان است. (162) او را شريكى نيست. به من چنين امر شده است، و من از نخستين مسلمانانم. (سوره انعام)

در این آیه دین حضرت ابراهیم (ع) اسلام نامیده شده ، دین اسلام فعلی امتداد همان دین دانسته شده است. پس دین یهود و مسیحیّت نیز در اصل همین دین بوده ، که تحریف شده اند ؛ چرا که حضرت موسی و عیسی (ع) بعد از حضرت ابراهیم و در خطّ او آمده اند.

وَ اتْلُ عَلَيهِْمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ إِن كاَنَ كَبرَُ عَلَيْكمُ مَّقَامِى وَ تَذْكِيرِى بَِايَاتِ اللَّهِ فَعَلىَ اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاَءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكمُ‏ْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلىَ‏َّ وَ لَا تُنظِرُونِ(71) فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكمُ مِّنْ أَجْرٍ  إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلىَ اللَّهِ  وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِين‏ ــــــ برايشان داستان نوح را بخوان، آن گاه كه به قوم خود گفت: اى قوم من، اگر درنگ‏كردن من در ميان شما و يادآورى آيات خدا بر شما گران مى‏آيد، من بر خدا توكل مى‏كنم، ساز و برگ خويش و بتانتان را گرد آوريد چنان كه هيچ چيز از كارى كه مى‏كنيد بر شما پوشيده نباشد و به دشمنى من قدم به پيش نهيد و مرا مهلت مدهيد. (71) و اگر پشت كرديد، من از شما هيچ پاداشى نخواسته‏ام، كه پاداش من با خداست و من مأمور شده‏ام كه از مسلمین (تسليم‏شدگان) باشم (سوره یونس)

قَالَ فِرْعَوْنُ ءَامَنتُم بِهِ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكمُ‏ْ  إِنَّ هَاذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فىِ الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُواْ مِنهَْا أَهْلَهَا  فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ(123) لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ(124)قَالُواْ إِنَّا إِلىَ‏ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ(125) وَ مَا تَنقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ ءَامَنَّا بَِايَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا  رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبرًْا وَ تَوَفَّنَا مُسْلِمِين‏ ــــــ  فرعون گفت: آيا پيش از آنكه من به شما رخصت دهم به او ايمان آورديد؟ اين حيله‏اى است كه درباره اين شهر انديشيده‏ايد تا مردمش را بيرون كنيد. به زودى خواهيد دانست. (123) دستها و پايهايتان را به خلاف يكديگر خواهم بريد و همگيتان را بر دار خواهم كرد. (124) گفتند: ما به نزد پروردگارمان باز مى‏گرديم. (125) خشم بر ما نمى‏گيرى، جز آنكه چون نشانه‏هاى پروردگارمان بر ما آشكار شد به آنها ايمان آورديم. اى پروردگار ما، بر ما شكيبايى ببار و ما را مسلمان بميران. (الاعراف)

قَالَتْ يَأَيهَُّا الْمَلَؤُاْ إِنىّ‏ِ أُلْقِىَ إِلىَ‏َّ كِتَابٌ كَرِيمٌ(29) إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ(30)أَلَّا تَعْلُواْ عَلىَ‏َّ وَ أْتُونىِ مُسْلِمِين‏ ــــــ (ملکه سباء ) گفت: اى بزرگان، نامه‏اى گرامى به سوى من افكنده شد. (29) نامه از سليمان و چنین است: به نام خداى بخشاينده مهربان. (30)  بر من برترى مجوييد و در حالی مسلمانی (به تسليم ) نزد من بياييد. (النمل)

وَ وَصَّى بِها إِبْراهيمُ بَنيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ـــــــ  ابراهيم به فرزندان خود وصيّت نمود و نیز يعقوب که : اى فرزندان من! خدا براى شما اين دين را برگزيده است، مبادا بميريد در حالی که مسلمان نیستید (البقرة:132)

فَلَمَّا أَحَسَّ عيسى‏ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاري إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ اشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُون‏ ــــــ چون عيسى دريافت كه به او ايمان نمى‏آورند، گفت: چه كسانى در راه خدا ياران من هستند؟ حواريان گفتند: ما ياران خداييم ؛ به خدا ايمان آورديم. پس شهادت ده به اینکه ما مسلمانیم (تسلیم خداییم) (آل عمران:52)

در این آیات شریفه خداوند متعال عمد دارد که درباره ی متدیّنان تمام ادیان گذشته واژه ی اسلام و مسلمان را به کار ببرد ؛ در حالی که کلمات دیگری نیز هستند که می توانند همین معنا را افاده نمایند.امّا خداوند عمداً این واژه را استعمال می کند تا بفهماند که حقیقت دین یکی است و آن نیز اسلام و تسلیم شدن در برابر خداوند متعال می باشد.