(3/100150545)

پرسش:با سلام فرق بین وحی و توهم در چیست؟

پاسخ:

ـ تفاوتهاي وحي و توّهم

 

1ـ محصول وحي، معارفي و قواعدي است بلند و مترقّي؛ كه گاه صدها سال طول مي كشد تا برخي از آنها را بتوانيم با پيشرفت علم و فلسفه ادراك كنيم. مثلاً راز بسياري از آموزه هاي بهداشتي و طبّي كه رسول خدا(ص) بيان نموده اند، اكنون براي ما قابل فهم شده است؛ و برخي از آنها حتّي در زمان ما نيز قابل فهم نيستند. يا برخي معارف توحيدي كه قرآن كريم بيان نموده، تا زمان ملاصدرا قابل بيان عقلي نبودند؛ تا آن كه جناب ملاصدرا با كشفيّات فلسفي جديد خود، توانست آن معارف بلند توحيدي را قابل فهم عقلاني كند.

امّا محصول توهّم، نه در زمان خودش ارزش علمي و فلسفي دارد نه بعدها چنين ارزشي مي يابد.

 

2ـ نبي، كه گيرنده ي وحي است، همواره شخصي است در نهايت درجه سلامت رواني؛ به گونه اي كه مردم زمانش، بهانه اي براي بيمار رواني تلقّي نمودن او ندارند؛ بلكه همواره دانايان زمان، اقرار به سلامت رواني بي مانند او مي كنند؛ تا آنجا كه مي بينيم خيلي ها به خاطر ويژگي هاي بارز اخلاقي و رواني رسول خدا(ص) به آن حضرت ايمان آورده اند. در حالي كه اهل توهّم، اغلب دچار اختلالات رواني واضحي هستند كه هر انسان نرمالي با اندك توجّهي در حالات او، متوجّه بيمار و ناهنجار بودن او مي شود.

 

3ـ گيرنده ي وحي، براي اثبات ادّعاي خود، معجزه دارد؛ و با آشكار نمودن معجزه، منكران را به مبارزه مي طلبد؛ در حالي كه اهل توهّم نه معجزه دارند و نه مبارز مي طلبند؛ و اگر هم مبارز بطلبند، به راحتي مغلوب مي گردند. چون نهايتش آن است كه اهل شعبده بازي يا سحر هستند؛ و هر دوي اينها را به راحتي مي توان مغلوب ساخت. در حالي كه صاحب اعجاز، شكست نمي خورد. مشركان عرب ادّعا نمودند كه رسول خدا(ص) اهل سحر است. برخي علماي يهود گفتند: اگر او ساحر باشد، نمي تواند در آسمان كاري بكند. چون سحر بر آسمان مؤثّر نيست. لذا از حضرتش خواستند كه ماه را به دو نيم كند؛ و آن حضرت چنين نمود. باز عدّه اي زير بار نرفتند و گفتند: شايد در چشم ما سحر نموده است. پس صبر كردند تا كاروانهاي بيرون از شهر، به شهر رسيدند؛ آنگاه از آنها پرسيدند كه ديشت چه رخ داد؟ گفتند: ماه به دو نيم شده بود. لذا فهميدند كه سحري در كار نبوده است.

حال كدام اهل توهّم است كه چنين كاري از او برآيد؟! كدام اهل توهّم، مرده زنده كرده؟ دريا شكافته؟ عصا را مار نموده است؟ سنگ و درخت را به سخن آورده؟ از ميان انگشتانش آب جوشيده به نحوي كه لشكري را سيراب كند؟ يا كدام اهل توهّمي توانسته است از غيب خبر دهد؟ يا شتري از سخره بيرون آورد؟ يا پرنده اي از گِل بسازد و آن را زنده كند؛ و ... ؟

 

4ـ همواره براي آموزه هاي وحياني، طرفداراني وجود دارند، كه بين آنها، افرادي بسيار شاخص در عقلانيّت و قدرت استدلال ديده مي شود. مثلاً از صدر اسلام تا كنون، هزاران عالم و دانشمند برجسته از وحي بودن قرآن طرفداري نموده و حول قرآن كتابها نوشته اند. در حالي كه توهّمات يا طرفدار ندارند يا اگر داشته باشند، طرفداران آن، افرادي هستند بي مايه و فاقد علم و دانش؛ كه حتّي جرأت شركت در مناظرات عملي را هم ندارند.