(13/100152765)

پرسش: چرابعضي ازپيامبران وامامان معصوم توسط زن يااولادشان موردظلم واقع ميشدند،مثلاامام حسن مجتبي(ع)بااينكه ازهراشتباهي بدوربودندچرابايدبازني ازدواج كندكه اورابه شهادت برساند ياپيامبراكرم(ص)وياپسرحضرت نوح (ع)چگونه ايشان نتوانستندپسرشان راهدايت كنندوبااين وجودچگونه مردم راهدايت ميكردند،وبااينكه براي انتخاب همسر معيارهاي راتعيين كردندچراخوداين عزيزان رعايت نكردند؟

 

پاسخ:

1ـ درباره ازدواج‌هاي ائمه اطهار (عليهم السلام) كه برخي از آنها ناموفق بودند گفتني است كه:

اولا، همان طور كه مي‌دانيم ائمه اطهار (ع) اگر چه علم غيب داشتند ، امّا مكلف بودند كه مثل افراد عادي جامعه زندگي كنند، و از علم غيب خود جز در امور مربوط به امامتشان و بخصوص به عنوان معجزه استفاده ننمايند. پس آنها نيز به هنگام تحقيق در امر ازدواج ، مثل ما افراد عادي ، كاري به باطن افراد نداشتند و طبق ضوابط عرفي تحقيق مي نمودند. پس اگر تحقيقات ظاهري آنها نشان مي داد كه فردي اهل ايمان و صالح است ، ديگر باطن او و حالت آينده ي او را برملا نمي ساختند و طبق همان تحقيق ظاهري عمل مي كردند ؛ همان طور كه ما انسانهاي عادي هم ممكن است در روند تحقيق كسي را صالح تشخيص دهيم ، ولي بعد از مدّتي متوجّه شويم كه آن شخص ، چنان كه تحقيقات ما نشان مي داد نيست. همچنين ممكن است شخص در هنگام تحقيق ، خوب بوده باشد ، ولي بعداً دچار انحرافات عقيدتي يا اخلاقي گردد ؛ چرا كه انسان مختار است و هر لحظه امكان تغيير جهت در زندگي او وجود دارد. بنابراين، تعاليم مربوط به تحقيق در ازدواج، اشتباه و بدون سند معتبر نيستند، هر چند وسواس بيش از حد در اين باره هم صحيح نمي‌باشد.

ثانيا، خداوند انسانها را بي‌اختيار و بي‌اراده نيافريده است. همه ي ما تا آخر عمر از اين موهبت برخورداريم. بسياري از افراد پس از عمري مجاهدت و پرهيزگاري، در ادامه ي زندگي، مسيري ديگر مي‌پيمايند و با اهل بيت (ع) دشمني مي‌ورزند. همسران اهل بيت نيز از اين قاعده مستثني نيستند. آنان نيز ممكن است با واقع شدن در شرايطي، از دوستي با همسر و امام خود بازگردند و با آنان دشمني كنند.

ثالثا، توجه به اين نكته هم حائز اهمّيّت است كه، با توجه به فرهنگ آن روزگار، ازدواج‏ها تنها بر اساس رعايت تناسب و هم كفو بودن انجام نمى‏پذيرفت؛ بلكه گاهى براى اداى احترام به يك شخصيت‏ و يا براى ابراز علاقه يك قبيله به قبيله ديگر و يا جلوگيرى از انتقام قبيله‏اى صورت مى‏گرفت. به طورى كه اگر طرف مقابل نمى‏پذيرفت، به عنوان ردّ احترام و گاهى در حد اعلان تنفّر و جنگ بود. بنابراين اگر چه برخى ازدواج‏ها، براى امامان معصوم بسيار سنگين بود ، ولى بزرگوارى شخصيت ايشان موجب مى‏شد كه آن را بپذيرند. به تعبير ديگر ، اين گونه ازدواجها بيش از آنكه ازدواج به هدف زندگي مشترك باشند ، ازدواجهايي مصلحتي بودند. البته نه مصلحتهاي كوچك و حقير شخصي ، بلكه مصلحتهاي بزرگ ديني يا ملّي كه عدم رعايت آنها مساوي بود با نابودي دين يا نابودي يك قوم يا ملّت. پس در اين گونه جريانات مربوط به بزرگان ، نبايد آنها را با خودمان مقايسه نماييم ، بلكه بايد شرائط خاصّ آنها را هم ملاحظه نماييم.

البته در اين گونه ازدواجها براي امّت اسلام نيز درسهاي بزرگ و اتمام حجّتهايي وجود دارد. چون خداوند متعال با استدلال به همين همسران ناباب اولياي الهي ، بر انسانها احتجاج نموده و خواهد گفت كه هر كه خوب شده به اختيار خود خوب شده و هر كه بد شده ، باز به اختيار خود بد شده است ؛ و شرائط محيطي خوب يا بد ، تأثير تعيين كننده اي در خوبي و بدي انسانها ندارد. لذا خداوند متعال فرمود: « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قِيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ ــــــ خدا براى كسانى كه كفر ورزيده‏اند، زن نوح و زن لوط را مثل آورده كه هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شايسته ي ما بودند ؛ پس به آن دو خيانت كردند و كارى از دست [ شوهران ]آنها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان، به آتش داخل شويد» ( تحريم:10) و نيز فرمود: « وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ ــــــ و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: « پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش!»» (التحريم:11). زنان حضرت لوط و حضرت نوح (ع) با اينكه در بهترين محيط بودند ، ولي اهل جهنّم شدند و در مقابل ، همسر فرعون ، كه بدترين محيط از نظر هدايتي بود ، از زنان برگزيده ي بهشت گرديد. پس اينها مواردي هستند كه نشان مي دهند ، جبر محيط ، حقيقت ندارد و نمي تواند دستاويز برخي افراد ، براي فسق و فجور خودشان باشد.

 

2ـ آيا تربيت نمودن جبري است يا اختياري؟ آيا انبياء با جبر افراد را هدايت مي كنند يا خود افراد مختارند كه هدايت را بپذيرند يا نپذيرند؟

روشن است كه هدايت پذيري و تربيت پذيري امري اختياري است. لذا اگر كسي نخواهد هدايت را بپذيرد، از دست پيغمبر هم كاري ساخته نيست. حضرت نوح(ع) چهار پسر داشت. از آن چهار پسر، سه هدايت شدند ولي يكي هدايت را نپذيرفت و با پدر خويش دشمني نمود. آيا مشكل از نوح(ع) بود از پسرش؟ اگر حضرت نوح(ع) هدايت كردن بلد نبود، سه فرزند ديگرش هم گمراه مي شدند؛ امّا نشدند. چون خودشان مي خواستند كه تابع حقّ باشند. امّا فرزند ديگر آن حضرت، خودش نمي خواست كه تابع حقّ باشد. لذا دنبال هواي نفس خود رفت. اين ويژگي انسان است كه اگر بخواهد راه درست را برگزيند، تمام دنيا هم جمع شوند نمي توانند مانعش شوند؛ و اگر بخواهد راه باطل را برگزيند، از تمام انبياء و ائمه و مربّيان جهان نيز كاري ساخته نيست. كار انبياء و ائمه و ديگر هاديان، دادن آدرس درست و تعليم روش صحيح زندگي است نه تزريق نمودن آن در وجود شخص. انسانها آزادند كه تربيت هاديان الهي را بپذيرند يا نپذيرند؛ حال مي خواهد افراد بيگانه باشند يا آشنا.

لذا جريان پسر نوح خود بهترين دليل است كه كسي به صرف داشتن مربّي خوب و بودن در محيط خوب، انسان خوب نمي شود. كما اينكه جريان همسر فرعون ـ كه از زنان برگزيده است ـ بهترين دليل است كه كسي به صرف قرار داشتن در محيط بد، انسان بد نمي شود. محيط خوب و بد صرفاً زمينه را براي انتخاب ما فراهم مي كنند؛ و چيزي را بر ما تحميل نمي كنند.