(6/100172640)

پرسش: با سلام وتشكر

جواب شما به ايراد اشكال در مورد اينكه نعمات بهشتي در كتاب واحاديث شامل قضيه هرمونتيك مي شود واين نعمات مانند باغات بهشتي وحوري و... براي اعراب بيابان نشين جذاب مي ياشد نه براي مثلا يك اروپايي كه ممكن است در زيباترين نقاط طبيعت زندگي كند چيست؟

 

پاسخ:

مثلاً كدام توصيف از بهشت براي اروپائيان جذّاب نيست؟

آيا اروپائيان از لذّت جنسي بدشان مي آيد؟ آيا از ميوه و مرغ بريان و عسل و شير و آب زلال و باغ و سبزه بدشان مي آيد؟ آيا اروپائيان از لباس زيبا و ظروف طلايي و ... بدشان مي آيد؟ « ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُون‏ ــــ شما را چه مى‏شود؟! چگونه داورى مى‏كنيد؟!»

آب و هوا و طبيعت بهشت مطرح در قرآن كريم ، مطلوب همهي انسانهاي سالم و عاقل روي زمين است و كسي نيست كه طالب آن نباشد. برخي احمقها ادّعا كرده اند كه اسكيموها برف و سرما را دوست دارند نه باغ باصفا را؛ بيابان نشينها نيز عاشق هواي گرم و زمين خشك هستند.

عرض مي شود:

اگر اسكيموي قطب زي طالب هواي سرد است پس براي چه لباس گرم مي پوشد؟ و اگر ساكن مناطق بياباني، طالب گرماي سوزان خورشيد است پس براي چه براي خود سايبان درست مي كند و كولر گازي استفاده مي كند؟

اسكيمو سعي مي كند با لباس و آتش و پناهگاه درست كردن با هواي سرد مبازه كند و بدن خود را در دمايي معتدل نگه دارد. بيابان نشين نيز سعي مي كند با لباسهاي ويژه و با كولر و سايبان و بادگير و سرداب و امثال آنها محيطي معتدل براي خود بسازد.

سوال:

اگر اسكيموها از سرما گريزانند يا اگر بيابان نشينها از گرما گريزانند، پس چرا به مناطق معتدل كوچ نمي كنند؟

پاسخ:

اينكه انسانهاي مناطق بد آب و هوا ، مناطق خود را به راحتي ترك نمي كنند صرفاً به خاطر دوست داشتن آب و هواي آن مناطق نيست بلكه عوامل جانبي فراوان ديگري وجود دارند كه به راحتي اجازه ي كوچ نمودن به مناطق بهتر را به انسانها نمي دهند. مثلاً بنده الآن خيلي دوست دارم در جايي باصفا و سر سبز باشم، امّا نمي توانم شهر بياباني قم را رها كنم؛ چون دوست دارم در مركز علم باشم. لذا به خاطر علم، حاضرم آب و. هواي نامطلوب قم را تحمّل كنم. همچنين آن اندازه پول ندارم كه برم جاي خوبي خانه تهيّه كنم.

انسانها نه طالب هواي بسيار گرمند و نه طالب هواي بسيار سرد ؛ نه طالب باران فراوانند و نه طالب هواي گرم و خشك ، بلكه همه ي انسانها نرمال مي خواهند در شرايطي معتدل زندگي كنند؛ لذا اكثريّت مردم روي زمين بر روي يك كمربند كم عرض آب و هوايي معتدل متمركز شده اند. اگر امكانات افراد اجازه مي داد، همه دوست داشتند معتدلترين نقطه ي كره زمين را براي زندگي خود اختيار كنند؛ ولي چنين امري عملاً غير ممكن است. چون از يك طرف عوامل فرهنگي مانع است ؛ از طرف ديگر عوامل اقتصادي چنين اجازه اي نمي دهد ؛ از سويي نيز مردم ديگر مناطق اجازه نمي دهند ديگران به سوي قلمرو آنها سرازير شوند. همچنين نيازهاي گوناگون انسانها ، در نقاط گوناگون زمين پخش شده و كمتر كسي مي تواند همه ي نيازهاي خود را در يك منطقه پيدا كند. خيلي انسانها هستند كه دوست دارند محيط زندگي خود را عوض كنند و در آب و هوايي بهتر ساكن شوند ولي اينگونه عوامل، مانع چنين اقدامي هستند .براي مثال خيلي از شهر نشينها هستند كه دوست دارند در يك روستاي خوش آب و هوا زندگي كنند ولي حاضر نيستند به روستا كوچ كنند چون رفتن به روستا مساوي است با محروميّت از برخي مزاياي شهر نشيني مثل دانشگاه ، كتابخانه و ...

به فرض ، افرادي يافت شوند كه بهشتي با اوصاف ياد شده در قرآن كريم را دوست نداشته باشند باز مشكلي پيش نمي آيد ؛ چون طبق آيه ي « ... وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي‏ أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُون‏ ـــــ و براى شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هر چه طلب كنيد به شما داده مى‏شود»(فصلت:31) ، نعمتهاي بهشتي تابع اراده و خواست اهل بهشت هستند. به فرض اگر يك اسكيمو دوست دارد در بهشت خودش برف داشته باشد فقط كافي است آن را اراده كند ؛ خواستن همان و پديدار شدن برف همان. و اگر مي خواهد جويي در ميان بهشت او نباشد ، فقط كافي است اراده ي نبود آن را بكند. از روايات اهل بيت(ع) استفاده مي شود كه هر شخص بهشتي ، بهشتي اختصاصي براي خود دارد كه عرض آن برابر با عرض آسمانها و زمين است. لذا هر كس به ميل و اراده ي خود مي تواند بهشت خود را شكل دهد.

البته باز هم تأكيد مي كنم كه انسان نرمال، دوستدار آب و هواي متعدل است، مگر آن كسي نرمال نباشد و مرضي داشته باشد؛ كه چنين كسي هم بايد خود را درمان كند.