(2/100209474)

پرسش:

با سلام ، مگر نه اينكه قرآن كتابي است كه در تمام دوران كاربرد دارد و به روز است. پس مثلا: آيه اي كه مي گويد همسران پيامبر مانند مادران شمايند و ازدواج با آنها حرام است را چگونه مي توان با مسائل روز تطبيق داد؟ با تشكر

 

پاسخ:

1ـ كاربرد قرآن چيست؟ قرآن در هر عصري، كتاب انسان سازي است. تك تك آيات آن نيز در انسان سازي نقش دارد؛ امّا تك تك آياتش را تك تك افراد نمي فهمند؛ بلكه برخي آيات را برخي افراد مي فهمند. البته افراد ديگر هم اگر عامل به قرآن شده و در مراتب انساني بالا رفتند، آنها نيز به اسرار آيات پي مي برند.

2ـ آيات مورد بحث.

« النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ في‏ كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُهاجِرينَ إِلاَّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلى‏ أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفاً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً ـــ پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها(مؤمنان‏) محسوب مى‏شوند؛ و خويشاوندان نسبت به يكديگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرّر داشته اولى هستند، مگر اينكه بخواهيد نسبت به دوستانتان نيكى كنيد(و سهمى از اموال خود را به آنها بدهيد)؛ اين حكم در كتاب(الهى) نوشته شده است.» ‏(الأحزاب:6)

« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى‏ طَعامٍ غَيْرَ ناظِرينَ إِناهُ وَ لكِنْ إِذا دُعيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسينَ لِحَديثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيي‏ مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيي‏ مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظيما ـــــ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما براى صرف غذا اجازه داده شود، در حالى كه(قبل از موعد نياييد و) در انتظار وقت غذا ننشينيد؛ امّا هنگامى كه دعوت شديد داخل شويد؛ و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد، و(بعد از صرف غذا) به بحث و صحبت ننشينيد؛ اين عمل، پيامبر را ناراحت مى‏نمايد، ولى از شما شرم مى‏كند(و چيزى نمى‏گويد)؛ امّا خداوند از(بيان) حق شرم ندارد! و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را(بعنوان عاريت) از آنان‏ (همسران پيامبر) مى‏خواهيد از پشت پرده بخواهيد؛ اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است! و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد كه اين كار نزد خدا بزرگ است.» (الأحزاب:53)

الف: اين آيات، حاوي مطالب متعدّدي است كه يكي از آنها اين است كه زنان پيامبر(ص) در حكم مادر مسلمين هستند. پس اگر بر فرض، اين مطلب هم در زمان ما مصرفي نداشت، باعث نمي شد كه آيه بي مصرف شود.

ب: ازواج رسول الله(ص) در حكم مادران ما هستند. و طبق حكم قرآن، احترام مادر واجب است، حتّي اگر گناهكار يا كافر هم باشد. پس از اين آيه، اين حكم استنباط مي شود كه احترام زنان رسول الله(ص) واجب است حتّي اگر دست به كارهاي ناشايست بزند. بر همين اساس بد كه بعد از جنگ جمل، علي(ع) عايشه را مجازات نكرد و با احترام به مدينه بازگرداند. چون مادر انسان حتّي اگر با انسان دشمني هم بكند، بايد احترامش را حفظ نمود. در زمان ما نيز همين حكم جاري است؛ يعني همين الآن نيز ما حقّ نداريم به عايشه اهانت كنيم. درست است كه او در جريان جنگ جمل، 17 هزار مسلمان را به كشتن داد و فتنه هاي متعدّدي را به راه انداخت، امّا در هر حال، حكم مادر ما را دارد. لذا حقّ داريم از دستش آزرده شويم امّا حقّ نداريم به او اهانت كنيم؛ همان گونه كه اگر مادر خودمان با دشمني كند، حقّ نداريم به او اهانت كنيم.

ج: چرا اين آيات نازل شدند؟

چون برخي اصحاب مثل طلحه گفت: بعد از رفات رسول الله(ص) با عايشه ازدواج خواهم كرد. اين گفتار در زمان حيات رسول الله(ص) يك نوع اهانت ناموسي به آن حضرت بود. و از طرف ديگر، طلحه مي خواست با سوء استفاده از عنوان عايشه (عنوان همسر پيغمبر بودن) مردم را دور خود جمع نموده و حاكم بر جامعه شود. لذا خداوند متعال با تحريم ازدواج با همسران پيامبر(ص) نقشه ي طلحه را نقش بر آب كرد. البته طلحه با ترفندهاي ديگري توانست از عنوان عايشه سوء استفاده كند، امّا اگر مي توانست با او ازدواج كند، سوء استفاده هاي خيلي بزرگتري مي توانست بكند.

حال اين ماجرا به چه درد امروز ما مي خورد؟

اين آيات، چندين استفاده دارند.

استفاده نخست آن كه يكي از اختلافات ما با اهل سنّت در عدالت صحابه است. اهل سنّت، تمام اصحاب را عادل مي دانند ولي شيعه معتقد است كه برخي اصحاب، عدالت نداشته اند. و ما امروز با شأن نزول اين دو آيه، ثابت مي كنيم كه برخي از صحابه عدالت نداشتند، تا آنجا كه يكي از اصحاب در زمان حيات خود آن حضرت به ايشان جسارت ناموسي كرده و مي گويد كه بعد از وفاتش همسرش را همسري خواهم گرفت. روشن است كه مرد غيور از شنيدن چنين مطلبي آزرده مي شود، كه در آيه با صراحت آمده كه رسول الله(ص) از اين رفتار آزرده شد. و در آيه ي 57 احزاب آمده : « إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهينا ــــ آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركننده‏اى آماده كرده است.» پس آن صحابي كه چنان جسارتي نمود، طبق اين آيه، ملعون است.

پس يكي از استفاده هاي اين آيات آن است كه ما با استفاده از آنها، بطلان يكي از عقائد اهل سنّت را اثبات مي كنيم.

استفاده ي دوم اين آيات آن است كه به ما مي فهماند مراقب افراد سوء استفاده كننده باشيد. همان گونه كه عدّه اي قصد داشتند با همسران رسول خدا(ص) ازدواج نموده و از موقعيّت آنها سوء استفاده هاي سياسي بكنند، در عصر ما نيز چه بسا كساني هستند كه سعي دارند از طريق ازدواج با زنان يا دختران افراد بانفوذ، براي خودشان جاي پايي در دنياي سياست درست كنند. مثلاً فلاني دخترش را به پسر فلان رئيس جمهور قالب مي كند تا خودش را در دولت جا دهد، و مقاصد خود را از آن جايگاه عملي سازد. يا كسي مي رود با دختر فلان مرجع تقليد كه جايگاهي در نظام سياسي دارد ازدواج مي كند تا براي خودش موقعيّتي كسب نموده دست به كارهاي ديگر بزند. در همين نظام خودمان كما بيش داريم و داشتيم دامادها و پدر خانمها و ... كه با سوء استفاده هاي اين مدلي، صدماتي به نظام و كشور زدند.

استفاده ي سوم اين است كه بر هم زدن عوامل وحدت جامعه، حرام است. رسول خدا(ص) در اواخر عمرشان براي چه با تعداد زيادي زن ـ كه هر كدام از قبيله اي بودند ـ ازدواج نمودند؟ قصد حضرتش اين بود كه قبايل گوناگون را با هم متّحد كند؛ چون قبايل عرب، داماد را از خود مي دانستند؛ و براي هر قبيله اي افتخار بزرگي بود كه رسول خدا(ص) دادماد آن قبيله باشد. لذا وقتي آن حضرت خودشان را داماد مشترك قبايل مختلف قرار دادند، تمام آن قبايل، در يك نقطه به هم وصل شدند. قصد حضرت آن بود كه از اين طريق، تمام آن قبايل را در يك افتخار بزرگ متّحد سازند؛ افتخاري كه از هر افتخار قبيله اي ديگري براي قبايل عرب مهمتر بود. حال اگر خداي تعالي اجازه مي داد كه همسران رسول خدا(ص) بعد از آن حضرت، با كسان ديگري ازدواج كنند، اين كانون وحدت از بين مي رفت. از همين كار خدا نتيجه مي گيريم كه حفظ وحدت و حفظ عوامل وحدت، بسيار مهمّ و بر هم زدن آن، گناه بسيار بزرگي است. آنگاه اين حكم كلّي را به ديگر عوامل وحدت جامعه هم سرايت مي دهيم.

ملاحظه مي فرماييد كه با نگاه عالمانه به اين گونه آيات، مي توانيم براي زمان خودمان نيز از آنها درس بگيريم.