(1/100178282)

پرسش:لطفا ايماني پاسخ گويد:

سلام!

درباره ماجرا بلعيدن نهنگ حضرت يونس ع را چند سوال داشتم(كه البته از يك سايت ضد اسلامي برداشت شده است.):

-آيا امكان داره يك ماهي انساني را زنده زنده و بدون آسيب ببلعه؟!!

- آيا حضرت يونس ع درون معده و شكم يك ماهي بدون اكسيژن مي تواند زنده بماند؟!!

- حضرت يونس ع با انزيم هاي معده ماهي چه مي كرده؟!

- حضرت يونس ع چگونه آب و غذاي مور نياز خود را تامين مي كرده ؟!!

- اين چگونه ماهي است كه بر خلاف طبيعتش ابتدا حضرت يونس ع را بدون هيچ اسيبي مي بلعد و مجددا بدون هيچ آسيبي از بدن خود خارج مي كند؟!!

- در قرآن داريم اگر حضرت يونس ع استغفار نمي كرد ! تا قيامت در شكم ماهي مي ماند!!

- جلل الخالق اين ماهي چگونه مي توانسته تا قيامت زندگي كند؟!!

- آيا حضرت يونس ع هم در شكم ماهي زنده مي ماند تا روز قيامت ؟!!

 

پاسخ:

1ـ آيا حضرت يونس(ع) مي توانست از گلوي يك ماهي عبور كند؟

تا ماهي چه چه نوع ماهي باشد؛ اگر آن ماهي، نهنگ آبي سي متري باشد، يك انسان كه سهل است، يك كاميون هم به راحتي از گلوي آن عبور مي كند.

يك نهنگ سي متري يعني حيواني كه طولش به اندازه ي ارتفاع يك ساختمان تقريباً هفت طبقه است. آيا مجاري غذايي چنين حيواني آن اندازه بزرگ نيست كه بتواند يك انسان را از خود عبور دهد؟ نهنگ قاتل يا اُركا كه جزء نهنگهاي كوچك محسوب مي شود، بين 6 تا 9 متر طول دارد، و يك فك را ـ كه به اندازه ي گوسفند است ـ به راحتي مي بلعد؛ بدون جويدن؛ چون نهنگها امكان جويدن ندارند. حال ببينيد يك نهنگ آبي غول پيكر ـ كه بزرگترين موجود زنده ي دنياست ـ چه گلوي گشادي خواهد داشت. نهنگ آبي بزرگترين پستاندار كره زمين است كه وزن آن به 100 تا 150 تن و طول آن به 25 تا 30 متر مي رسد. علت نامگذاري اين گونه نهنگ، رنگ آبي خاكستري ويژه ي آن است. قلب بزرگترين نهنگ آبي كه تاكنون يافت شده به بزرگي يك اتومبيل و طول زبان اين حيوان به اندازه ي بدن يك فيل است؛ و همچنين تخمين زده اند كه با هواي بازدم اين حيوان مي توان 2000 بادبادك را باد كرد. متوسط عمر اين جانور 80 سال است. سرخ رگهاي اين حيوان به قدري بزرگند كه يك انسان به راحتي مي تواند از آنها عبور كند.

بزرگوارا! حيواني كه درون سرخ رگ او به اندازه ي هيكل يك انسان فضا باشد، ببينيد مجاري گوارشي و تنفّسي آن به چه اندازه اند.

 

2ـ آيا يونس(ع) وارد معده ي نهنگ شد؟

به فرض كه آن حضرت وارد معده ي اين حيوان شده است، معده ي چنين حيواني به قدري بزرگ است، كه يك انسان مي تواند بين چين و چروكهاي آن گير كند يا از قسمتي از آن آويزان شود و در شيره ي معده ي آن نيفتد. البته معلوم هم نيست كه يونس(ع) وارد معده ي نهنگ شده باشد، بلكه از قرائن پيداست كه وارد معده اش نشده است.

طرّاح اشكال از كجا يقين نموده كه يونس(ع) وارد فضاي گوارشي نهنگ شده است؟ چه بسا آن حضرت وارد مجاري تنفسي آن شده و در يكي از لوله هاي هوايي ريه ي نهنگ مستقرّ شده است. با اين فرض، اوّلاً آنجا چيز خطرناكي نيست تا تهديدش كند. ثانياً دائماً اكسيژن وارد آن مي شود. چون نهنگها بر خلاف ديگر آبزيان، شش دارند نه آبشش؛ و براي تنفس از هوا استفاده مي كنند نه از آب. لذا كسي كه وارد مجاري تفنسي يك نهنگ شود، كمبود هوا نخواهد داشت؛ كما اينكه كمبود جا هم نخواهد داشت؛ چون مجاري تنفسي يك نهنگ و داخل ششهاي آن به اندازه ي كافي فضاي خالي وجود دارد، به قدري كه حتّي دهها نفر هم به راحتي در آن جا مي گيرند. باز دقّت داشته باشيد كه نهنگ، آبشش ندارد بلكه شش دارد و مثل موجودات خشكي، هوا تنفس مي كند. ثالثاً خروج از ريه ي نهنگ به طور طبيعي تقريباً امكان ندارد؛ چون داخل لوله هاي هوايي اوّلاً صاف است، ثانياً لزج و ليز مي باشد و رابعاً لوله ي هوايي اصلي آن عمودي است؛ چون مجراي تنفسي نهنگ روي سر آن قرار دارد؛ اين سوراخ هوايي در نهنگ آبي به قدري بزرگ است كه يك انسان بالغ به راحتي مي تواند درون آن بيفتد. پس آن حضرت به طور طبيعي نمي توانسته از لوله ي هوايي نهنگ بيرون آيد؟ قرآن هم نفرموده كه خودش بيرون آمد؛ بلكه خود ماهي(نهنگ) او را بيرون آنداخت. همان گونه كه اگر خلطي در لوله هاي هوايي ما جمع شود يا شيء خارجي وارد لوله هاي هوايي ما شود، دچار عطسه مي شويم، و با عطسه آن امور زائد را خارج مي كنيم، نهنگ نيز در اين حالت دچار عطسه مي شود. در اين حالت است كه يونس(ع) را به بيرون پرتاب مي كند. البته چنين نيست كه شيء داخل شده در مجاري تنفسي، لزوماً به محض ورود با عطسه خارج شود؛ بلكه در مواردي روزها طول مي كشد تا بدن بتواند آن را دفع كند. وقتي شيء داخل شده در مجاري تنفسي به ديواره ها بچسبند و خارج نشوند، بدن با ترشحات خاصّي ديواره هاي لوله هاي هوايي را لغزنده مي كند تا بتواند شيء زائد را دفع كند.

البته شكّ نيست كه آن حضرت در اين مدّت دچار ضعف خواهد بود. لذا طبق آيات، حضرتش بعد از خروج از بدن نهنگ چند روزي ناتوان بود و با خوردن كدويي كه در ساحل و بالاي سرش روييده بود توانش را باز يافت.

امّا چگونه ممكن است يك انسان در مجاري تنفّسي نهنگ بيفتد؟

اگر كسي در لبه ي كشتي ايستاده باشد و نهنگي با سر به كشتي برخورد كند، احتمالش زياد است كه فرد از لبه ي كشتي سقوط نموده و در مجراي تنفسي نهنگ بيفتد؛ چون نهنگ وقتي روي آب مي آيد اين مجرا اوّلاً كاملاً باز است. ثانياً در حال دم (كشيدن هوا به درون ششها) است. لذا اگر كسي در اين حال روي سر نهنگ سقوط كند، احتمالش زياد است كه به درون مجاري تنفسي او بيفتد.

 

3ـ آيا تا كنون ديده شده كه موجودي در شكم موجود ديگر بتواند زنده بماند؟

بلي در دنياي واقعي مواردي از زندگي موجودات زنده در شكم موجود ديگر گزارش شده است.

الف: كرمهاي گوناگوني وجود دارند كه در دستگاه گوارش انسان زندگي مي كنند؛ مثل كرم كدو و كرم آسكاريس. اينها با اينكه موجوداتي زنده و گوشتي هستند ولي در شيره ي معده و روده از بين نمي روند.

ب: به گزارش زير توجّه فرماييد.

خارج شدن مار۲متري از شكم يك خانم.

اين زن كه باتريشا نام دارد پس از خوردن ماهي خام و بزرگي در يكي از رستورانها، درد شديدي از ناحيه ي شكم احساس مي كند. اين زن ۳۶ ساله فوراً به بيمارستاني در نيويورك منتقل شد. به گفته پزشكان، در حين معاينه به طور مستمر حالت استفراغ داشت.

به نقل از روزنامه البيان امارات، پزشكان پس از معاينه، متوجه حركت موجود زنده اي در درون شكم وي شدند و پس از آنكه شكم وي را شكافتند ماري به رنگ سياه و سفيد پيدا كردند كه طول آن تقريبا دو متر بود. اين روزنامه در ادامه ي گزارش خود افزود: پزشكان و پرستاران با مشاهده ي اين مار، وحشت زده شدند و باتريشا نيز اكنون درحالت بهبودي است.

توجّه:

درد شكم اين زن ربطي به وجود مار نداشته بلكه ماهي خام موجب درد او شده و در مراجعه به پزشك، معلوم شده كه ماري هم در شكم اوست.

چگونه يك مار وارد شكم مي شود؟

نوزاد كوچ مار، به خصوص مارهاي آبي، در حالت شنا يا غير آن مي توانند داخل رحم زن شده و به آرامي بزرگ شوند. همچنين در شرائط نادري ممكن است از راه مقعد وارد دستگاه گوارشي تحتاني شوند.

همچنين احتمالش وجود دارد كه كسي تخم مار را بلعيده باشد و تخم، بعد از رسيدن به روده تبديل به جنين مار شود.

در مواردي قورباغه هم از شكم برخي افراد خارج شده است.

زندگي كردن زالو در داخل بدن انسان هم امر رايجي است. اين جاندار، اغلب در قسمتهاي فوقاني دستگاه گوارش يا قسمتهاي فوقاني دستگاه تنفس داخل مي شود. اين پديده در افرادي كه مستقيماً با دهان از آب چشمه يا رودخانه مي خورند بيشتر ديده مي شود. چون زالو اغلب در آبهاي سرد زندگي مي كند و ممكن است موقع خوردن آب وارد بدن شود.

البته اين موارد را ذكر نكرديم كه بگوييم جريان يونس(ع) نيز از اين قبيل بوده، بلكه صرفاً خواستيم گوشزد كنيم كه زنده ماندن يك موجود زنده در بدن يك موجود زنده ي ديگر، امر غير ممكني نيست. وقتي يك مار دو متري بتواند مدّتهاي مديدي در بدن يك انسان زنده بماند، يك انسان در مجاري تنفسي يك نهنگ آبي 30 متري به نحو اولي مي تواند زنده بماند.

 

4ـ اگر يونس(ع) استغفار نمي كرد، تا قيامت در بطن ماهي مي ماند.

آيا عقلاً محال است كه يك ماهي چندين هزار سال عمر بكند؟ اگر محال عقلي است، برهانش را بفرماييد. همين الآن در روي زمين، درختاني وجود دارند كه بيش از ده هزار سال عمر كرده اند، در حالي كه همنوعهاي آن حدود صد سال يا 150 سال عمر مي كنند. حتّي در ايران خودمان هم درختاني با عمرهاي غير عادي وجود دارند.

براي نمونه چند مورد از عمرهاي غير عادي را ذكر مي كنيم.

ـ سرو ابركوه

سرو ابر كوه يكي از ميراث هاي طبيعي ايراني مي باشد كه ثبت ملي شده است. اين درخت غول پيكر در قسمت جنوب غربي شهر واقع شده و شهرت و اهميت تاريخي به شهر ابركوه داده است. متخصّصين عمر اين درخت را چهار هزار سال و يا بيشتر تخمين زده اند. اين درخت داراي تنه‌اي به قطر حدود 5/4 متر ، شاخه هايي به قطر 85/1 متر و ارتفاع 35 متر است.

عمر درخت سرو بطور طبيعي چيزي در حدود 150 سال است. پس عمر چهار هزار ساله ي اين درخت غول پيكر ، بر خلاف روال عادي است. محيط رشد اين درخت نيز تفاوتي با درختان اطراف خود ندارد.

ـ سرو منگاباد

سرو منگاباد يكي ديگر از ميراث هاي طبيعي ايراني مي باشد كه ثبت ملي شده است. اين درخت كهنسال با عمر ۱۴۰۰ سال و قطر ۱۸۰ سانتيمتر در استان يزد شهرستان مهريز و شهر مهريز قرار دارد .

اين سرو در محله منگاباد مهريز واقع در 9 كيلومتري مغرب شاهراه يزد به كرمان واقع است كه هم اكنون به عنوان يكي از آثار ديدني مهريز مورد بازديد عموم مردم قرار مي گيرد. ارتفاع اين سرو 26 متر و محيط بدنه ي آن 5 متر مي باشد.

ـ چنار كرخنگان

كرخنگان از توابع شهرستان خاتم و چنار كرخنگان با شماره ثبت ۱۰ در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است. اين اثر با ۱۵۰۰ سال قدمت ۳۵۰ سانتيمتر قطر دارد . ارتفاع اين درخت حدود ۲۰ متر و تنه ي درخت اصلي شكافته و به پنج قسمت تقسيم شده است و آثاري از سوختگي طبيعي در وسط تنه درخت ديده مي شود.

مردم منطقه معتقدند كه اين درخت مقدس مي باشد و هر صد سال يك بار خود به خود آتش مي گيرد.

ـ چنار تنگ چنار

تنگ چنار از توابع مهريز در استان يزد، با شماره ثبت 11 قدمتي 1200 ساله دارد اين چنار تك پايه 19 متر ارتفاع و3 متر قطر و 11 شاخه فرعي دارد.رشد اين درخت به تازگي كند شده و در قسمت دروني تنه نوعي چوب خوار يا موريانه مشهود است. اين درخت از نظر موقعيت جغرافيايي در محاصره ي دو كوه واقع شده و از دير باز محل استراحت مردم در ماه هاي گرم سال بوده است.مردم معتقدند كه اين درخت هر هزار سال يك بار آتش گرفته ودوباره احياء مي شود.

غير از اين درختان ، درختان تاريخي ديگري نيز در كشورهاي ديگر وجود دارند كه بعضي از آنها بالغ بر شش هزار سال عمر دارند.

در مكزيك درخت سروي وجود دارد كه عمرش 2000 سال است.

در آمريكا درختي به نام مادر جنگل وجود دارد كه درازاي آن 300 قدم و قطر ساق آن در نزديك زمين 300 قدم و ضخامت پوست آن 18 انگشت است.

در كاليفرنيا درخت كاجي هست به طول 300 قدم كه محيط آن 30 قدم مي باشد و عمرش به 6000 سال مي رسد.

عجيبتر از همه درختي در شهر اورتاوا در جزيره تتريف ، يكي از جزاير كانادا ، مي باشد. محيط اين درخت به قدري است كه اگر 10 نفر دور آن دستهاي خود را باز كنند باز تمام تنه ي آن را احاطه نمي نمايد.

يكي از دانشمندان گياه شناس در تعيين عمر اين درخت كه «عندم » نام دارد ، اظهار عجز كرده مي گويد : فهم بشر از كشف اين راز عاجز است و نمي تواند به تقريب هم بفهمد كه «عندم اورتاوا» چند سال عمر كرده است. همين قدر مسلّم است كه اين نهال كهنسال قرنها پيش از خلقت انسان در كار نشو و نما بوده تا به اين اندازه در آمده است. عجيبتر اين كه دانشمندان گياه شناس ، عندم اورتاوا را از صنف درخت نمي دانند بلكه آن را از جنس نوعي گياه زنبقي يعني گياهاني كه پياز دارند (مثل پياز گل نرگس و سنبل) مي دانند.

امّا عمر طولاني تنها اختصاص به درختان ندارد ؛ بلكه در ميان حيوانات نيز مواردي از طول عمر ديده شده است.

دانشمندان شوروي سابق ،در جمهوري ياكوشك نزديگ قطب شمال نوعي حلزون پيدا كرده اند كه از چندين هزار سال قبل از تاريخ تا حال زنده مانده است. و ماهيهايي كشف كرده اند كه عمر آنها را سه ميليون سال تخمين زده­اند. در يخهاي قطبي ماهي منجمدي پيدا كردند كه وضع طبقات يخ آن نشان مي­داد مربوط به پنج هزار سال قبل است و ماهي نيز زنده بود. برخي از نهنگ ها نيز تا 1700 سال عمر كرده اند.

با اين چند نمونه كه ذكر شد ملاحظه مي فرماييد كه عمر طولاني بر روي كره ي زمين يك پديده ي ناممكن نيست. بلي بسياري از موجودات زميني ، موفّق به چنين زندگيهاي درازي نمي شوند ؛ ولي ديده شدن چند نمونه از چنين عمرهايي نشان مي دهد كه عمر طولاني براي موجودات زميني ، امري است ممكن.

آيا براي خداي قادر مطلق، غير ممكن است كه نهنگي را هزاران سال زنده نگه دارد؟!!

از اينها گذشته، خداوند متعال نفرمود آن ماهي تا قيامت زنده مي ماند. اين فرض ممكن است كه يك نهنگ، يونس(ع) را در مجاري تنفسي خود حمل كند تا پايان عمرش و در نزديكي هاي پايان عمر، او را از بيني خود كه در پشتش قرار دارد، به هوا پرتاب كند، و آن حضرت در مجراي تنفسي يك نهنگ جوان سقوط نمايد و بارها اين قضيّه تكرار شود.

از اينها گذشته، قيامت دو اصطلاح دارد. قيامت صغري و قيامت كبري. قيامت كبري، لحظه ي مرگ جهان است و قيامت صغري، قيامت هر فردي است كه همان مرگ است. لذا رسول الله (ص) فرمودند: « ... إِنَّ أَحَدَكُمْ إِذَا مَاتَ فَقَدْ قَامَتْ قِيَامَتُهُ يَرَى مَا لَهُ مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَر ــــ همانا وقتي يكي از شما مي ميرد قطعاً قيامتش برپا شده است؛ لذا مي بيند آنچه براي او خير يا شرّ است. » و باز فرمودند: « مَنْ مَاتَ فَقَدْ قَامَتْ قِيَامَتُه‏ ـــ هر كس كه مرد، قطعاً قيامتش برپا شده است.»

وقتي شخص مي ميرد، خورشيد و ماه برايش تاريك مي شوند. ستارگان در نظرش فرو مي ريزند، آسمان در نظرش گداخته مي گردد و ... . تمام آنچه براي قيامت كبري ذكر شده، شخص محتضر آن علائم را در حال احتضار مشاهده مي كند، به نحو تمثّل.

بر اين اساس، چه بسا منظور خداي تعالي از « لَلَبِثَ في‏ بَطْنِهِ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ » مرگ حضرت يونس(ع) بوده باشد. چون ورود به برزخ، بعث اصغر است، همان گونه كه ورود از برزخ به آخرت، بعث اكبر مي باشد. و مراد از يوم، روز متعارف نيست، بلكه مراد، ظرف ظهور است. برزخ، ظرف ظهور بعث اصغر و آخرت، ظرف ظهور بعث اكبر است.

 

5ـ فرموده ايد: « آيا حضرت يونس ع هم در شكم ماهي زنده مي ماند تا روز قيامت ؟!!»

خداوند به شما حكمت عطا كند!

مگر براي موجود زنده، مردني هم هست؟! مردن يعني زنده تر شدن.

حتّي اگر نهنگ و يونس(ع) مي مردند بازهم يونس(ع) در شكم ماهي، زنده مي ماند. چون نهنگ، صورت برزخي دارد و يونس(ع) نيز كذلك؛ لذا ممكن بود كه آن حضرت ـ اگر استغفار نمي كرد ـ در شكم ماهي بميرد و در برزخ، در شكم ماهي برزخي محشور شود. همان گونه كه افرادي كه مال حرام خورده اند، در عالم برزخ، آن اموال حرام را در شكم خويش خواهند يافت، و باطن آن اموال، آتش است.

 

6ـ سخني با طرّاح سوالات و نقّال نيز في حكمه.

« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً »

كسي از كنار مغازه ي عطر فروشي گذر مي كرد، ناگهان سرش گيج رفت و بر زمين افتاد. مردم دورش حلقه زدند و هر كسي نظري مي داد. كسي كه او را مي شناخت، سريع رفت و مقداري پشكل خر پيدا كرد و جلوي بيني آن بيچاره گرفت. مرد، في الحال به هوش آمد و سرخوش شد.

از مرد علاجگر پرسيدند كه اين چگونه مداوايي بود؟ گفت: اين مرد را من مي شناسم. او كارش پاك كردن شكمبه ي حيوانات است؛ لذا با بوي پشكل حيوانات انس دارد و طبعش با ضدّ آن ـ كه بوي عطر باشد ـ انسي ندارد. از اين رو تا بوي عطر به مشامش رسيد، طبعش منزجر گشت و از حال رفت.

حكيمان از قصص قرآن، حكمت صيد مي كنند و ... ها مي گويند: « جلّ الخالق اين ماهي ... ؟»

حقّا كه مولايم چه نيكو فرموده است: « الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِه ـــ شخص در زير زبانش مخفي است.»

افراد، ندانسته اعتقادات حقيقي خويش را آشكار مي كنند. چه بسا مؤمني كه باطنش كافر است و چه بسا كافري كه باطنش مؤمن است. ابليس بعد از شش هزار سال چنان مي كند. بلعم باعور بعد از آن همه عبادت چنان مي شود. و حرّ بن يزيد رياحي و فضيل عياض و بُشر حافي چنان مي شوند. خدا عاقبت همه ي ما را ختم به خير كند.

بزرگوارا! چون حقير را مي شناسي و بنده هم برايت ارزش قائلم عرض مي كنم: باطن خويش را در ياب قبل از آنكه كار دستت دهد! « إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرين.»

حتّي اگر نقّال هم هستي، باز باطن خويش را درياب! « اتَّقُوا ظُنُونَ الْمُؤْمِنِينَ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الْحَقَّ عَلَى أَلْسِنَتِهِم.‏» و «اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»