(1/100114897)-  

پرسش:كتاب روح مجرد علامه طهراني چه موردي يا مسأله اي دارد که بعضيها به اين کتاب ايراد مي گيرند؟ لطفا مرا در اين موضوع راهنمايي كنيد.

پاسخ:

1ـ اين كتاب كه توسّط علامه ي شهير محمدحسین حسینی طهرانی نوشته شده در حقيقت يادنامه ي استادش سيدهاشم حداد مي باشد كه به تأييد بزرگان و نامداران وادي سير و سلوك الي الله عالمي بوده جليل و عارفي بوده كبير. اين محبّ دلسوخته خدا و اهل بيت از جمله شاگرادان عارف شهير آية الله آقا سيد علي قاضي (قدس سرّه) بوده و مثل ديگر شاگردان آيةالله قاضي ، نظير آيةالله بهجت و علّامه طباطبايي از مكتب عرفاني وي تبعيّت مي نموده كه اساس آن پيروي بي چون و چرا از شريعت و مودّت اهل بيت (ع) مي باشد.محور اصلي اين كتاب اختصاص به شرح حالات سيد هاشم حداد دارد لكن در ضمن بحث اصلي اشاراتي نيز به مباحث متعدّد عرفاني شده است.

2ـ امّا مخالفت برخي افراد با اين كتاب ، يك مخالفت ويژه و مخصوص به اين كتاب نيست بلكه اين مخالفتها در راستاي مخالفت اين افراد با هر گونه نوشتار عرفاني است ؛ لكن از آنجا كه اين كتاب به زبان فارسي است آتش اعتراضات نسبت به آن داغتر مي باشد. در اين كتاب تعابيري در مورد سيد هاشم حداد و ديگر عرفا به كار رفته كه از نظر ناآشنايان به اصطلاحات عرفاني ممكن است بد برداشت شود ؛ در حالي كه نزد اهل فنّ تعابيري مجاز مي باشند ؛ براي مثال علامه ي طهراني در حقّ وي گفته اند: حضرت آقای حاج سیدهاشم ... در لاافق زندگی می‏کرد؛ آنجا که از تعیّن برون جسته و از اسم و صفت گذشته و جامع جمیع اسماء و صفات حضرت حق متعال به نحو اَتَمّ و اکمل شده ...  ؛ اسفار اربعه را تماما طی نموده و به مقام انسان کامل رسیده بود. هیچ یک از قوا و استعدادات در جمیع منازل و مراحل سلوکی از ملکوت اسفل و ملکوت اعلی پیمودن و گردش کردن در ادوار عالم لاهوت نبود، مگر آنکه در وجود گرانقدرش به فعلیت رسیده بود.»

روشن است كه اين سخنان براي افراد ناآشنا با اصطلاحات عرفا قابل هضم نيست و چنين افرادي ممكن است چنين بپندارند كه علامه طهراني مقامات ويژه ي اهل بيت (ع) و يا حتّي خدا را براي مرحوم حداد نسبت داده است ؛ در حالي كه چنين نيست. از منظر عرفاني تك تك موجودات عالم ، مظاهر جميع اسماء خدا هستند لكن در هر موجودي اسم يا اسماء خاصّي غلبه ي ظهور دارد و محال است در موجودي جز انسان همه ي اسماء ظهور يكسان داشته باشند ؛ از اين رو ، تنها انسان بالفعل مشرّف به خلعت خليفةاللّهي شده است و از همين روست كه خداوند متعال در آيه 31 بقره فرمود: « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها » و اين در حالي است كه مقام آدم(ع) پايين تر از اهل بيت (ع) مي باشد. اگر مظهر تامّ اسماء الله شدن به معني برابري وجودي با اهل بيت (ع) باشد در آن صورت حضرت آدم (ع) نيز بايد هم رتبه ي اهل بيت باشد در حالي كه نيست. سرّ مطلب اين است خود انسان كامل بودن و مظهر تامّ اسماء الله شدن نيز داراي مراتب است ؛ همه انبياء و اوصياء مظاهر تامّ اسماءالله و انسان كامل مي باشند ولي مظهريّت تامّ همه در يك سطح نيست ؛ يعني همه ي اين بزرگواران تمام قواي وجودي خود را بالفعل نموده اند و هيچ استعداد شكوفا نشده اي در وجودشان باقي نمانده است لكن استعداد اين بزرگواران همه در يك سطح نبوده ، لذا بعد از فعليّت تامّ يافتن نيز همه در يك سطح نخواهند بود. در ميان غير انبياء و اوصياء نيز هر كس تمام استعدادهاي وجودي خود را بالفعل نموده باشد انسان كامل است لكن رتبه ي وجودي او هيچگاه به رتبه ي وجودي انبياء و اوصياء نخواهد رسيد.

3ـ امر ديگري كه ممكن است به مخالفت مخالفين با اين كتاب دامن زده باشد ، دفاعيّاتي است كه علاّمه طهراني از برخي مشاهير عرفان نظير محي الدين ابن عربي كرده و با ارائه ي دلائلي ، از تحريف عبارات وي پرده برداشته و نيز با مداركي سعي نموده اند تشيّع وي را اثبات نمايند.