(418/100147207)

 پرسش: منظور از درك و فهم نظري چيست؟ آيا همان درك و فهم عقلي هست؟ اما (درك حقيقي) چيست؟ درك نظري وقتي با ايمان همراه بشه، به عمل مي انجامد. اين ميشه درك حقيقي. درسته؟ ايمان چيست؟ اصلا× ميزان سنجش (ايمان) چيست؟ رابطه بين (اراده) و (اعتقاد) و (ايمان) چيست؟ توضيح كلامي و فلسفي كاملي مي خواستم.

 

پاسخ:

1ـ تعبير درك و فهم نظري تعبير چندان جالبي نيست؛ بهتر است گفته شود: گزاره هاي نظري يا علم نظري يا مدركات نظري يا مفاهيم نظري. علم يا گزاره ي نظري در مقابل گزاره يا علم بديهي است. گزاره ها بر دو گونه اند؛ برخي از آنها نياز به فكر كردن و اثبات نمودن ندارند؛ چون بديهي و روشن هستند؛ امّا تعداد زيادي از گزاره ها، بديهي نيستند؛ بلكه بايد اكتساب شوند؛ و در مواردي كه محتاج استدلال هستند، بايد اثبات شوند. اين قبيل گزاره ها را گزاره هاي نظري مي نامند. اثبات نيز گاه با استدلال عقلي است، گاه با استدلال تجربي است، گاه با استدلال به سبك ارائه ي اسناد و شواهد است و ... . لذا علم نظري يا گزاره ي نظري، لزوماً علم عقلي يا گزاره ي عقلي نيست.

 

2ـ علم، چه بديهي و چه نظري، وقتي تبديل به اعتقاد يا ايمان شد، آنگاه به مرحله ي عمل مي رسد.

3ـ در يگ گزاره، موضوع و محمولي وجود دارد؛ مثلاً وقتي مي گوييم: « خدا ناظر اعمال است.» خدا، موضوع، و «ناظر اعمال» خبر است. «است» هم رابطه يا نسبت را مي رساند. اگر كسي در ذهنش ـ ذهن اعمّ از عقل است ـ ثبوت محمول براي موضوع را پذيرفت، او علم دارد. اگر افزون بر پذيرش ذهني آن، آن را باور قلبي هم كرد، او ايمان دارد. مثلاً خيلي ها علم دارند كه مرده بي خطر است، امّا چند نفر حاضرند شب را پيش يك مرده بخوابند؟ روشن است، كمتر افرادي چنين جرأتي دارند. امّا مرده شورها حتّي بين صدها مرده هم شب را راحت مي گيرند مي خوابند؛ چون ايمان دارند كه مرده بي خطر است. يا خيلي ها يقين دارند كه انسان مي تواند روي يك ديوار بلند به عرض سي سانتي متر به راحتي راه برود؛ چون روي زمين هم انسان روي مقدار عرض راه مي رود؛ امّا اكثر انسانها مي ترسند روي چنين ديواري راه بروند؛ امّا بندبازها روي چنين ديواري حتّي چشم بسته مي توانند بدوند. اين يعني ايمان.

4ـ ميزان سنجش ايمان در امور ديني، فتنه ها و مصائب و معركه ها هستند. آنكه ايمان حقيقي دارد، در فتنه ها و مصائب و معركه ها خود را نمي بازد. مثلاً جريان كربلا يك ترازوي ايمان بود. جنگ تحميلي رژيم بعث بر ضدّ كشورمان يك ترازوي ايمان بود. فتنه ي سال 88 يك ميزان ايمان به ولايت فقيه بود، كه عدّه اي از مدّعيان دفاع از ولايت فقيه هم در آن مردود شدند.

5ـ اعتقاد دو گونه است؛ اعتقاد ذهني و اعتقاد قلبي، اگر اعتقاد حقيقتاً قلبي باشد، همان ايمان است. از ايمان، اختيار بر مي آيد، كه همان انتخاب بر اساس ايمان است. اين اختيار را تصديق به فايده يا اختيار فعلي هم مي گويند. آنگاه از اختيار، ميل و انگيزه ناشي مي شود، كه آن را شوق مؤكّد هم مي گويند. از شوق و ميل نيز اراده نمودار مي شود. از پي اراده مغز به كار مي افتد و فرمان عمل را صادر مي كند و اعضاء دست به كار مي شوند. چنين كاري را مي گويند كار اختياري؛ چون در رأس آن اختيار قرار گرفته است.