(7/100117366)-   

پرسش:آيا قياس منطقي و علمي تفاوت دارند؟ آيا قياس کلي به کلي مورد قبول همه فلاسفه است يا فقط مورد قبول فلاسفه اسلامي؟ چرا که در تعريف قياس آمده از کل به جزء رسيدن اگر اين شکل قياس مورد قبول همه فلاسفه نيست و فقط در ميان فلاسفه اسلامي رايج است فلاسفه اسلامي چه دليلي براي يقيني بودن آن دارند؟

پاسخ:

قیاس ، شکلی از استدلال می باشد که در آن از دو قضیّه به عنوان مقدّمه  استفاده می شود ؛ به نحوی که اگر درستی آن دو مقدّمه پذیرفته شود بالذّات لازم می آید قضیّه ای سومی نیز به عنوان نتیجه پذیرفته شود.

باید توجّه داشت که قیاس کاری با محتوای قضایا ندارد بلکه مراد از آن تنها قالب استدلال می باشد که به طور کلّی چهار قالب دارد که به اشکال قیاس معروف شده اند. (جهت اطّلاع بیشتر به کتب منطقی مثل منطق صوری ، دکتر خوانساری ، مراجعه فرمایید.)

رایجترین شکل قیاس ، قیاس شکل اوّل می باشد که خود داری چهار زیر گونه بوده به این صورت بیان می شود:

1ـ هر الف ، ب است ؛  و  هر ب ، ج است ؛ پس هر الف ، ب است.

2ـ هر الف ، ب است ؛  و  هیچ ب ، ج نیست ؛ پس هیچ الف ، ج نیست.

3ـ بعضی الف ها ، ب هستند ؛ و هر ب ، ج است ؛ پس بعضی الف ها ، ج هستند.

4ـ بعضی الف ها ، ب هستند ؛ و هیچ ب ، ج نیست ؛ پس بعضی الف ها ، ج نیستند.

در این گونه استدلال ، هر جا از بعض استفاده شده ، قضیّه ی جزئیّه می باشد. و مراد از جزئی ـ نه جزء ـ همین است نه مصادیق خارجی . ملاحظه می فرمایید که جزئی به این معنا نیز ، در حقیقت از نوعی کلّیّت برخوردار است و چه بسا شامل بیش از یک مورد خاصّ می شود. همچنین ملاحظه می فرمایید نتیجه همواره جزئی نیست ، بلکه گاه جزئی و گاه کلّی می باشد. لذا اینکه گفته شود در قیاس از کلّی به جزئی می رسیم ، نادرست می باشد. 

قیاس منطقی بسته به محتوای قضایای به کار رفته در آن ، به پنج قسم تقسیم می شود.

قیاس برهانی: که محتوای آن همواره قضایای یقینی می باشند. لذا نتیجه ی آن نیز یقینی است. فلسفه و ریاضیّات ، همواره از چنین قضایایی استفاده می کنند. بخشی از استدلالهای کلامی نیز از این سنخ می باشد.

قیاس جدلی:  قیاسی است که محتوای آن قضایای مسلّمه می باشند ؛ که طرف مقابل در برابر آن تسلیم می باشد ؛ چه اقامه کننده ی قیاس جدلی آن را یقینی بداند یا نداند. برخی از استدلالهای علم کلام از این سنخ می باشد.

قیاس خطابی: محتوای قضایا در این نوع قیاس ، معمولاً از مظنونات ، مقبولات و مشهورات می باشد.

قیاس شعری: محتوای قضایا در این نوع قیاس ، مخیّلات می باشد. توجّه شود که مراد از شعر در اصطلاح منطق اعمّ از شعر مطرح در ادبیّات مباشد.

قیاس مغالطه: قضایای به کار رفته در این نوع قیاس ، اغلب قضایای مشبّهه می باشند که در ظاهر یقینی می نمایند ولی در حقیقت یقینی نیستند.

از بین این اقسام پنجگانه ی قیاس تنها موردی که یقین آور می باشد ، قیاس برهانی است و تنها این قسم در فلسفه کاربرد دارد.

قیاسهایی که در علوم تجربی به کار می روند ، از نظر صاحبان این علوم قیاس برهانی است ؛ ولی از نظر حکما ، به جز اندکی از این قیاسها ، باقی آنها غیر برهانی می باشند. چون بسیاری از مقدّمات قیاسات علوم تجربی ، قضایایی فرضی یا استقرائی می باشند و یقینی بودن آنها ثابت نشده است.

در خاتمه عرض می شود که در علم منطق ، استدلال مرکّب ( مرکّب از دو یا چند قضیّه ) ، دارای سه قسم می باشد: قیاس ، تمثیل ، استقراء . امّا کلمه ی قیاس در علم اصول فقه ، به تمثیل نیز اطلاق می شود. لذا وقتی علماء اصول می گویند: قیاس ، حجّت نیست ، منظورشان تمثیل می باشد.

(جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به کتب منطقی)