(46/100100890)-   

پرسش:بهترين کتابهاي دکتر شريعتي را به بنده معرفي کنيد.( لازم است با قلم و عصاره افکار ايشان آشنا شوم و وقت مطالعه همه آثارشان را ندارم.)

 (21/100112983)-   

پرسش:آيا دكتر شريعتي معتقد به اسلام يك بعدي بود؟( با توجه به حديثي به اين مضمون كه اسلام جز مبارزه نيست.)

پاسخ:

دكتر شريعتي از جمله انقلابيوني است كه نقش بسزايي در مبارزه ی مردم ايران عليه نظام طاغوتي داشته است ؛ آثار ايشان نيز نكات قابل استفاده ی فراوانی براي دين پژوهان دارد ؛ لكن مطالعه ی آثار ايشان براي كساني كه تخصّص كافي در علوم اسلامي ندارد توصيه نمي شود ؛ و چه بسا مطالعه ی آثار ايشان براي كساني كه تازه مي خواهد اسلام و تشيّع را عميقتر بفهمد آفاتي داشته باشد ؛ چرا كه :
1 ـ دكتر شريعتي تحصيلات آكادميك اسلامي نداشته است ؛ و اطلاعات ايشان از اسلام و تشيع از دو راه عمده حاصل شده بود . أ ) از راه شركت در كلاسهاي شرق شناسان و اسلام شناسان غربي نظير ماسينيون و گورويچ در فرانسه : روشن است كه يك اسلام شناس غير مسلمان و بلكه ملحد و منكر خدا نمي تواند به معني واقعي كلمه اسلام شناس باشد ؛ اين گونه افراد صرفا گزارشگر اسلام بوده اند ؛ آنهم از ديدگاه خودشان. ب) از راه مطالعه ی شخصي : اين راه براي كسب اطلاع از اسلام وتشيّع خوب است ولي آشكار است كه براي رسيدن به عمق اسلام و تشيّع اين راه كافي نيست ؛ كسي كه تحصيلات اسلامي بالايي ندارد ، با مطالعه ی شخصي مي تواند بسياري از حقايق را دريابد ، ‌ولي نمي تواند كتب عميق و علمي يك دين و مذهب را که دارای اصطلاحات خاصّی است به درستی ادراک نماید ؛چرا که درک درست این گونه كتب تخصّصی و علمي نيازمند تدريس و تدرّس مي باشند ؛ و شاید تا حدودی همین ناکامی دکتر شریعتی در درک کتب تخصصی علوم اسلامی بوده که باعث شده ایشان با نگاه تخصصي به اسلام و تشيع ميانه ی خوبي نداشته باشند. به هر علت و دلیلی دکتر شریعتی اطلاعات تخصصی از اسلام نداشته است ؛ و به شدّت با علوم تخصصی اسلام  مخالف بوده است ؛ در حالي كه اين كتابهاي تخصّصي علوم اسلامي هستند كه در طول قرنها مورد نقد و بررسي علما قرار گرفته و پخته و سخته شده اند ؛بر خلاف کتب غیر تخصصی که چندان اعتمادی به درستی آنها نیست.

2. اکثر کتب دکتر شریعتی حاصل سخنرانیهای ایشان در زمان رژیم طاغوت است ؛ لذا بیشترین همّ و غم ّایشان در این سخنرانیها  تشویق و تشجیع جوانان برای مخالفت با رژیم استبدادی شاه بوده است ، نه بیان همه جانبه ی حقایق اسلام و تشیع ؛ ایشان در این سخنرانیها بیشتر روی عناصر و آموزه های ضد استبدادی اسلام تکیه می کردند ؛ و عمدتاً به جنبه های انقلابی اسلام توجه داشتند ؛ در حالی که اسلام تنها در همین وجه خلاصه نشده دین ذو ابعادی است ؛ و شناخت واقعی اسلام آن است که حدّ الامکان  همه جانبه باشد. اینکه برخی گفته اند وی معتقد به اسلام یک بعدی بوده نیز به همین معناست که او اسلام را تنها به عنوان عامل انقلاب و استبداد و استعمار ستیزی می دانست. در برخی از نوشته هایش به این جمله ی منسوب به امام حسین (ع) نیز اشاره دارد که: « انَّ الْحَياةَ عَقيدَةٌ وَ جِهادٌ  ـــ همان زندگی عقیده و جهاد است». امّا حقیقت این است که چنین عبارتی از هیچ معصومی نقل نشده و این جمله به غلط به امام حسین (ع) نسبت داده شده است. شهید مطهری درباره ی این عبارت فرموده اند: « اين جمله‏اى كه اخيراً به نام امام حسين عليه السلام معروف شده كه:« انَّ الْحَياةَ عَقيدَةٌ وَ جِهادٌ » عرض كردم كه در هيچ مدركى از مدارك اسلامى چنين جمله‏اى از امام حسين عليه السلام نقل نشده است، بنابراين سند ندارد. اين جمله‏معنايش هم درست نيست و با منطق امام حسين جور در نمى‏آيد. منطق اسلام اين نيست كه زندگى اين است كه انسان يك عقيده‏اى داشته باشد و در راه عقيده‏اش جهاد كند. در اسلام صحبت عقيده نيست، صحبت «حق» است. زندگى اين است كه انسان حق را پيدا كند و در راه حق جهاد كند. اين مسئله كه در راه عقيده بايد جهاد كرد، يك فكر فرنگى است.» (‏مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى ، ج‏23، ص244)

3. در زمان دکتر شریعتی یکی از تفکّرات رایج  در بین روشنفکران تفکر مارکسیستی بوده است ؛ این طرز تفکر در افکار و آثار دکتر شریعتی نیز به وفور به چشم می خورد ؛ به نحوی که می توان گفت ایشان مروّج اسلام مارکسیستی بوده اند . برخی از اساتید مورد علاقه ی  ایشان در فرانسه نیز گرایشات مارکسیستی داشته اند ؛ و دکتر شریعتی به شدّت تحت تأثیر افکار آنها بوده است . لذا افرادی که تخصّص کافی در علوم اسلامی ندارند بعید است که بتوانند از آثار ایشان اسلام خالص را به دست آورند.

شهید مطهری در نقد کتاب « حسین وارث آدم » که دکتر شریعتی نوشته اند ، فرموده اند : « این جزوه ... نوعی روضه ی مارکسیستی است برای امام حسین که تازگی دارد. » باز نوشته اند: « امام حسین این جزوه همان امام حسین مظلوم و محکوم روضه خوانهاست که هیچ نقشی در تاریخ ندارد ، با این تفاوت که امام حسین روضه خوانها لااقلّ سفره ی گریه ای برای توشه ی آخرت پهن کرده و امام حسین این جزوه ـ به وسیله ی روضه ها و گریه ها ـ ابزاری است در دست جناح حاکم برای بهره کشی طبقه ی محکوم. » ( حماسه حسینی ، استاد مطهری ، انتشارات صدرا ، چاپهای دو جلدی ، ج2 ، ص 255 ـ 257 و چاپهای سه جلدی ، ج3 ، ص305)

4. روش تحقیق ایشان در اسلام شناسی و شیعه شناسی نیز روش کارکردگرایی صرف است ؛ آنهم کارکردگرایی در حیطه ی جامعه شناسی نه کارکردگرایی مطلق ؛ یعنی ایشان تنها به آموزه هایی از اسلام توجه نموده اند که کارکرد اجتماعی داشته اند ؛ لذا در مواردی برخی از آموزه های قطعی اسلام را به بهانه ی اینکه کارکرد اجتماعی ندارند مورد نقد قرار می دهند ؛ در حالی که آن آموزه ها هم کارکردهای ویژه خود را دارند ؛ و قرار نیست که همه ی آموزه های اسلام کارکرد اجتماعی داشته باشند.

بهترین روش برای شناخت یک دین ؛ ترکیبی از روش واقع نگری و کارکردگرایی مطلق است .یعنی ابتدا باید حقّانیت یک دین و آموزه های آن را به دست آورد و آنگاه اقدام به کشف کارکردهای آن نمود ؛ اما متاسفانه دکتر شریعتی نه تنها از روش واقع گرایانه استفاده نمی کند بلکه در مواردی این روش را مورد مذمت قرار می دهد .

مشکلات ریزتری  نیز در آثار مرحوم شریعتی وجود دارد ، که مطالعه آثار ایشان را برای افراد مبتدی نامناسب می کنند ؛ اما به ذکر همین مشکلات  عمده بسنده می کنیم .

5. در بین کتب دکتر علی شریعتی ، کتاب اسلام شناسی (در سه جلد) با شماره های 16 ، 17 ، 18 جامعترین کتاب وی و تقریباً حاوی اکثر باورهای ایشان است. همچنین کتاب شماره 4 ایشان با نام « بازگشت » از این جهت که آخرین کتاب ایشان بوده و دست نوشته است دارای اهمّیّت می باشد.

شهید مطهری درباره ی کتاب اسلام شناسی شریعتی فرموده اند: « این جزوه مانند غالب نوشته های نویسنده از نظر ادبی و هنری اعلی است و از نظر علمی متوسّط است و از نظر فلسفی کمتر از متوسّط و از نظر دینی و اسلامی صفر است. « (استاد مطهری و روشنفکران ، انتشارات صدرا ، ص34)