(7/100104365)

پرسش:اينجانب در رشته حسابداري مشغول به فعاليت هستم ولي از آنجائيکه علاقه شديدي نسبت به فعاليتهاي مسجد دارم چند سالي است که تحقيقاتي هر چند ناچيز را را در مورد کار فرهنگي در مسجد شروع کردم، مقايسه هاي کردم بين کارهاي بسيار منظم و برنامه ريزي شده صنعتي که در کارخانجات صورت مي گيرد و فعاليتهاي که بسيار بي برنامه و غير منظم و مقطعي در مساجد و کلاً فرهنگي بسيج و کانون فرهنگي و مسجد و ... صورت مي گيرد.

به اين نتيجه رسيدم که ما نقشه جامع کارفرهنگي نداريم و هر کدام از ما وظيفه خودش را نمي داند. فرضاً اگر احکام، اخلاق و اعتقادات سه عنصر اصلي در آموزشات ديني هستند و هر کدام از اين عناصر داراي شاخ برگهاي بسياري، کدام يکي ازاين عناصر شاخ و برگ شده پيشنياز و کدام هم نياز ديگر عناصر است درست مثل يک چارت تحصيلي چهار ساله که در دانشگاه ارائه مي شود و شما تا روز آخر دروسي را که بايد بگذرانيد را مي دانيد و از ترتيب و زمان و ... ديگر آن همان روز اول اطلاع پيدا مي کنيد . فرضاً ميدانيد که رياضي 1 پيش نياز کدام دروس است. کار را بايد از کجا شروع کرد و وظيفه ما در مسجد آموختن کدام يکي از اين موارد است.

براي توليد يک قطعه صنعتي دهها نقشه و مراحل ارزيابي (در قالب ISO ) گذاشته مي شود ولي براي کار به اين دقيقي که با روح و اعتقادات مردم سرو کار دارد هيچ برنامه نباشد.

غرض بنده از اين عرايض اينکه:

1- افکار خود را براي شما نوشتم تا ايرادات افکار را بفرمائيد .

2- آيا اين فعاليت که احکام ، اخلاق و اعتقادات را به صورت شاخ و برگ تهيه شده و هم نياز و پيش نياز آموختن اين علوم را تهيه کرده باشند و اهم و مهم را تعيين کرده باشند انجام شده است ؟ کجا؟ آيا جائي را مي شناسيد که بتواند در اين زمينه مسجدمان را ياري دهد.

 

پاسخ:

1ـ مشکل شما در اینجاست که مسجد را با دانشگاه مقایسه کرده اید؛ که قیاسی است نادرست. چون دانشگاه یک جایگاه طرّاحی شده برای آموزشهای خاصّ برای افرادی خاصّ است، در حالی که مسجد این گونه نیست. در مسجد، از کودکان هفت ساله تا پیرمردهای نود ساله و از پیش دبستانی تا دکتری مخاطب وجود دارد؛ و به کسی هم نمی توان گفت که در فلان کلاس حاضر نشو ! البته می توان گفت؛ لکن تجربه ثابت نموده که چنین گفتنی ایجاد مشکل می کند. در حالی که افراد حاضر در یک کلاس دانشگاهی، چنین نیستند. در دانشگاه، جایگاه رییس و معاون و کارمند و استاد و استادیار و دانجشوی سال اوّل سال دوم و ... کاملاً مشخّص است؛ و کسی مجاز نیست از حدّ خود تجاوز کند. امّا در مسجد، چنین قالبهای تعریف شده ای وجود ندارند؛ و نمی توانند هم وجود داشته باشند. لذا بارها دیده ایم که حتّی وقتی هیئت امنای مسجد هم می خواهند ادای رییس و رئسا را دربیاورند با واکنشهای منفی نوجوانان و جوانان مسجدی مواجه می شوند. حتّی روحانی مسجد هم نمی تواند از سطحی بالاتر مخاطبان خود را مورد خطاب قرار دهد. چون مردم وقتی وارد مسجد می شوند، باورشان این است که اینجا رییس و مرئوسی وجود ندارد.

اگر بخواهیم دانشگاه را با معادل دینی آن مقایسه کنیم، آن معادل، مسجد نیست بلکه حوزه ی علمیّه است. در حوزه های علمیّه، ابتدا سطح عمومی خوانده می شود که مدّت آن شش سال می باشد. در این دوره، ابتد ادبیّات عرب (صرف و نحو و معانی و بیان) خوانده می شود که معمولاً سه سال طول می کشد؛ و در این سه سال ادبیّات عرب از کتابهای ساده تر شروع و به کتابهای تخصّصی ختم می شوند. البته در کنار ادبیّات عرب، برخی دروس دیگر همچون منطق، اخلاق، عقائد و احکام نیز در حدّ نسبتاً ابتدایی خوانده می شوند تا طلبه برای کلاسهای بالاتر آماده شود. از سال چهارم، ادبیّات تمام می شود و فقه و اصول محور کار قرار می گیرد؛ و البته باز دروس دیگری همچون اخلاق، آشنایی ابتدایی با فلسفه و آشنایی متوسّط با علم کلام (علم عقائد) و نیز آشنایی با تاریخ و تفسیر  و ... تدریس می شوند. بعد از این دوره، طلّاب وارد سطح بالاتری می شوند که دروس اصلی آن عبارتند از: فقه و اصول فقه؛ و در کنار آن، دروس دیگر مثل تفسیر، اخلاق، عقائد و ... با یک روال از آسان به سخت، همچنان ادامه می یابند. البته این برای طلّابی است که نمی خواهند وارد شاخته های تخصّصی شوند. امّا آنهایی که بخواهند می توانند از سال هفتم حوزه  وارد شاخه های تخصّصی شوند. افرادی که وارد دوره های تخصّصی می شوند، همچنان دوره ی عادی دروس حوزوی را همراه با سایر طلّاب ادامه خواهند داد؛ لکن فقط فقه و اصول را با سایر طلّاب می خوانند و از دروس جنبی معاف می شوند؛ و به جای آن وارد یک رشته ی خاصّ از علوم حوزوی نیز می شوند. مثلاً برخی ها، تخصّصی نهج البلاغه می خوانند. برخی دیگر تخصّصی مهدویّت؛ برخی دیگر تخصّصی کلام اسلامی؛ بعضی ها تخصّصی فلسفه ی اسلامی؛ برخی دیگر تخصّصی تاریخ و ... . در هر کدام از این شاخه ها نیز کتابهای مربوطه مثل کتب دانشگاهی، طبق یک منطق علمی و در چهار چوب یک برنامه ریزی حساب شده خوانده می شوند. و البته روشن است که این روش را نمی توان در مساجد پیاده نمود.

خلاصه آنکه:

مدل دانشگاه و حوزه ی علمیّه برای مساجد جوابگو نیست. چون:

ـ اهل مسجد مثل دانشجویان و طلّاب، طیف مشخّصی نیستند و به صورت منظم نیز سر کلاسها حاضر نمی شوند.

ـ در مساجد افرادی که بتوانند کادر علمی کلاسها را در سطح مطلوبی تأمین کنند کم پیدا می شوند. مثلاً اگر شما بخواهید یک کلاس عقائد منسجم برگذار کنید کمتر موفّق می شوید کسی را پیدا کنید که در علم عقائد استاد باشد؛ و بخصوص کمتر می یابید کسی را که در تمام شاخه های کلام تخصّص مطلوب را داشته باشد. و دشوارتر آنکه علم عقائد، پیش نیازهایی چون منطق، فلسفه، تاریخ ادیان و مذاهب، تاریخ اسلام و ... دارد که در مسجد نمی توان آنها را ارائه نمود. لذا در مساجد به تعلیم حدّ ابتدایی عقائد بسنده می شود تا افراد طالب، آماده شوند برای ورود به کلاسهای تخصّصی که در حوزه های علمیّه موجودند.

ـ در مساجد، سلایق گوناگون حاکمیّت دارند؛ و ماهیّت آزاد مساجد نیز این اجازه را به کسی نمی دهد که قوانین سفت و سختی در آن حاکم کند. چون مردم الزامی ندارند که به مسجدی خاصّ بیایند. لذا به محض آنکه احساس کنند در فلان مسجد تحکّم وجود دارد، به مسجدی دیگر می روند. لذا به سختی می توان در مسجد نظم و نظام دانشگاه و حوزه را پیاده نمود.

ـ مسجد محلّ تبلیغ (تعلیم برای تزکیه) است و دانشگاه و حوزه علمیّه محلّ تعلیم. و تبلیغ با تدریس فرق دارد؛ در تدریس، یاد دادن مدّ نظر است؛ امّا در تبلیغ، یاد دادن مقدّمه است برای باوراندن. تدریس یک نظم و نظام ویژه دارد و طبق یک چهارچوب از پیش تعیین شده باید پیش رود تا نتیجه ی مطلوب حاصل گردد؛ امّا تبلیغ، اگر چه یک چهار چوب کلّی دارد، امّا چهارچوب کاملاً شسته و رفته ای ندارد. چرا که تبلیغ، تابع شرائط گوینده، شنونده، محیط تبلیغ و امکانات موجود است.

 

2ـ برای کلاسهای دایر در مساجد، بهتر آن است که از کتابهای ساده و غیر تخصصی استفاده شود؛ به نحوی که احتیاجی به مباحث پیش نیاز نداشته باشد؛ یا پیش نیازهای آن بسیار اندک و آسان باشد. برای این منظور ابتدا یک ساختار کلّی ارائه نموده و در ادامه کتابهایی را خدمت حضرت عالی معرّفی می کنیم؛ که برخی از آنها می توانند متن آموزشی و برخی دیگر، متن مطالعه قرار گیرند.

کلّ مباحث دینی را می توان در دو بخش کلّی جاسازی نمود که عبارتند از:

ـ عقائد؛ اموری که جنبه ی نظری دارند.

ـ احکام ؛ که دستورالعملهای دینی اند برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت. خود احکام نیز به دو بخش احکام فقهی و احکام اخلاقی تقسیم می شوند. البته این تفکیک، اعتباری است و مرز مشخّصی بین احکام فقهی و اخلاقی وجود ندارد.

لذا در تقسیمات مشهور، مباحث دینی را در سه بخش، عقائد، احکام و اخلاق طبقه بنده می کنند؛ و لفظ « احکام » را فقط درباره ی احکام فقهی به کار می برند.

روشن است که از حیث منطقی، بحث عقائد مقدّمه و اساس است برای دو بخش دیگر؛ و در دو بخش دیگر، احکام نقش پایه دارد برای اخلاق. امّا در مقام تعلیم و تبلیغ، هر سه بخش باهم باید پیش روند.

البته افزون بر این سه بخش، مطالب فراوان دیگر نیز در کتاب و سنّت موجودند که آنها نیز در راستای همین سه بخش قابل ارزیابی اند. مثلاً برخی از مسائل تاریخی، در خدمت اصل امامت قرار می گیرند، و برخی دیگر در خدمت نبوّت و ... .

عقائد:

عقائد اسلامی در سه بخش ـ به ترتیب منطقی ـ قابل دسته بنده اند؛ که عبارتند از:

خداشناسی، راهنماشناسی، فرجام شناسی

خداشناسی:

در بحث خداشناسی، ابتدا باید از حقیقت وجود بحث شود؛ و فرق بین وجود و ماهیّت روشن گردد، تا دو مفهوم اساسی « واجب الوجود» و « ممکن الوجود» به درستی فهمیده شوند؛ و البته در همین بحث، معنی درست قانون علیّت نیز روشن خواهد شد. آنگاه باید معلوم شود که منظور از خدا چیست؟ در مرحله سوم باید اثبات نمود که چنین خدایی وجود دارد و فرض عدم برایش محال می باشد. در مرحله ی چهارم، یگانگی او اثبات می شود. ابتدا یگانگی او به معنی غیر مرکّب بودن؛ و در ادامه، یگانگی او در بی مانند بودن. پس از آن نوبت می رسد به بحث از اسماء و صفات الهی؛ و اینکه اسماء و صفات الهی، در واقع عین هم و عین ذات خدا می باشند؛ و تفاوت آنها مفهومی است. و از جمله ی اسماء و صفات الهی، حکیم بودن اوست که حتماً باید اثبات شود. چون در بحث نبوّت مورد نیاز خواهد بود. صفت دیگر، ربوبیّت و الوهیّت است که فصل ممیّز موحّدین و مشرکین است. و در همینجا از توحید در ربوبیّت هم بحث می شود. و از آنجا که در عدل الهی بین اشاعره و عدلیّه (معتزله و شیعه) اختلاف نظر جدّی وجود دارد، بحث از عدل نیز مهمّ می باشد. لذا عدل، یک اصل جداگانه نیست؛ بلکه از فروعات اصل توحید می باشد. در انتها از خالقیّت خدا و نحوه ی ارتباط او با خلائق بحث می شود؛ و در همینجا توحید افعالی یا توحید در خالقیّت مورد بحث قرار می گیرد.

راهنماشناسی:

پس از اثبات حکیم بودن خدا، اصل نبوّت (نبوّت عامّ) اثبات می شود؛ و همینجا از عصمت نبی نیز بحث خواهد شد. پس از آن نبوّت خاصّه (مصداق نبی) مطرح می شود؛ که عمده راه اثبات آن، معجزه می باشد؛ لذا بعد از بحث نبوّت عامّه و بیان براهین آن، بحث از معجزه مطرح خواهد شد تا در شناخت مصداق نبی از آن مدد بگیریم. بعد از اثبات نبوّت رسول الله(ص) با استناد به اقوال آن بزرگوار، خاتمیّت اسلام و قرآن نیز اثبات می شود. بعد از آن بحث امامت مطرح می شود که امتداد نبوّت است در تمام شئون نبوّت، غیر از دریافت وحی تشریعی. لذا اصل امامت (امامت عامّه)، اصلی جداگانه نیست؛ بلکه از توابع منطقی بحث نبوّت و خاتمیّت می باشد.

در بحث امامت، ابتدا تعریف آن از نظر شیعه و سنّی بحث می شود. آنگاه با نظر به کلام شیعه و سنّی، ضرورت وجود امام مورد بحث قرار می گیرد. سپس با توجّه به تعریف امام، صفات امام از قبیل عصمت، اعلمیّت و افضلیّت امام مورد بحث واقع می شود؛ و بعد از آن بحث می شود از اینکه امامت به نصب الهی است نه به انتخاب مردم. آنگاه نوبت می رسد به بحث امامت خاصّه (تعیین مصداق اوّلین امام بعد از رسول الله(ص) )؛ که در این موضع از طریق آیات و روایات و با نظر به صفات امام، دنبال مصداق اوّل آن می گردیم.

فرجام شناسی:

بعد از اثبات حکمت و عدل خدا و نیز نبوّت خاصّه و امامت خاصّه، با دلائل عقلی و نقلی، ضرورت معاد اثبات می شود. آنگاه بحثی مطرح می شود در باره ی عالم تجرّد؛ و از جمله عالم برزخ. بعد از آن بحث می شود از تجرّد نفس آدمی و حقیقت مرگ. سپس بحث معاد جسمانی مطرح می شود. و در ادامه شبهات معاد را بررسی می کنیم و براهین ردّ تناسخ را مطرح نموده، بعد از آن بحث رجعت را بررسی می کنیم. بعد از این مباحث، مباحثی مطرح می شود درباره ی فشار قبر و حساب و شهود و میزان و صراط و شفاعت و احباط و تکفیر و ... .

 

کتابهایی ساده در باب عقائد

ـ اصول عقائد(توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد)، تألیف محسن قرائتی

ـ امامت در ده درس: همراه با پرسش ویژه طلاب، دانشجویان و مراکز آموزشی، ناصر مکارم شیرازی

ـ در جستجوی خدا، ناصر مکارم شیرازی

 ـ اعتقاد ما: شرح فشرده ای از عقاید شیعه امامیه، ناصر مکارم شیرازی

 ـ پنجاه درس اصول عقاید برای جوانان، ناصر مکارم شیرازی

 ـ آفریدگار جهان، ناصر مکارم شیرازی

ـ اصول عقائد، ناصر مکارم شیرازی

 

احکام:

در باب احکام، آنچه مهمّ می باشد این است که نوجوانان و جوانان، در حدّ رساله های عملیّه ی مراجع بزرگوار، احکام شرعی خود را بدانند. البته پاره ای اصطلاحات فقهی است که لازم است متعلّمان عزیز آنها را بدانند. اصطلاحاتی که در رساله های عملیّه استعمال دارند. نظیر احتیاط واجب، احتیاط مستحبّ، علی الاحوط ، واجب عینی، واجب کفایی، واجب تخییری و ... . برای این منظور، کتابهای آموزشی خوبی وجود دارند که ذیلاً معرّفی می کنیم.

 ـ آموزش احکام (سطح متوسط) ویژه برادران: مطابق با فتاوای مراجع بزرگ تقلید ، پدیدآورنده: محمدحسین فلاح زاده

 ـ آموزش احکام (سطح متوسط) ویژه دختران: مطابق با فتاوای مراجع بزرگ تقلید، پدیدآورنده: محمدحسین فلاح زاده

این دو کتاب، مناسب برای نوجوانانی است که اطّلاع سطح بالایی از احکام شرعی ندارند. این دو کتاب، هم به صورت مطالعه ی شخصی قابل استفاده اند؛ هم به درد تدریس احکام در مساجد می خورند.

 ـ آموزش فقه، پدیدآورنده: محمدحسین فلاح زاده

 این کتاب برای سطح بالاتری طرّاحی شده، و بعد از دو کتاب سابق، قابل استفاده می باشد. چاپی از این کتاب که در آبان 1388 منتشر شده، کاملتر از چاپی است که در فروردین 1388 منتشر شده است.

 

اخلاق:

در زمینه ی اخلاق، سه نحوه بحث وجود دارد. 1ـ اخلاق 2ـ علم اخلاق 3ـ فلسفه اخلاق

فلسفه ی اخلاق به درد مطرح نمودن در مساجد نمی خورد. چرا که بحثی است به شدّت تخصّصی و نیازمند به اطّلاعات فلسفی بالا.

علم اخلاق، اگر چه در مساجد قابل طرح می باشد، امّا کتابهای مناسب در این باره وجود ندارد. اغلب کتابهای علم اخلاق، کتابهایی هستند سنگین؛ مثل معراج السعادة ، جامع السعادات، اخلاق ناصری، کیمیای سعادت و ... .

امّا بحث اخلاق، که مصادیق عینی اخلاق و افعال و صفات اخلاقی را به مخاطب منتقل می کند، بحثی است مناسب با فضای مساجد؛ و پیش نیازهای خاصّی نیز نمی خواهد. در این رابطه، کتابهای زیادی نیز وجود دارند.

 

ـ راه کارهای عملی آموزش اخلاق و مهارت های زندگی، احمد ابراهیمی

ـ مراحل شکل گیری اخلاق در کودک (با تاکید بر رویکردهای تحولی) روان شناسی رشد، عبدالعظیم کریمی

این دو کتاب مناسب برای مربّیان اخلاق در مساجد می باشند.

ـ یکصد موضوع اخلاقی در قرآن و حدیث: شامل سیصد آیه و هفتصد حدیث

پدیدآورندگان: محمد محمدی، محمدجعفر امامی، محمدرضا آشتیانی، محسن قرائتی، ناصر مکارم شیرازی، عبدالرسول حسنی، سیدحسن شجاعی، محمود عبداللهی، سیدحسین حسینی

ـ اخلاق در قرآن: فروع مسائل اخلاقی، ناصر مکارم شیرازی

 ـ اخلاق در قرآن: اصول مسائل اخلاقی، ناصر مکارم شیرازی

ـ اخلاق از نظر همزیستی و ارزشهای انسانی، محمدتقی فلسفی

 ـ اخلاق اسلامی، علی مشکینی

ـ اخلاق، محمدتقی فلسفی

ـ اخلاق معاشرت، جواد محدثی

 ـ مراحل اخلاق در قرآن، عبدالله جوادی آملی، علی اسلامی 

ـ آموزش اخلاق، رفتار اجتماعی، و قانون پذیری به کودکان، مسعود جان بزرگی، ناهید نوری، مژگان آگاه هریس

ـ اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، شهید مرتضی مطهری

ـ نقطه های آغاز در اخلاق عملی، آیة الله محمدرضا مهدوی کنی

  ـ اخلاق سازمانی، احد فرامرزقراملکی

 ـ اخلاق اسلامی (مبانی و مفاهیم)، محمد داودی

ـ اخلاق در اداره، حسین مظاهری

 

معرّفی کتبی دیگر در ارتباط با معارف اسلامی

تفاسیر آسان:

ـ تفسیر نور، تألیف محسن قرائتی

ـ تفسیر نمونه، تألیف جمعی از محقّقین با نظارت آیة الله ناصر مکارم شیرازی

ـ تفسیر نسیم حیات، تألیف ابولفضل بهرام پور

ـ تفسیر جوان (منتخب تفسیر نمونه)

 

کتبی آسان در باب احکام و فلسفه احکام

ـ امر به معروف و نهی از منکر، محسن قرائتی

ـ یکصد و چهارده نکته درباره نماز، محسن قرائتی

ـ اسرار نماز، محسن قرائتی

ـ آشنایی با نماز (نوجوانان) ، محسن قرائتی

ـ خمس و زکات، محسن قرائتی

 

کتبی آسان در امور مختلف

ـ راه و رسم تبلیغ

پدیدآورندگان: جعفر سبحانی، محمدتقی فلسفی، مرتضی مطهری، علی مشکینی، محمدتقی مصباح یزدی، ناصر مکارم شیرازی، محمدابراهیم آیتی، محمدهادی معرفت، محدث نوری، محدث قمی

ـ سیصد اصل در مدیریت اسلامی، محسن قرائتی

ـ اسلام شناسی 1 (برای نوجوانان) ، محسن قرائتی

ـ سیره پیامبر اکرم (ص) با نگاهی به قرآن کریم، محسن قرائتی

ـ داستان پیامبر اسلام

پدیدآورندگان: محمدجعفر امامی، محمدرضا آشتیانی، محسن قرائتی، ناصر مکارم شیرازی، عبدالرسول حسنی، سیدحسن شجاعی، محمود عبداللهی، محمدمهدی اشتهاردی، سیدنورالله طباطبائی، سیدحسین حسینی

ـ قصه حضرت موسی (ع)

پدیدآورندگان: محمدجعفر امامی، محمد محمدی اشتهاردی، محمدرضا آشتیانی، محسن قرائتی، ناصر مکارم شیرازی، عبدالرسول حسنی، سیدحسن شجاعی، محمود عبداللهی، سیدنورالله طباطبایی

ـ قصه حضرت عیسی (ع)

پدیدآورندگان: محمدجعفر امامی، محمد محمدی اشتهاردی، محمدرضا آشتیانی، محسن قرائتی، ناصر مکارم شیرازی، عبدالرسول حسنی، سیدحسن شجاعی، محمود عبداللهی، سیدنورالله طباطبایی

ـ قصه حضرت یوسف (ع)، ناصر مکارم شیرازی، سیدحسین حسینی

ـ قرآن و تبلیغ (با تجدید نظر و اصلاحات) ، محسن قرائتی

ـ گناه شناسی (با تجدید نظر و اضافات) ، محسن قرائتی

ـ یکصد و پنجاه درس زندگی، ناصر مکارم شیرازی

ـ قرآن و آخرین پیامبر: تجزیه و تحلیل مستدل و گسترده ای درباره عظمت و اعجاز قرآن از دریچه های گوناگون و سایر طرق ...، ناصر مکارم شیرازی

ـ اهداف قیام حسینی، ناصر مکارم شیرازی

ـ پاسخ به پرسشهای مذهبی، معارف اسلام

پدیدآورنده: جعفر سبحانی تبریزی، ناصر مکارم شیرازی

ـ مشکلات جنسی جوانان، ناصر مکارم شیرازی

ـ شیوه همسری در خانواده نمونه، ناصر مکارم شیرازی

ـ پیدایش مذاهب، ناصر مکارم شیرازی

ـ وهابیت بر سر دوراهی، ناصر مکارم شیرازی

ـ شیعه پاسخ می گوید: تحقیقی در مورد 10 مسئله مهم مورد بحث میان پیروان اهل بیت (ع) و اهل سنت، ناصر مکارم شیرازی

ـ زهرا علیها السلام برترین بانوی جهان، ناصر مکارم شیرازی

ـ مناظرات تاریخی امام رضا (ع) با پیروان مذاهب و مکاتب دیگر، ناصر مکارم شیرازی