(16/200191)-   

پرسش:آيا اين فلسفه ملا‌صدرا در ارتباط با شناخت خدا كاملا درسته كه مي‌گه: ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامکان و بي زمان اما به قدر فهم تو کوچک مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو کارگشا مي شود يتيمان را پدر مي شود و مادر محتاجان برادري را برادر مي شود عقيمان را طفل مي شود نااميدان را اميد مي شود گمگشتگان را راه مي شود در تاريکي ماندگان را نور مي شود رزمندگان را شمشير مي شود پيران را عصا مي شود محتاجان به عشق را عشق مي شود خداوند همه چيز مي شود همه کس را... به شرط اعتقاد به شرط پاکي دل به شرط طهارت روح به شرط پرهيز از معامله با ابليس بشوييد قلب هايتان را از هر احساس ناروا و مغزهايتان را از هر انديشه خلاف و زبان هايتان را از هر گفتار ناپاک و دست هايتان را از هر آلودگي در بازار و بپرهيزيد از ناجوانمردي ها، ناراستي ها، نامردمي ها ... چنين کنيد تا ببينيد چگونه بر سفره شما با کاسه اي خوراک و تکه اي نان مي نشيند در دکان شما کفه هاي ترازويتان را ميزان مي کند و در کوچه هاي خلوت شب با شما آواز مي خواند مگر از زندگي چه مي خواهيد که در خدايي خدا يافت نمي شود؟؟؟

پاسخ:

1ـ آنچه در این متن آمده ، متني است ادبي و آمیخته با خیال که مملو از استعاره ها و تشبيهات است ؛ لذا می توان آنها را درباره ی خدا چنان تفسیر نمود که درست و عقلانی باشند. امّا ملاصدار فردی است که در نوشتارهای فلسفی خویش از چنین تعابیری استفاده نمی کنند. این متن نیز از ملاصدرا نیست. اگر حضرت عالی مدّعی هستید که این جملات از ملاصدراست ،  مشتاقيم آدرس آن را در کتابهای خود ملاصدرا برايمان ارسال نماييد.

این متن که ارسال فرموده اید ، از کتاب « مردی در تبعید ابدی» نوشته ی نادر ابراهیمی است که براساس داستان زندگی صدرالمتالهین ملاصدرای شیرازی، نوشته شده است. و توجّه شود که آنچه در این کتاب آمده ، صرف داستان پردازی است و ربطی به ملاصدرای واقعی ندارد ؛ کما اینکه سریال ساخته شده درباره ی ملاصدرا نیز شباهتی با ملاصدرای حقیقی نداشت. چون آنکه فیلم می سازد یا داستان می نویسد ، صرفاً داستان سرایی می کند ، امّا ما که کارمان خواندن و تحقیق و تدریس آثار از این حکیم بزرگ است بهتر می شناسیم شخصیّت حقیقی او را ؛ چرا که امیر مومنان (ع) در نهج البلاغه ، حکمت 392 فرمودند: « تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِه ـــ سخن بگویید تا شناخته شوید ؛ چرا که شخص در زیر زبانش مخفی است.»

خود نویسنده ی کتاب مردی در تبعید ابدی نیز در مقدمه‌ی کتاب ، از داستانی بودن ِ کتاب خودش صحبت می‌کند ؛ همانگونه که در ابتدای سریال مذکور نیز گفته می شد که این سریال بیانی داستانی بر اساس زندگی ملاصدرا است.

2ـ امّا مطلبی که این نویسنده از زبان ملاصدرا نوشته ، اوّلاً در حقیقت به این درازی نیست ؛ بلکه کلامی است دو سطری. ثانیاً از ملاصدرا نیست بلکه از حکیم بزرگ ، ملاهادی سبزواری است ، که یکبار آن را در تعلیقات بر شواهد الرّبوبیّه جناب ملاصدرا آورده است ، و بار دیگر نیز در کتاب پر ارزش خودش ، شرح منظومه. ثالثاً جناب حاجی سبزواری این کلام را درباره ی انسان کامل گفته است نه درباره ی خدا.

امّا اصل کلام که نویسنده ی کتاب « مردی در تبعید ابدی » به آن شاخ و برگ داده و بعد در مورد خدا و از زبان ملاصدرا نقل نموده چنین است.

الف ـ « و كيف لا و من كان للأيتام كالأب الرءوف و للشيوخ العجزة كالابن الشفيق و للأرامل كالزوج الرحيم و هم الذين أنفسهم في النفوس و أرواحهم في الأرواح و هم قلب العالم الكبير و يد الله و عين الله و أذن الله و مشية الله أو قدرة الله. ـــــ و چگونه چنین نباشد آن کسی که برای یتیمان مانند پدری مهربان است ، و برای پیرزنان ناتوان مانند پسری دلسوز می باشد ؛ و برای بیوه زنان همچون همسری دل رحم است. و اینانند آن کسانی که نفسشان در میان نفسها و روحشان در میان روحهاست ؛ و اینهایند قلب عالم بزرگ و اینانند دست خدا و چشم خدا و گوش خدا و مشیّت خدا و قدرت خدا. » (التعليقات على الشواهد الربوبية ،ص800 ، الإشراق الثالث من الشواهد)

ب ـ باز فرموده اند: « و قد ورد في الأئمة الأخيار - سلام اللَّه عليهم-: « أنفسكم في النّفوس و أرواحكم في الأرواح و أجسادكم في الأجساد» ؛ و أمثال ذلك.

 نعم، من كان للأيتام كالأب الشّفيق، و للشيوخ العجزة، كالابن الرّحيم الودود، و للأرامل المنبتتة الوسائل كالكهف المغيث، و لا يرتضي لغيره، إلّا ما يرتضي لنفسه، بل يؤثّر غيره على نفسه لا غرو في أمثال ذلك في حقّه‏ ــــــ در روایات ائمه (ع) وارد شده که « أنفسكم في النّفوس و أرواحكم في الأرواح و أجسادكم في الأجساد» ؛ بلی آنکه یتیمان را چون پدری مهربان است ، و پیرزنان ناتوان را چون پسری دل رحم و دوستدار و بیوه زنان بی پشتیبان را چون پناهگاه و برای دیگران نمی خواهد مگر آنچه برای خود می خواهد ، بلکه دیگران را بر خود مقدّم می دارد ، حرص و طمع و به دنیا چسبیدنی برای او نیست.» (شرح المنظومة ، ج‏5 ،ص 256 الفريدة الثانية في أصول المعجزات و الكرامات )

اگر این دو متن را با متن کتاب « مردی در تبعید ابدی » مقایسه بفرمایید متوجّه می شوید که نویسنده ی آن ابتدا مطلبی را در پاورقی های کتاب ملاصدرا (شواهد الرّبوبیّه ) دیده و سپس حسّ شاعری اش گل کرده و آن را به آن گونه که خواسته شاخ و برگ داده است.