(4/100130783)-   

پرسش:آيا حرکت جوهري(وجودي) در خدا است؟

پاسخ: حرکت یعنی خروج تدریجی شیء از حالت بالقوّه برای رسیدن به حالت بالفعل.اگر این خروج از قوّه و استعداد ، برای بالفعل شدن ، در عَرَض واقع شود ، آن را حرکت عرضی گویند ؛ مثل حرکت سیب ، از حالت ترشی به سمت شیرینی ؛ یا از حالت سبزی(کالی) به سمت سرخی ؛ یا از کوچکی به سمت بزرگی ؛ یا حرکت انسان از مکان الف به مکان ب. امّا اگر این خروج از قوّه و استعداد ، برای بالفعل شدن ، در جوهر واقع شود ، آن را حرکت جوهری گویند ؛ مثل حرکت تخم مرغ به سمت جوجه شدن ؛ یا حرکت نطفه برای انسان شدن.
از تعریف حرکت به وضوح روشن می شود که موجود متحرّک ، باید دارای حالت بالقوّه باشد تا بتواند از آن خارج گشته ، به تدریج به فعلیّت برسد. لذا موجود متحرّک ، حتماً باید موجود مادّی باشد. چون موجود مجرّد ، منزّه از حالت بالقوّه می باشد. در خداوند متعال نیز حالت بالقوّه معنی ندارد. چون قوّه در قیاس با فعلیّت ، نقص می باشد ؛ حال آنکه خداوند متعال کمال و فعلیّت محض است ؛ و هیچ نقصی برای او قابل فرض نیست. افزون بر این ، خدا نه جوهر است و نه عرض ؛ بلکه وجود محض می باشد. جوهر و عرض ، هر دو از اقسام ماهیّت می باشند.
امّا اینکه حرکت را از سنخ وجود می دانند ، به این معنا نیست که هر وجودی متحرّک است ؛ بلکه پایین ترین رتبه ی وجود را وجود سیّال گویند ؛ که خود این رتبه نیز دارای دو مرتبه ی درونی است. عقل ما از صدر وجود سیّال ، ماهیّت جوهر و از پایین آن، ماهیّتِ عَرَض را انتزاع و اعتبار می کند. لذا جسم مادّی ـ که همان جوهر متحرّک می باشد ـ از حیث وجودی ، وجود سیّال می باشد ؛که اگر به حدود این وجود سیّال نظر نماییم ، آن را به چشم عقلی ، جوهر خواهیم دید. پس جسم مادّی ، دو حیث دارد ، از حیث وجودی ، وجود سیّال گفته می شود ؛ و از حیث ماهوی ، جوهر جسم نامیده می شود. لذا جوهر جسم حرکت نمی کند بلکه عین حرکت و سیلان می باشد.
عَرَض نیز ماهیّت انتزاع شده از رتبه ی دیگری از وجود سیّال می باشد. لکن چون این مرتبه از وجود سیّال ، قائم به رتبه ی بالاتر وجود سیّال (سیّال جوهری) است ؛ لذا حرکت عرض ، از شئونات حرکت جوهر تلقّی می شود.
خلاصه آنکه: حرکت جوهری ، اختصاص به جسم مادّی دارد ؛ و در عوالم تجرّد (عالم مثال یا ملکوت و عالم عقول یا جبروت ) و همچنین در ساحت قدس خداوندی ، حرکت (گذر تدریجی از نقص به کمال) معنی ندارد.